بحث آدم بدی بودن نیست
حتی کینهای بودن هم نیست
بحث اینه بعضی وقتها واقعا دل
میخواد که آدمها تاوان بدن..
نه برای اینکه طرف اذیت شه .
برای اینکه یلحظه با خودش بگه
[یعنی یه همچین دردیرو منم به
اون داده بودم ؟]
اول بزنید شبکه ۲ فیلمی که عمو پورنگ
بازی کرده رو ببینید بعد بیاید براتون
الباقی داستان خسرو و شیرین رو بگم :)))
آوان'
دیگه داریم به قسمتهایی میرسیم که فرهاد بخت برگشته وارد داستان میشه .. ولی خب واقعا چشمام نمیکشه .
خببب خبببب اونجایی
بودیم که خسرو با یه دختری ازدواج
کرد بعد به کمک پدرزنش که بهش
لشکر داد اومد و تخت پادشاهی رو
از بهرام پس گرفت .
شیرین رو صدا میزنه و میگه که
ببین من جز تو وارثی ندارم و میخوام
تو بعد از من به تخت بشینی و حکومت
این سرزمین رو به دست بگیری .