به همون اندازه که بزرگترها ازم بدشون
میاد بچهها دوسم دارن واقعا ۱۰۰ امتیاز
به بچهها .
داشتم یه خوابی میدیدم که داییم با نخ
بینیمو قلقلک داد از خواب پریدمممم
تو خواب اونجایی بودم که اون ۳ نفر
بهم پیام داده بودن تازه داشتم پیویارو
باز میکردمممممم لعنتییییی کاش میشد
بفهمم چی گفته بودن بهمممم
آوان'
داییتو میخوام.
متاسفانه هر روز صبح یا اینطوری بیدارم
میکنن یا هر چی تشک و پتو هست میریزن
روم یا پاهامو قلقلک میدن .
آوان'
فکر میکنم تا همینجا کافی باشه چون بنظرم گوش نکردید و خواب بودید:( در هر صورت شبتون بخیر دخترای تال
خب دفعهی پیش اونجایی بودیم که
فرهاد بندهیِ خدا خودشرو از بالای کوه
پرت کرد پایین .
فرهاد از اینجا به بعد توی شعرها و داستانها
شد نمادِ آدم عاشق که دست روزگار
اجازه رسیدن به معشوقش رو نمیده .
زمانی که فرهاد از بالای کوه خودش رو
میندازه ابزار هم تو دستش بود که
فرو میره تو خاک و بعدها از اونجا درخت
انار رشد میکنه .