معده درد عصبی اونجایی بده که نه تنها قلبت درد میگیره بلکه ریههاتم دیگه یاری نمیکنن، نمیتونی نفس بکشی :/
میدونید چرا میگن سگِ سیاهِ افسردگی؟
چون هیچکس ازش در امان نیست و ممکنه تجربهش کنه، و وقتی هم وارد زندگیش بشه جدا شدنش سخته، وفاداره مثل سگ؛ سیاهیش هم به خاطر سنگینی و غمیه که میده.
حالا این سگ یهو یه موقعیتی برای صاحبش پیش میاد -درامایی، فشار روانیای، نداشتن حمایتی، فعال شدن ژنی، چیزی- غذا در دسترسش قرار میگیره؛ اگه صاحبش با این شرایط تنها بمونه و نتونه راهی برای کنار اومدن باهاشون پیدا کنه، این سگ ممکنه بزرگ و بزرگتر بشه.
رفیق گلم! اگه سگِ سیاه افسردگی پاچهتو گرفت، بدون که تنها نیستی و این سگ پاچهی خیلیا رو گرفته.
ولی بعضیا با کمکگرفتن و پیدا کردن راهکار مناسب برای مراقبت از خودشون، میتونن اونو کوچیک کنن و برسن به یه سگ فنجونی، و بعضیا علیرغم تلاشهاشون ممکنه نتونن و با یه سگ ماستیف انگلیسی طرف باشن :/
تو میتونی برای کوچیک کردنش تلاش کنی، اما ممکنه شرایط سختتر از توانت باشه و حمایت کافی نداشته باشی، اون بزرگ بشه و بخش زیادی از زندگیت رو تحت تاثیر قرار بده یا حتی زندگیتو ببلعه!
پس حتما باید از دیگران کمک بگیری، وگرنه ممکنه خستهتر بشی.
مسئله این نیست که اون سگ وجود داره، مسئله اینه که تو بتونی با کمک دیگران اونو انقدری کوچیک کنی که یه روز به خودت بیای و ببینی دیگه حضورش احساس نمیشه.