همونطور که میدونید شیرین به مهین بانو
گفته بود میره شکار حیوانات ولی رفته
بود شکار خسرو .
گر چه خسرو از حیوان هم کمتره ولی
خب .
مهین بانو هم میگه که من اولش خیلی
نگرانت شدم شب که خوابیدم خواب دیدم
پرندهای که رو دستم بود از دستم رفت
ولی دوباره برگشت .
پس من مطمئن بودم که تو برمیگردی .
حالا هم این هفتاد تا دختر که در خدمتِ
تو بودن باز هم مال خودت .
یه مردی به اسم [ بهرام چوبین ] میاد.
بهرام چوبین یکی از چهره های خیلی
منفور و کثیف تو تاریخ ... ولی خب از
بحث خارج نشیم .
چوبین مثل اون پسره بود که امروز
اسکرین فیلم گذاشته بود مهنا تلگرام
ازش ...
در همون حد کثیف😂.
میاد میبینه خسرو اینطوری بلند نمیشه
این بشینه جاش .
پس ؟ کُلی بازی در میاره که آره خسرو
چشای پدرش رو کور کرده و کشته اون رو.