eitaa logo
آوان'
190 دنبال‌کننده
311 عکس
59 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
انقدر تعریف میکنه از شکر‌ که خسرو نظرش جلب میشه . چند روزی به این شکر فکر میکرد تا اینکه ..
آخ جون قصه:) _ اجازه هست من دور سر شما بگردم؟
سلام فینگیلیهه من هر وقت داستان تعریف کنی من گوش میدم (((((((:::::: _ سلامم جیگر منن ای خدا تصدقت خب دختر خوشگلهه
تصمیم میگیره جمع کنه بره اصفهان تا بتونه شکر رو ببینه .
میرسه به اصفهان و منتظر میمونه تا شکر بیاد و همدیگه رو ببینن و ..
اینجا رو هم یکم سانسور میکنیم که در اینجارو تخته نکنن =)
شکر لباسش رو میپوشونه‌ به یکی از کنیزاش و میگه برو پیش خسرو . کنیز هم لباس رو میپوشه و میره پیش خسرو .
صبح که میشه خسرو دوباره میره پیش شکر و بهش میگه من خیلی خوبم مگه نه ؟
خب معلومه که نه .
شکر هم میگه که آره فقط دهنت بو میده برو این چیزایی که میگم بخور که دهنت بوی خوبی بده بعد بیا.
خسرو یه مدتی بعد میاد و بعد از کلی اتفاق بالاخره از لجِ شیرین با شکر ازدواج میکنه بعدم با دبدبه و کبکبه شکر رو میاره به مدائن .
شاید فکر کنید خسرو دیگه زن گرفت و فکر شیرین رو از سرش انداخت ولی باید بگم که سخت در اشتباهید.