eitaa logo
آوان'
172 دنبال‌کننده
333 عکس
57 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
من جای شیرین‌ بودم شاپور رو میذاشتم لای در درو می‌بستم.
شیرین خیلی عصبی میشه .
میگه ببین من پادشاه یه سرزمین محسوب میشدم بعد الان پاشم‌ یواشکی بیام قصر خسرو؟ من انقدر خوار و ذلیل شدم یعنی ؟
توی قضیه‌یِ عشق و عاشقی ِما من آبروم‌ و حکومتم‌ رو از دست دادم ولی عین خیال خسرو هم نبود . بعد من بلند شم برم جایی که دعوت نشدم؟
شعرای اینجا خیلی قشنگه بزارید براتون بفرستم .
حرف‌هایی که شیرین به شاپور میگه تا اون بره به خسرو بگه از زبان ِنظامی*
شیرین میگه که برو به خسرو بگو که اگه خیلی دلت واسم تنگ شده و دلت بغل میخواد مریم هست اون‌رو بغل کن .
اگرم که فکر میکنی من یواشکی‌ میام و اونجا میمونم باید بگم‌که زهی‌ خیال باطل(همون‌زارت‌خودمون) .
شاپور هم که ترسیده حق رو به شیرین میده و میگه راست میگی تو اینهمه‌ براش کار کردی ولی اون گردن گیریش‌ برای یکی دیگه کار کرد ..
یه آقایی از پنجره رو به روییمون‌ تا نصف آویزونه‌ و همینطوری زل زده . چقدر بیشعور واقعا .
شیرین اونجا داشت روزای سختی رو میگذروند .. همش حالش بد بود علاوه بر آب‌و هوای بد اونجا هیچ چیزی هم به جز شیر نمی‌تونست بخوره .
دور تا دور قصر شیرین پر بود از گیاه سمی برای همین نمیشد اونجا گوسفند نگه‌ داشت