پس میره سراغ نقشهی جدید دستور
میده میرن یه مردی رو میارن بهش
پول میدن تا کاری که خسرو میخوادرو
انجام بده .
مرد رو راضی میکنن و میارن پیش
خسرو.
خسرو بهش میگه که ببین تو باید بری
پیش فرهاد و بهش بگی که شیرین
مُرد .
مرد اومد از فرهاد پرسید که چیکار میکنی
بالای کوه به این بلندی ؟
فرهاد گفت که آره اگه مسیر رو از وسط
این کوه درست کنم قراره به شیرین برسم .
مرد نه میزاره نه برمیداره برمیگرده به
فرهاد میگه که کجای کاریییییی ..
شیرین مرد .. بردن خاکش کردن ..
فرهاد وقتی این حرفا رو میشنوه حالش
خیلی بد میشه با خودش فکر میکنه
که دیگه این زندگی به درد من نمیخوره
و همونجا خودش رو از بالای کوه پرت میکنه پایین .
فکر میکنم تا همینجا کافی باشه چون
بنظرم گوش نکردید و خواب بودید:(
در هر صورت شبتون بخیر دخترای تالی
ماه بنده 🙂↔️💚.