داشتم میرفتم گفتم آینه نیست بذار تو
آینه دستشویی یه نگاه بندازم ..
دراومدم سریع سوار ماشین شدم که
دیر شده بود ..
رفتیم و رسیدیم . از ماشین پیاده شدم
داشتیم راه میرفتیم که یلحظه به خودم
گفتم کفشام چقدر راحته ..
پامو که نگاه کردم دیدم دمپایی
دستشویی پامه(((((((((((((((((((((=
سلام به مهجبینِ روی دخترای بنده .
چطورید خوبید خوشید سلامتید ؟
محتوای امروز شعرهایِ شما باشه خب؟
بعدم جونم براتون بگه که خیلی درگیر
بودم و نشد که داستان بگمامشب اگه
عربی رو زود تموم کردم میگم 💚.
پیوی من نیومدی😏😂
_
بچهها متاسفانه من فقط یه ۱۰۰ نفرتون
دسترسی دارم و اتفاقا واسه همین دوست
نداشتم از ۱۰۰ تا بیشتر بشید ..
اگه تا حالا پیوی کسی نیومدم
آیدیتون رو بذارید ناشناس رندوم بهتون
پیام میدم از بین آیدیا