باور کن آهو و گوزن بهم خیلی میان دقیقا همونجوری که من و خوشبختی بهم میایم ولی خب مال هم نیستیم.
هروقت تونستی رو چمن بشینی و بُزِ درونتو کنترل کنی که شروع ب کندنِ چمن نکنه
یعنی به نفسِت مسلط شدی
یکی از تفریحاتم اینه تو خیابون با مردم سلام علیک گرم میکنم
بعد از این که رفتم یارو نیم ساعت فک میکنه من کی بودم
کاش میتونستم برای تمام کسایی که آب بردم و ازش بین راه خوردم یا دست کردم توش ببینم گرمه یا سرد حلالیت بطلبم.
اگر حرف ها وزن ندارند
بی مهری ها درد ندارند
پس چطوری کمرِ آدمها را میشکنند
و یک شبِ آدم را پیر میکنند؟!