ممکن بود مثلا پادشاه عکس خودش
رو یه روی سکه بزنه روی دیگه هم
عکس ولیعهدش رو بزنه ولی بازم
اینکار فقط باید به دست شاه انجام
میشد .
توی شهر سر و صدا میشه که آره خسرو
ادعای حکومت کرده و میخواد با پدرش
بجنگه.
در حالی که خسرو اصلا تو این فازا نبوده
بنده خدا به فکر شیرین بوده .
میرن بهش میگن که پسرت به اسم
خودش سکه ضرب کرده ..
این یعنی علیه تو قیام کرده و میخواد
خودش به جای تو به تخت پادشاهی
بشینه درحالی که تو زندهای ...
خسرو که میفهمه به اسمش کسی
سکه ضرب کرده و پدرش خیلی عصبانیه
با خودش میگه اگه بمونم اینجا قطعا
جونم به خطر میوفته ...
میره اونجا و به زنهایِ حرمسرا میگه
که آره قراره یه دختر خوشگل با این
ویژگیها که اسمش شیرینه بیاد اینجا
بهش احترام بذارید و درست رفتار کنید.
یه قصر خوب هم تو بهترین جای قلمرو
براش بسازید که بمونه تا من برگردم ..
خسرو راه میوفته و میره به سمت سرزمین ِ[ اَرمن ] .
بلکه اونجا از دست پدرش در امان باشه ..