eitaa logo
آوان'
173 دنبال‌کننده
301 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
میبینید؟ چیزی که برای ماست‌ چرا باید تو موزه‌ی بقیه نگهداری بشه.
شیرین میاد پیش فرهاد ازش کلی تشکر میکنه بعد گوشواره‌‌ش رو درمیاره‌ و میده به فرهاد .
میگه ببین من پولی ندارم ولی به عنوان مُزد من گوشواره‌م رو میدم بهت ببر و بفروش بعدم پولش رو برای خودت بردار.
فرهاد گوشواره رو از شیرین میگیره میبوسه و بعد گوشواره‌ رو برمیگردونه به شیرین .
و میگه من از تو هیچی نمیخوام .
این داستان مثل زندگی منه [ کاملا خر تو خر] فرهاد عاشق شیرین بوده شیرین عاشق خسرو خسرو عاشق مریم و شیرین و الباقی زن‌ها .
فرهاد از این قضیه که دیگه قرار نیست به بهونه‌ی کار شیرین رو ببینه‌ خیلی ناراحت بود.
روز به روز هم این آتش عشق تو دلش بیشتر زبانه می‌کشید و رسما از خواب و خوراک افتاده بود .
داستان عشق فرهاد یه کلاغ چهل‌ کلاغ میشه و تو کل شهر میپیچه تا اینکه‌ میرسه به گوش خسرو
خسرو خیلی خوشحال میشه از اینکه‌ ینفر دیگه هم دردی که این داره میکشه‌ رو تجربه میکنه .
ولی با این حال حس حسودیش بهش غلبه میکنه و میگه که من فقط باید عاشق شیرین باشم نه کس دیگه‌ای‌.
به نوچه‌‌هاش دستور میده کلی طلا و نقره ببرن واسه فرهاد که از شیرین دست بکشه .