سکوتم کوهی از حرف و نگاهم خیس ماندن بود
ولی او فرق شب با روز روشن را نمی فهمید
من او را خوب فهمیدم کمی عاقل تر از من بود
همیشه درد اینجا بود، او من را نمی فهمید
«أحببتك بكل الطرق و أولها الصمت»
به همه روشها دوستت داشتم و اولینشان سکوت بود!
- وصل میپرسد: -
"هراس از باد هجرانی نداری؟"
و از عاشق جوابِ
" هر چه باداباد " می آید...
#حسین_منزوی
🌱
بعد از ما قرار بود گذار فصلها درستتر پیش برود و تاریکی تمام شود و خورشید، سخاوتمندانهتر بر آسمان این سرزمین بتابد، هرچند که ما تمام فرصت حضورمان را در رنج و تاریکی زیستهبودیم.
ما قوهای خسته و رنجور و به استیصال رسیدهای بودیم که داشتیم جان میدادیم، در حالی که جهان از شُکوهِ آخرین آوازمان به وجد آمدهبود...
-نرگس صرافیان طوفان
به يادِ روزگارانى كه با هم داشتيم اى دوست
مرا همواره شب ها شبنمى از چشم مى افتد...
#سید_تقی_سیدی
🌱
اونقدر آدما قبل من و تو غصه خوردن، عاشق شدن، فارغ شدن
اونقدر آدما قبل من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن
اونقدر آدما قبل من و تو به گذشتهشون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن
حالا کجان؟
رها کن رفیق، رها کن بره