🔻حجاب در چالۀ لکنت زبانی
🖋آزاده محمودیان
۱. روایت تلخی است که در میان حلقههای زنجیرۀ بلندبالای متولیان امر حجاب، تنها نیروی انتظامی بود که در جایگاه خود و بر اساس وظیفۀ قانونیاش، یعنی مواجهه با متخلفان، عمل میکرد، که آنهم با دستور مستقیم رئیسجمهور جدید فلج شد. اینکه قوای سهگانه در قبال انجام این مسئولیت خطیر خود به سکوت محض رسیدهاند بخشی از این داستان تلخ است؛ اما بخش تلختر، بیعملیها و انفعالها، یا اقدامات پرشائبۀ نهادهای موظفِ غیروابسته به قوای سهگانه است. یکی از این اقدامات پرشائبه انتخاب عنوان طرح «کلینیک ترک بیحجابی» است که در ابتداییترین بازخوردها احساسی مرکب از تحقیر و تفکیک جامعه را به مخاطب خود القا میکند.
۲. عجیب که در ستاد امربهمعروف و جبهۀ انقلاب افرادی مجرب و دلسوز، خود را خرج عنوان ناسنجیده این طرح کردند. سخن با این دوستان بزرگوار آن است: در شرایط کنونی، این امر که اجرای یک طرح یا افراد ضمیمۀ آن، حقالزحمه نگرفتهاند و کار جهادی کردهاند هیچ اهمیتی نزد افکار عمومی ندارد. این حرف بهمعنای نادیدهگرفتن ارزش کار جهادی نیست؛ بلکه فضای فکری در اکنونِ جامعۀ ایران میطلبد که بگویید یک طرح با بهرهگیری از اندیشۀ این اساتید برجستۀ نامآشنا و آن پژوهشگران زبده، که در این دوسال میان مردم و رسانهها حضور داشتهاند و نیز با استفاده از تجربۀ فلان نیروهای میدانی دستبهگریبان با این ناهنجاری، طراحی و آزموده شده و حال، از آن در رسانه پردهبرداری میشود. در چنین شرایطی نیمی از مسیر را در همراه کردن افکارعمومی و مصونسازی آن در مقابل متعرضان طی کردهاید؛ حتی اگر بگویید مبلغ کلانی هم برای رسیدن به این عقل جمعی هزینه شده. دوستان حقیقتاً در این طرح، شیپور را از سر گشاد آن نواختند و زمینه را برای نالههای گوشخراش فراهم کردند.
۳. در دوسال اخیر بهعنوان مشاور کوچکی در کنار گروههای تذکر لسانی بودم و از حساسیت هر اقدامی در این حوزه مطلع هستم. همچنین این نوشتار برآیند گفتگو و همفکری با همین دوستان است. بهیقین امری با این حساسیت را باید بهدست راهپیمودگانی سپرد که کار فرهنگی و روانشناسی را از هم تمیز دهند. محتوای طرح اگرچه مثبت است اما چنین طرحهایی در تمام مراحل، از انتخاب عنوان تا اجرا و بازخوردگیری، نیازمند بهره بردن از عقل جمعی است. اظهار بینیازی از نظر صاحبان نظر و تجربه، اولین گام فروپاشی در اذهان مردم است. بدِ واقعه آنکه بیاطلاعی از عرصۀ رسانه موجب شده تا تمسخر طرح توسط شبکههای بیگانه را مدال افتخار بدانند و تغافل کنند از فرصت تکتازیای که ترکیب مشمئزکننده کلینیک و ترک برای زخمخوردگان ازعبارت متعالی «حرام سیاسی و شرعی» ساخته است. همین بس که به سایتهای داخلی مملو از نظر روانشناسان رجوع کنید و ببینید چطور این طرح ابزاری شد برای تقلیل این واجب اجتماعی در حد یک انتخاب شخصی مرتبط با سبک زندگیِ. این نام، تنها ملعبهای شد برای پنجهکشیدن به روی حجاب؛ و خودسر جلوهدادن فعالان این عرصه. مضاف بر اینکه اگرچه پرداختن به این گروه مخاطبان- یعنی افراد مایل به حجاب که در اجرای آن مشکلاتی دارند- نیز مهم است اما واقعیتسنجی میدان نشان میدهد گروه مخاطبی که نیازمند کار فوری و حیاتی است مکشفههایی هستند که بیهیچ مانعی در حال دستکاری میزان حیا و عفاف جامعهاند.
۴. اما ریشه چنین وقایعی را باید در جای دیگری یافت. وقتی مسئولان عالیترین نهاد فرهنگی کشور از کف و سوت مخالفان گشتارشاد ذوقزده شوند و تز کاربرد عقل و حکمت صادر کنند؛ وقتی دستان این بالانشینانِ دور از میدان، پس از دوسال، خالی از هرگونه نسخهای، الگویی، دستورالعملی برای تلخترین حادثه فرهنگی کشور است؛ وقتی در این مدت طولانی پس از فتنه، سازمان تبلیغات، این نهاد صددرصد موظف در این امر، هنوز یک تولید علمیِ فاخرِ قابلاستفاده را در دست نیروهای کف میدان ننهاده است؛ و... .
۵. سخن پایانی آنکه امر فرهنگی حجاب بیتردید نیازمند حضور مردم است و حضور مردم نه در قالب کلینیک، بلکه در نزدیکترین و آشناترین مکانها محقق میشود. اینکه تاکنون هیچ بهرهای از ظرفیت مساجد و دانشگاهها و مدارس و پایگاههای بسیج برای ایجاد بستری برای همراهی مردم و گفتگو و ذهنپروری نشده جای بسی تعجب است. استفاده از پتانسیل مکانهای امن که در افکار عمومی همواره در جایگاه پناهگاه ثبت شدهاند و نیز ساماندهی به گروههای مخلص توسط اساتید متخصص و معتبر، فضا و فرصت کار را فراهم خواهد کرد. اگر هم متولیان امر حجاب همچنان بر انفعال یا روشهای بیبازده و بعضاً آسیبزای خود اصرار دارند چاره آن است که جریان خودجوش و مردمی فرهنگی با بهرهگرفتن از چنین نیروهایی، برای احیای ارزشهای انقلاب وارد میدان شود.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
هدایت شده از مجله خردورزی
🔻زندان اذهان
‼️رابطۀ انسان، آینده و علومشناختی
▫️جنگ شناختی سابقهای به دیرینگی نبردهای تمدنی در طول تاریخ دارد و حتی چهبسا به عمر ارتباطات بشر که همواره بشری که بهرۀ بیشتری از شناخت و کیاست داشته، توانسته با غلبه بر ادراکات دیگران معادلات طبیعی را برهم زده و وزنۀ ارتباط را به یک سو نامتوازن کند.
▫️از این حقیقت نباید غفلت داشت که خواستگاه این تکنولوژیها همان «دیگریِ» حاکمیت جمهوری اسلامی است که پس از ناامیدشدن از ایجاد خدشه در استقلال جغرافیایی ایران، چشم امید به استحالۀ فرهنگی انقلاب از مجرای هژمونی رسانهای دوخته است. سلطهای که بیتردید مهمترین و کارگرترین سلاح آن، تکنولوژیهای رسانهای هستند.
▫️سازوکار رسیدن به مصونیتی نسبی در برابر هجوم شناختی و خنثیسازی سوگیریهای شناختی ناشی از آن، احیای مرجعیت رسانهای ازدسترفته، از طریق مهندسی معکوسِ آنچه بر سر مرجعیت رسانههای رسمی در فضای مجازی و شبکههای معاند آمده، میباشد.
📝آزاده محمودیان، دانشجوی دکتری ارتباطات دانشگاه تهران
➕ جهت خرید شماره ششم خردورزی با ارسال رایگان، به ادمین پیام دهید:
@ErfanKhalilifar
📍مجله خردورزی:
@kheradvarzi_com
🔰 #گزارش_راهبردی
«مرجعیت رسانهای در خوانش متفکران متأخّر غربی و اندیشمندان انقلاب اسلامی»
+ لینک دانلود در سایت مرکز پژوهشهای مجلس
✍️ آزاده محمودیان
🔻چکیده:
🔹مفهوم مرجعیت رسانهای در جهان معاصر دستخوش تغییر شده و تکثر رسانهها اعم از حرفهای و غیرحرفهای امکان اقتدار(اتوریته) را برای یک رسانه خاص از بین برده است. بااین حال صاحبان رسانه برای کسب حداکثر بهرهمندی، راهکارهایی را بهکار میبندند. در نگاه جهانی، رویکردهای متأخر رایج، پیرامون مرجعیت رسانهای را میتوان در سه رویکرد مبتنی بر بازار (اقتصاد، تجارت و سرمایه)، مبتنی بر سیاست و مبتنی بر فرهنگ طبقهبندی کرد. اگرچه این سه رویکرد از یکدیگر منفک و گسیخته نیستند، اما هریک راهبردهایی برای کسب قدرت بیشتر دارند که به آنها در این پژوهش پرداخته میشود. از سوی دیگر از نگاه اندیشمندان انقلاب اسلامی مرجعیت رسانهای تعریف و شرایطی متفاوت از رویکردهای جهانی دارد. از این دیدگاه، ویژگیهایی بهعنوان نقاط مرکزی برای تحقق رسانه تراز جمهوری اسلامی و رسیدن به مرجعیت رسانهای، در نظر است که عبارتند از: توجه به هویت و هویتسازی، مرزبندی و استقلال فرهنگی، فعال کردن قدرت جریانسازی و ذائقهسازی و نیز بازتعریف مفهوم جذابیت در تولیدات رسانهای.
📲 لینک دریافت گزارش:
🔗 https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1821400
یادداشتهای آزاده محمودیان
🔻حجاب در چالۀ لکنت زبانی 🖋آزاده محمودیان ۱. روایت تلخی است که در میان حلقههای زنجیرۀ بلندبالای متو
🔹حجاب در چالۀ لکنت زبانی
را در شماره ۵۷۱ نشریه نُهدی بخوانید.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/298
🔻بلای فرهنگسوزِ نهادهای فرهنگساز
🖋 آزاده محمودیان
۱. من در این یادداشت در مقام آموزگاری که سالهاست با نسل نوجوان سروکار و تعامل چهرهبهچهره داشته و با مشکلات آنان دستوپنجه نرم کرده، دستبهقلم شدم. به هر بهانهای با دختران دبیرستانی در مناطق مختلف گفتگو کردم و از زیروبم نگرانیهایشان مطلع شدم. چندسالی نیز در جایگاه مدرس دورههای ضمنخدمت مربیان پرورشی دبیرستانهای تهران، پای درد و دل آنان نشستهام و به گزارشهایشان از واقعیات جاری در کف مدارس گوش سپردهام و گذار از مرحلۀ «تابو» به «روایتهای روزمره» در انحرافات اخلاقی جدی در دبیرستانهای امّالقری شیعه را بهچشم دیدهام. از فراگیر شدن مؤلفههای فرهنگی فرنگی، از موسیقی کیپاپ گرفته تا مستهجنترین محتوای انیمهها را که دسترسی بهآنها برای دانشآموزان بسیار ساده شده، خبر دارم و آثار آن را در بیپناهی نوجوانانی که بخشی از سلامت روانی و اخلاقی و حتی جسمی خود را از دستدادهاند، بهچشم دیدهام. این وضعیت اسفبار فرهنگیِ یکی از دستوریترین بخشها در نظام فرهنگی جامعه است که سادهتر از سایر بخشها میتواند تا حد بسیاری از طریق طراحی ساختار فرهنگی، اصلاح شود.
۲. در چنین شرایطی جای بسی حیرت است که دبیر عالیترین نهاد فرهنگی کشور در سخنرانی اخیر خود معدل عملکرد این نهاد را قابل قبول میخواند! حتی یک نفر از اعضای آن، نیشتر نقادی را به عملکرد این شورا نمیکشد و نکته تأسفبرانگیزتر آنکه در بهروی نقدها میبندند و عرصه را بر اهل نقادی سخت و تنگ میکنند. این درحالی است که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با شورایعالی انقلاب فرهنگی، یکی از کمسابقهترین نقدها را هم بر عملکرد کلی و هم بر سیرۀ اعضای شورا وارد کردند و دلخوری و نارضایتی خویش را علنی ساختند. توقع بود آقایان خود را ملامت کنند و ولو اندکی درگیر واقعیات میدان بشوند تا بلکه بتوانند کاستیهای خسارتبارشان را جبران کنند. اما همچنان در همایشها و جلساتی -که میتواند منشأ خیر برای جامعه شیعه باشد- از عملکرد قبل و بعد یکدیگر تقدیر و تشکر و چکیدۀ تولیدات علمی نارسا و غیرمیدانی خود را تکرارِ صدباره میکنند. باید از این آقایان پرسید آیا اطلاعی از آمار گرایش به همجنس، در دبیرستانهای دخترانه دارید؟! از آمار ارتکاب به خودکشی در این رده سنی چطور؟ آیا پژوهشی درباره علل افزایش گرایش به ادبیات جنسی در محاورات نوجوانان کردهاید؟ آیا از میزان تأثیر کاهش سن ازدواج، در سلامت روانی و جسمی نوجوانان باخبرید و گامی برای قبحزدایی از آن برداشتهاید؟ تجربه نشان میدهد که پاسخ آقایان به این قبیل سؤالها همیشه مثبت است! پس با وجود اشراف بر کف میدان، چطور بهخود نمرۀ قبولی میدهند؟ چرا هیچیک از اعضا از بلای فرهنگسوز عافیتطلبی نمیگریزد و جامۀ تعارف و بُرخوردن در لایۀ قدرت را نمیدرَد و لااقل از وجود درد سخن نمیگوید؟
۳. روایت تلخِ ناکارآمدی نهادهای فرهنگی غیردولتی به شورایعالی انقلاب فرهنگی ختم نمیشود. در اوج اغتشاشات ۱۴۰۱ پژوهشی پیرامون گروههای انقلابی فعال در فضای مجازی انجام دادم و بهواسطه آن با مسئولین برخی از بهنامترین و پرمخاطبترینِ این گروهها در استانهای مختلف کشور به گفتگو نشستم. گروههایی که زمان قابل توجهی را در مدارس و در مواجهه با دانشآموزان سپری میکردند. بیاستثنا از بزرگترین معضلات این گروهها موازیکاری، نداشتن محتوای فرهنگی قابل اعتماد و ارزشمند، و فقدان تعامل کارآمد میان گروهها و استانها بود. کنار هم قرار دادن تمام این معضلات مرا به نام «سازمان تبلیغات اسلامی» میرساند که کاستیهای غیرقابل اغماضش سهم عمدهای در سردرگمی گروههای فعال فرهنگی در زمان فتنهها داشته و همچنان دارد. سازمان تبلیغات بهعنوان یکی از میدانیترین نهادهای فرهنگی کشور مسئول زمینهسازی فعالیت تشکیلاتی نیروهای مؤمن، و هدایت و پشتیبانی و آموزش آنهاست. اما در ماجرای اغتشاشات اخیر و در جریان ادامهدار حجاب، جامعه شاهد بود که سردرگمی این نهاد به بدنه فعالان میدان سرریز شد و دست گروههای خودجوش مردمی از محتوای فاخر و برنامههای آزمونپسداده خالی ماند. بهطور مثال با وجود نشر آثاری از سوی این سازمان پیرامون حجاب، هنوز یک اثر که بتواند نیاز فعالان این عرصه را در محتوا و اقدامات میدانی از گفتگو تا استدلال و اجرا پر کند، و ذهن آنان را تجهیز کند، تولید نشده. چنین اثری باید از سوی نخبگانِ مسلط بر میدانِ عمل و نظر نضج یافته باشد و سازمان نشان داده در اتصال بدنه نخبگانی به بدنۀ میدانی، دارای ضعفهای فرصتسوز است. اندک برنامهریزی تخصصی در این عرصه، میتوانست لااقل فضای بیبدیل مدارس را به تریبونی رایگان و پربازده برای کار فرهنگی مبدل سازد. و آنچه در میان این نهادهای پرتعارف و کمبازده از همه مظلومتر است همان «کار فرهنگی» است.
@Najvayeqalam_Mahmoudian
📄در فراق جهادگران تبیین
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/305
📄در فراق جهادگران تبیین
به محاق رفتن ماه منیرِ فاطمه از ماجرای کوچه آغاز شد. روایت غصب فدک پیشدرآمد روایت غصب خلافت بود. سرکردۀ خواص منافق که خود سقیفه را طراحی و اجرا کرده بود، نیک میدانست که آلرسول دل در گرو دنیا ندارد؛ فاطمه اگر عزم بازستاندن فدک کرده، یعنی کمر بسته به ستاندن حق خلافت علی. وقتی ثابت شود خلیفۀ خودخوانده، زمینی را غصب کرده، خود بر غاصب بودن و نااهلیاش بر خلافت مسلمین، مهر تأیید زده و دیگر اعتبار و آبرویی برای جلوس بر جای رسول ندارد. پس آن بدترینِ روزگار، با علم به این واقعیت، در کوچه خود را به عصمةاللهالکبری رساند و سند فدک را درید! وقتی قصه به میدان شهر رسید، همه صلاح خود را در بستن چشم دیدند و در مرگِ سکوت خفتند. و هیچ راویای در میدان برای روایت این ظلم نبود، جز خود حضرت.
با این حال، حضرت خانم از رسانۀ منبر برای هدفش بهره برد و از دفاع از ولایت و دین حق، با تمام قوای باقیماندهاش، عقب ننشست. او که سرسلسلۀ جهادگران تبیین است و تسبیحات اربعهاش را به پاس تبیین حقایق نبردهای مسلمین، از پدر پاداش گرفته بود، در دفاع مقدس تبیین، نبوغ و شجاعت را بهم پیوند زد. برای زنان صحابه و انصار سخنرانی کرد و افشاگریها نمود و آنان را به دفاع از دین رسول فراخواند و خود در خط مقدم، به پیش راند. اما اگر اهانت به دختر پیامبر، آن جماعت را به حرکت درنیاورد، دیگر چه چیز میتواند در این قلبهای کدر اثر کند. دریغ از اهل جبن و جهل که تکانی بگیرند، حتی با آوای ملکوتیِ دلیل خلقت. اگرچه فاطمه(س) در میدان تبیین تنها مانده بود، اما او با وجود بدنی رنجور و قلبی آکنده از غم، سرِ سازگاری با تسلیم نداشت؛ پس در آخرین اقدام، دست به تحصن زد و اینبار با نپذیرفتن بزرگان به محضرش اعتراض خود را علنی نمود. اما آفت بیتحرکی به جان جامعۀ مسلمان افتاده بود و آنان را در خوابی عمیق زمینگیر کرده بود. خوابی که بدون خیل جهادگران تبیین بیداری نداشت؛ و در فراق جهاد اهل تبیین آن ظلم جانسوز بر سپاه حق و اهل بیت تا قرنها ادامه یافت. این جهاد هر روز و در هر میدانی برقرار است و آن را نمیتوان به هیچ بهانهای بر دوش دیگریها نهاد. روایت تلخ ظلم به پاکان روزگار، شهادت میدهد که غفلت از این جهاد، بسیار گران تمام خواهد شد.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/305
📄در آنسو، در یورشی تمامعیار، آیتاللهنماهای حوزه و برخی بیخاصیتهای دانشگاه و محکومین پروندههای فرهنگی و اقتصادی دولت اسبق، بهپیشقراولی اصحاب رسانه، بهصف شدند برای حُقنۀ این دروغ بزرگ که «جامعه از حجاب گذر کرده» و میراث زهرای اطهر قابلیت اجرا در جامعه اسلامی ندارد!
در اینسو اصحاب تفکر و رسانه، در تشخیص اولویت این مهم، اتفاق نظر ندارند و هنوز جبههای واحد و یکصدا برای دفاع از حقِ اجرای شریعت و حفظ عفاف جامعه نساختهاند.
https://virasty.com/Amahmoudian/1733591992291991920
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📄این رقص و پایکوبی، ثمرۀ یک نبرد شناختی رسانهای است.
رسانههای صهیونی در دو دهۀ اخیر توانستند مغز ملّت سوریه را تصرّف کنند. حالا این مردم گمراه، اینطور ناتوان از دیدن سرنوشت لیبی و مصر در چند قدمی خود، سرزمینشان را دودستی به کسانی تقدیم کردهاند که با چشمان خود شاهد قتلعام بیش از سیصدهزار غیرنظامی به دست آنان بودند.
سِحر زوال حافظه تاریخی مردم سوریه، نتیجۀ رهاسازی سامریِ تلگرام و اینستاگرام در آن دیار است. همان نسخهای که دولت وفاق برای سرزمین ما پیچیده است.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄قوه قضائیه سنگ را بسته و سگ را رها کرده!!
احکام دستگاه قضا هم هیمنۀ این دستگاه را بهبازی گرفته و هم اسباب خندۀ معاندین و هرزگان شده.
زنجیره این وقایع یادآور خاطرات تلخی است:
. حکم اعدام توماج صالحی یکباره به آزادی تبدیل میشود؛
. هیچ خبری از ورود قضایی به بیحیایی بیسابقه در دانشگاه آزاد نیست؛
. حکم فحاشی به مقدسات و برهنگی مکررِ یک هرزه، آنقدر حقارتبار است که در صفحه مجازیاش آن را بهسخره میگیرد؛
. در خاک وطن، خوانندۀ زن برهنه بیهراس کنسرتی با عوامل حرفهای(!) برگزار میکند و پخش زنده میگذارد!
. وقیحانهتر اینکه معاون وزیر(!) با آسودگی، این فاجعه را لایک میکند!!
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄رفع فیلترینگ نشان داد راهبرد فرهنگی دولت در فضای مجازی، هزینه کردن از ذخیرۀ «اقتدار فرهنگی» ملت، بهجای قانونپذیر کردن سکوهای غربی است. آیندۀ این رویکرد فرهنگی، قطعاً فروغلطیدن به چاه «دریوزگی فرهنگی» است.
رهاسازی واتساپ، که اسناد غیرقابل انکاری در همراهی آن با اسرائیل وجود دارد، مصداق «مخاطرۀ امنیت ملی» و چراغ سبز به «تکرار اغتشاشات» است.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/310
🔻پرسه در اندرونی نوجوانان معتکف
🖋آزاده محمودیان
امسال نیز توفیق همراه شد و در خدمت دانشآموزان دبیرستانی معتکف بودم. با ذکاوت و برنامهریزی خوبی که مسئولین بسیج دانشآموزی منطقه دو داشتند، جمعیت، نسبت به سال گذشته حدود دو برابر شده بود و خبر از ایجاد گرایش و اشتیاق به دین در نوجوانان، در صورت طی طریق درست میداد.
مثل همیشه، مطالبی که آماده کرده بودم را در لابهلای دغدغههای دختران پانزده تا هجدهساله جا دادم و مجلس از حالت سخنرانی به گفتگویی صمیمی بدل شد. اکنون مهمترین یافتههایم از این جلسۀ پرانرژی را در کنار آنچه از گفتگوهای پیشین با والدین، دستگیرم شده قرار میدهم و با شما به اشتراک میگذارم. این موارد میتواند نقبی به لایههای عمیق فکری و آسیبهای جدی این رده سنی در دو بخش رفتاری و تحصیلی، قلمداد شود:
📎 آسیبهای رفتاری:
۱. چگونگی کنترل هیجانات و بروز احساسات پرتکرارترین سؤال دختران نوجوان بود. بچهها از شدت احساسی بودن خود و اینکه نمیدانند چطور باید خشم، ناراحتی، محبت، نگرانی، دلخوری و... خود نسبت به دیگران را نشان دهند، احساس مشکل میکردند.
۲. تقریباً همه نوجوانها از شدت تأثیری که در وجوه مختلف از دوستان خود میگیرند بیاطلاع بودند. در مواردی از وضعیت تحصیلی گرفته تا پوشش و گویش نوجوان بهدلیل همنشینی با یک دوست، دستخوش تغییر شده و خود و والدین از ریشه این تأثیر بیخبرند.
۳. متأسفانه اغلب والدین از مشکلات روحی و نیازهای روانی فرزندان خبر ندارند؛ و حتی در برابر پذیرش آن مقاومت میکنند. برخی مراجعاتم نشان میدهد دانشآموزانی در مدارس بسیار مذهبی درگیر خطرناکترین مشکلات اخلاقی شدهاند و والدین به اعتبار نام مدرسه، حتی تخیل چنین مشکلاتی را برای فرزند خود ندارند. آنان به اعتبار مذهبی بودن مدرسه، از ارتباط دقیق و عمیق با فرزند خود در منزل غافلند.
۴. بچههای خانوادههای مذهبی از اظهار وجوه مذهبی خود -مانند حجاب یا نماز- در مدرسه احساس خجالت میکنند. اولیای مدارس غالباً همّی برای حل این مشکل ندارند؛ و در خانواده نیز خودباوری کافی القا نمیشود.
۵. نوجوانان غالباً به چرایی انتخابها و فعالیتهای خود فکر نمیکنند. در ذهن آنان و والدین کلاسهای زبان و هنر و ورزش و... برای اهداف خرد طراحی شدهاند و از تأثیر آن در شکلگیری شخصیت فرد، غفلت میشود.
📎 آسیبهای تحصیلی:
۱. اغلب بچهها هیچ تصویر دقیقی از آینده ندارند. بچههای پایه نهم و دهم از سازوکار رسیدن به رشته تحصیلی درست یا بیخبرند، یا یکسره آن را به والدین سپردهاند، یا دربارۀ تواناییهای ذهنی خود دچار توهم هستند.
۲. همچنین آنها از مرحله بعد از انتخاب رشته، مدرسه و فرصتهای شغلی و تحصیلی مترتب بر آن، تصوری بسیار محدود و ناواضح دارند.
۳. والدین بچهها هم اغلب شناخت درستی از توانایی فرزند خود ندارند. و اساساً از اینکه هر رشته تحصیلی در دانشگاه چه آیندهای را برای فرد رقم خواهد زد بیخبرند.
سخن بیش از اینهاست؛ اما هرچه پیش میروم، بیشتر خسارات جدی ناشی از گسیختگی نظام تربیتی کشور از معیارهای اصیل انقلاب اسلامی و بهویژه فقدان مربیان پرورشی زبده را احساس میکنم. اکنون که امیدی به اصلاح نظام آموزشی و تربیتی توسط دولت نیست، فعال شدن بسیج دانشآموزی میتواند تاحدی آسیبهای رفتاری ناشی از این ازهمگسیختگی را جبران نماید؛ و اندکی از بیپناهی و سردرگمی نوجوانان کشور را فروکاهد.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian