eitaa logo
آوان'
133 دنبال‌کننده
207 عکس
25 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
شیرین هم از اونطرف داره میاد به سمت سرزمینِ مدائن‌ یعنی‌ همون جایی که پدر خسرو پادشاهه ..
خب چیزی که منطقیه اینه که اینا یه جایی وسط راه همو ببینن‌ دیگه ...
و خب این اتفاق هم میوفته...
با سانسور میگم بلکه‌ در اینجارو تخته‌ نکنن 🤣
شیرین اینهمه‌ راهو با اسب اومده خسته‌ شده و عرق کرده .. هم اینکه‌ تشنه‌ش شده ...
وسط راه به یه چشمه‌ میرسه که آب زلال و زیادی داشته ..
پس تصمیم‌ میگیره دلشو به آب بزنه و یه شنایی تو چشمه بکنه..
چون کسی اطرافش نبوده میره وسط چشمه و شروع میکنه به شستن ِخودش..
در همین حین خسرو هم از اونطرف میرسه به چشمه ...
و چشمش میخوره به خوشگل‌ خانومی که وسط ِچشمه‌ست ..
انقدر خوشگل بوده شیرین ،که خسرو نمیتونه دست از نگاه کردنش برداره و همینطوری بهش زُل میزنه .
یهو اسبِ خسرو شروع میکنه به شیهه کشیدن . شیرین متوجه میشه که ینفر هم اینجاست و داره نگاهش میکنه .