eitaa logo
آوان'
173 دنبال‌کننده
301 عکس
48 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
فرهاد از این قضیه که دیگه قرار نیست به بهونه‌ی کار شیرین رو ببینه‌ خیلی ناراحت بود.
روز به روز هم این آتش عشق تو دلش بیشتر زبانه می‌کشید و رسما از خواب و خوراک افتاده بود .
داستان عشق فرهاد یه کلاغ چهل‌ کلاغ میشه و تو کل شهر میپیچه تا اینکه‌ میرسه به گوش خسرو
خسرو خیلی خوشحال میشه از اینکه‌ ینفر دیگه هم دردی که این داره میکشه‌ رو تجربه میکنه .
ولی با این حال حس حسودیش بهش غلبه میکنه و میگه که من فقط باید عاشق شیرین باشم نه کس دیگه‌ای‌.
به نوچه‌‌هاش دستور میده کلی طلا و نقره ببرن واسه فرهاد که از شیرین دست بکشه .
میرن و سر تا پای فرهادو طلا و نقره میگیرن و بهش میگن که بیا و فکر شیرین رو از سرت بنداز که خسرو پادشاه مدائن عاشق شیرینه .
اما فرهاد میگه که من عاشق شیرینم و از هیچ ننه‌ قمری هم نمی‌ترسم طلاهاتون‌ ارزونیتون‌ شیرینو‌ نمیدم بهتون ( با لهجه‌ اصفهانی) .
نوچه‌ها دوباره طلاهارو برمیدارن و برمیگردن به قصر به خسرو میگن که بابا این واقعا عاشق شده عقل و هوش از سرش پریده .
خسرو میگه برید و فرهاد‌رو بیارید تا خودم باهاش صحبت کنم .
میرن و فرهادرو میارن به کاخ پیش خسرو ...
بچه‌ها این قسمت شعر که مناظره‌ بین خسرو و فرهاده قشنگترین‌ و معروف‌ترین‌ مناظره‌‌‌ست پس دلم میخواد با جونتون‌ گوشش بدید =))))))