eitaa logo
آوان'
174 دنبال‌کننده
307 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
فرهاد همینطوری نشسته‌ بود که صدای یه دختری میاد و یه دل نه صد دل عاشق این صدا میشه از بس که قشنگ بود ..
از همین‌ الان بگم که بچه‌ها فرهاد خیلی یهویی وارد داستان میشه خیلیم یهویی خارج میشه . رسما پیام بازرگانی‌ داستان حساب میشه.
تو همین حین‌ شیرین میاد داخل و فرهاد میبینه که چهره‌ی شیرین مثل صداش خیلی دلنشین‌ و زیباست .
فرهاد همینطوری زل زده بود به شیرین
شیرین شروع میکنه به توضیح دادن که من میخوام یکاری کنی این شیر از پشت کوه‌ها مستقیم برسه به قصر من .
فرهاد که انگار هوش از سرش پریده بود هیچکدوم از حرفای‌ شیرین رو نفهمید .
بعد از اینکه‌ شیرین میره تازه از اون کسایی که اونجا بودن میپرسه که آقا این شیرین چی گفت به من؟
یکی از افرادی که اونجا بودن شروع میکنه به توضیح دادن‌ فرهاد یه لبخند گنده میاد رو لبش ..
وسایلش‌رو با ذوق جمع میکنه و میره به سمت کوه و شروع میکنه به درست کردن یه جوی که وقتی شیر رو میدوشن مستقیم بریزن توی جوی و بره به قصر شیرین.
فرهاد هی به شیرین فکر میکنه انگیزه میگیره و با قدرت بیشتری کار میکنه .
تا اینکه‌ توی زمان خیلی کوتاه موفق میشه کوه رو بشکافه و برای شیرین یه جوی درست کنه .
شیرین وقتی میفهمه بلند میشه تا بره هم از نزدیک‌ جوی رو ببینه و هم از فرهاد تشکر کنه و مزدشو‌ بده .