eitaa logo
آوان'
173 دنبال‌کننده
306 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از اینکه‌ شیرین میره تازه از اون کسایی که اونجا بودن میپرسه که آقا این شیرین چی گفت به من؟
یکی از افرادی که اونجا بودن شروع میکنه به توضیح دادن‌ فرهاد یه لبخند گنده میاد رو لبش ..
وسایلش‌رو با ذوق جمع میکنه و میره به سمت کوه و شروع میکنه به درست کردن یه جوی که وقتی شیر رو میدوشن مستقیم بریزن توی جوی و بره به قصر شیرین.
فرهاد هی به شیرین فکر میکنه انگیزه میگیره و با قدرت بیشتری کار میکنه .
تا اینکه‌ توی زمان خیلی کوتاه موفق میشه کوه رو بشکافه و برای شیرین یه جوی درست کنه .
شیرین وقتی میفهمه بلند میشه تا بره هم از نزدیک‌ جوی رو ببینه و هم از فرهاد تشکر کنه و مزدشو‌ بده .
دیدار شیرین و فرهاد در کوه . نگارهٔ موزه متروپولیتن*
میبینید؟ چیزی که برای ماست‌ چرا باید تو موزه‌ی بقیه نگهداری بشه.
شیرین میاد پیش فرهاد ازش کلی تشکر میکنه بعد گوشواره‌‌ش رو درمیاره‌ و میده به فرهاد .
میگه ببین من پولی ندارم ولی به عنوان مُزد من گوشواره‌م رو میدم بهت ببر و بفروش بعدم پولش رو برای خودت بردار.
فرهاد گوشواره رو از شیرین میگیره میبوسه و بعد گوشواره‌ رو برمیگردونه به شیرین .
و میگه من از تو هیچی نمیخوام .