eitaa logo
آوان'
133 دنبال‌کننده
207 عکس
25 ویدیو
4 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
مهین بانو هم که گفتیم یجورایی پادشاه ارمن حساب میشد ..
مهین بانو حسابی از خسرو پذیرایی میکنه و باهاش خوب برخورد میکنه .
خسرو زمانی که نشسته بود و غذا می‌لمبوند که میان و بهش میگن که ینفر اومده میخواد تو رو ببینه ‌.
خسرو میره ببینه کیه .. میبینه که عه دوستش شاپوره ‌.
شاپور از اینکه‌ خسرو اومده ارمن تعجب میکنه و میگه چرا اومدی اینجا ؟ من شیرین‌ رو فرستادم بیاد مدائن که تو‌ رو ببینه بعد تو اومدی اینجا؟
خسرو هم میگه که به اسمش‌ سکه ضرب کردن و از ترس اینکه پدرش قصد جونش‌رو بکنه فرار کرده اومده اینجا ‌.
بهش میگه که ولی وسط راه یه دختر خوشگلی رو دیدم .. وقتی شاپور نشونه‌هایِ شیرین رو میگه میفهمن اون دختری که خسرو تو راه دیده شیرین بوده.
خسرو به شاپور میگه که پاشو برو مدائن به شیرین بگو که من اومدم اینجا بعدم شیرین رو با خودت بردار بیار .
گلگون (اسب‌ِ خسرو) رو هم با خودت ببر که شیرین راحت اونجا سوار اسب شه بعد جفتتون بیاید ارمن .
شاپور راه میوفته سوار گلگون میشه و میره به سمت مدائن .
وقتی میرسه تازه میفهمه‌ این عفریته‌ها با شیرین چیکار کردن و کجا بهش جا دادن که بمونه .
شاپور وقتی میره پیش شیرین و از شیرین میپرسه که چرا همچین‌جایی‌ مونده ؟