نمیدونم درک میکنید چی میگم یا نه، ولی مودم اینجوریه که یهو به خودم میام میبینم باز دارم برای چیزی که قبلا چند بار کامل پذیرفتم و کنار اومدم باهاش، غصه میخورم.
هدایت شده از اَفگار ؛
مودی بودن اینطوره که یه لحظه خوشحالی اما به ثانیه نکشیده حالت بد میشه و میری توو خودت.
یه لحظه دلت میخواد دنیا رو فتح کنی و یکساعت بعدش حتی حوصله مرتب کردن اتاق خودتو هم نداری. مدام کلی تصمیم برای آینده میگیری اما حتی حال عملی کردن یدونه از اونا رو هم نداری.
همیشه هم بخاطر تصمیماتی که میگیری و در لحظه عوض یا لغو میشن، استرس داری و بیقراری. خواستم بگم اگه تو هم مثل منی، بیا بغل ࢱ.
_ کلافم، خستم، قلبم تند می زنه، مغزم از شدت فکر کردن داره منفجر می شه و اضطراب و حالت تحوع داره خفم میکنه. دیگه نمیتونم نمیکشم.
حوصلهی انجام هیچ کاری رو ندارم. دلم می خواد چند روز کاری نکنم حرفی نزنم، نشنوم، راه نرم، نشینم، نخوابم، پیام ندم، زنگ نزنم، ننویسم، نخندم، نخورم، جواب کسیو ندم، موزیک گوش نکنم، فیلم نبینم، کتاب نخونم، سیگار نکشم، فکر نکنم، یادت نیوفتم، زندگی نکنم،
نباشم. نباشم. نباشم.
'میدونم گاهی زندگی بهت سخت میگیره.
از اولش هم قرار نبوده راحت باشه؛ ینی هیچکی بهمون قول نداده بود که زندگیمون قراره خوب و راحت و خوش باشه. میگذره، غمهاش، خوشیهاش، حتی خاطرههاش و تنها چیزی که تغییر میکنه سلولهای بدنمونه که پیرتر و چروکیدهتر میشن. ببین چه قدر برای دلت میارزی،
همون قدر مراقب خودت و دلت باش! 🤍