وقتی میرفتن برای شیرین شیر بیارن چون
راه دور بود
علاوه بر اینکه شیر میریخت اینور اونور ،
خیلی وقتها فاسد میشد تازه خیلیم
طول میکشید.
شیرین یه روز که به کاسهی شیر
خیره شده بود به فکری میزنه به سرش
که این شیر زودتر به دستش برسه ..
آوان'
به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند
این شعر هم داستان جالبی داره
مصراع دوم شعر رو خود امام علی(ع) گفتن :)