eitaa logo
آوان'
174 دنبال‌کننده
308 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
توی قضیه‌یِ عشق و عاشقی ِما من آبروم‌ و حکومتم‌ رو از دست دادم ولی عین خیال خسرو هم نبود . بعد من بلند شم برم جایی که دعوت نشدم؟
شعرای اینجا خیلی قشنگه بزارید براتون بفرستم .
حرف‌هایی که شیرین به شاپور میگه تا اون بره به خسرو بگه از زبان ِنظامی*
شیرین میگه که برو به خسرو بگو که اگه خیلی دلت واسم تنگ شده و دلت بغل میخواد مریم هست اون‌رو بغل کن .
اگرم که فکر میکنی من یواشکی‌ میام و اونجا میمونم باید بگم‌که زهی‌ خیال باطل(همون‌زارت‌خودمون) .
شاپور هم که ترسیده حق رو به شیرین میده و میگه راست میگی تو اینهمه‌ براش کار کردی ولی اون گردن گیریش‌ برای یکی دیگه کار کرد ..
یه آقایی از پنجره رو به روییمون‌ تا نصف آویزونه‌ و همینطوری زل زده . چقدر بیشعور واقعا .
شیرین اونجا داشت روزای سختی رو میگذروند .. همش حالش بد بود علاوه بر آب‌و هوای بد اونجا هیچ چیزی هم به جز شیر نمی‌تونست بخوره .
دور تا دور قصر شیرین پر بود از گیاه سمی برای همین نمیشد اونجا گوسفند نگه‌ داشت
مجبور بودن برای اینکه شیر بتونن بیارن واسه شیرین کلی از قصر دور بشن و برن به جایی که علف‌ شیرین داره و گوسفندا اونجا نگه داشته میشن.
وقتی میرفتن برای شیرین شیر بیارن چون راه دور بود علاوه بر اینکه شیر میریخت اینور اونور ، خیلی وقت‌ها فاسد میشد تازه خیلیم طول می‌کشید.
شیرین یه روز که به کاسه‌ی شیر خیره شده بود به فکری میزنه به سرش که این شیر زودتر به دستش برسه ..