آوان'
از شانس ماعه یهو اونجاهم آشنا میبینیم
نه دیگه ببین لباس پاره پوره میپوشیم
یه جوراب از جیب پیرهن آویزون میکنیم
چادر کهنه سر میکنیم یه بچه هم سر راه
میدزدیم با خودمون میبریم که دلشون
بسوزه پول بدن
من دوباره یه غذای وحشتناکی از روبیکا
یاد گرفتم و درست کردم .
الان نمیدونم چطوری قبل از اینکه مامانم
برگرده نیستش کنم 🙂↔️💔
آوان'
زندگیمون🤡
میبینی چقدر پیشنهاد های بیشرمانه
بهمون میدن ؟( کی بیام بریم عملیش کنیم ؟)