آوان'
#پادکست_رادیو_راه
راستش بچهها ۲۰۰ بار دیگه هم این
پادکست رو گوش بدم باز هم در هر
۲۰۰ بار برایِ عزیز و مادرش گریه میکنم .
کلاس دوم که بودیم بهمون گفته بودن
کتاب داستان درست کنین بعد دونه دونه
باید میرفتیم میخوندیم .
نوبت من شد رفتم شروع کردم .
[یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه روز
یه خرس که تازه از تخم اومده بود
بیرون ..]
اینو که گفتم همه زدن زیر خنده ((((=
سلام گل
شب شد، قرار بود داستان بگی =))))))
_
سلام به روی ماهت ناز خاتون ِ من.
چرا که نه .
اگه الان هستید بگم.