اما فرهاد میگه که من عاشق شیرینم
و از هیچ ننه قمری هم نمیترسم
طلاهاتون ارزونیتون شیرینو نمیدم بهتون
( با لهجه اصفهانی) .
نوچهها دوباره طلاهارو برمیدارن و
برمیگردن به قصر به خسرو میگن که
بابا این واقعا عاشق شده عقل و هوش
از سرش پریده .
بچهها این قسمت شعر که
مناظره بین خسرو و فرهاده قشنگترین
و معروفترین مناظرهست پس دلم
میخواد با جونتون گوشش بدید =))))))
گوشیم شارژش داره تموم میشه=)))))
اینکه آخر مناظره چی میشه و خسرو
چی به سر فرهاد میاره بمونه واسه شب
بعد .
شبتون بخیر دخترای تالی ماهِ بنده 🙂↔️💚.
کاش میتونستم بفهمم اینایی که
هی پیام میدن نهایی چند شدی
این اطلاعات به چه دردشون میخوره