٫٫٫٫
آتشبس شرایطی است در میانۀ جنگ! در اوج ناباوری، دسترسی مجدد به شبکۀ صهیونیستی «واتساپ»، که به اعتراف جاسوسان اسرائیل، در عملیاتهای تروریستی اخیر، علیه شهروندان ایرانی استفاده شده، فراهم شد! آیا دادستان عمومی نمیخواهد به این «خیانت آشکار» که چهبسا بهبهای جانهای دیگری تمام شود، پایان دهد؟!
#توطئۀامنیتی
🔻گشودن معبر رسانهای برای دشمن؛
شبکۀ اجتماعی یا شبکۀ جنگی؟!
آزاده محمودیان
گزارشها و شواهدی وجود دارند که نشان میدهند اسرائیل از واتساپ در عملیات جاسوسی، جمعآوری اطلاعات و هدفگیری افراد استفاده کرده است. شرکت متا پلتفرمز (Meta Platforms)، چندین بار فعالیت شرکتهای اسرائیلی در تولید و بهرهبرداری از بدافزارهای جاسوسی، مثل Pegasus (توسط NSO Group) و Graphite (توسط Paragon Solutions) را تأیید کرده است. از آن جمله:
الف. در سال ۲۰۱۹، NSO از طریق یک آسیبپذیری (باگbuffer‑overflow) واتساپ، بیش از ۱۴۰۰ دستگاه را برای جاسوسی از روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر و مسئولین دولتی، هک کرد.
ب. در ژانویه ۲۰۲۵، واتساپ اعلام کرد بدافزار Graphite از طریق فایلهای PDF در گروهها و بدون نیاز به کلیک، بیش از ۹۰ روزنامهنگار و اعضای جامعه مدنی را در بیش از ۲۰ کشور، توسط Paragon Solutions، که شرکتی اسرائیلی است، هدف عملیات جاسوسی قرار داده است.
پ. مستنداتی وجود دارد که نشان میدهد ارتش اسرائیل، از طریق سیستم یک هوش مصنوعی به نام Lavender به تحلیل دادههایی مانند عضویت در گروههای واتساپ مرتبط با افراد مورد نظرش پرداخته، و توانسته اهدافش را شناسایی کند. این سیستم افرادی را هدف میگیرد که در گروههای واتساپی با نظامیان شناختهشده یا نزدیکان آنها عضو هستند.
ت. تمامی موارد فوق بهوسیله مستندات و گزارشهای معتبری پیشتر به تأیید رسیده است؛ اما برخی ادعاها نیز چنین مطرح کردهاند که جاسوسی از رهبران مقاومت مانند اسماعیل هنیه نیز از طریق واتساپ صورت گرفته و بعد از شناسایی او از همین اپ برای حمله نظامی استفاده شده است.
ث. مستنداتی نیز درباره ابزارهای جاسوسی نشان میدهد که اسرائیل از طریق واتساپ، برخی مناطق و منازل و ساختمانهای مشخص را در جنگ دوازده روزه علیه ایران، شناسایی و مورد عملیات تروریستی قرار داده است.
مجموعه این مستندات چنان جدی و معتبر بودهاند که حتی کنگره آمریکا، استفاده از واتساپ را برای اعضا و کارکنانش ممنوع کرده، و دلیل آن را نگرانیهای امنیت سایبری و عدم شفافیت در محافظت از دادهها ذکر کرده است. دفتر امنیت سایبری کنگره (Office of Cybersecurity) چون استفاده از واتساپ را با ریسک بالا ارزیابی کرده، در ژوئن ۲۰۲۵ به اعضا و کارکنان خود دستور داده واتساپ را از دستگاههای رسمی خود حذف کنند و به جای آن از اپلیکیشنهای مطرحتری مانند Microsoft Teams، Wickr، Signal، iMessage و FaceTime استفاده کنند.
۲. آنچه خواندید تنها بخشی از اسنادی بود که دخالت شبکه اجتماعی واتساپ را در عملیات تأمین اطلاعات اسرائیل نشان میدهد. بیتردید در این سلسله عملیات، هدف غایی، گروههای مقاومت و مرکز آن، ایران است. فهم چنین واقعیتی بسیار ساده است که ایران از جمله جدیترین و اصلیترین اهداف اسرائیل است. حال این سوال بنیادین مطرح میشود که آیا شورای عالی فضای مجازی پیش از تصمیم برای لغو فیلتر واتساپ، از این اطلاعات آگاه بوده یا خیر؟ پاسخ مثبت یا منفی، هر دو دامان این شورا را خواهد گرفت. سوال مهمتر، آیا اکنون و پس از مشاهدۀ ترورهای متعدد در تهران و شهرهای دیگر، چطور وزارت ارتباطات ظرف تنها بیستوچهار ساعت، استفاده از این آلت قتّاله را آزاد کرده؟! و به حکم عقل، احتمال تحمیل عملیات تروریستی دیگری را در کشور و علیه ایرانیان فعال کرده است.
نکته عجیب دیگر آنکه، اگر هدف، فعال کردن شبکههای اجتماعی غیرایرانی است، نرمافزارهای دیگری، حتی آمریکایی، وجود دارند که برخی از اینان، هم امکانات بیشتری نسبت به واتساپ دارند و هم برای همکاری در چهارچوب قوانین ایران اشتیاق نشان دادهاند؛ اما مورد توجه دولت و شورایعالی فضای مجازی قرار نگرفتهاند! بخشهایی که بستر تصمیمسازی در این نهادها را فراهم میکنند چگونه نسبت به وجود چنین وجوه سلبی و ایجابی در غفلتند؟! مگر میشود چنین عقبۀ سیاه و پرمخاطرهای را از واتساپ سراغ داشت و همچنان آن را همچون یک بمب ساعتی در دامان ایرانیان گذاشت؟! از ابتدائیات حکمرانی فرهنگی ایجاب میکند، گرایش به سوی نرمافزارهایی باشد که از قوانین ایران تمکین داشته باشند؛ چطور چنین امر واضحی زیر پا گذاشته شده و تصمیمسازان به التماس از نرمافزاری افتادهاند که نهتنها اعلان کرده که هیچ تبعیتی از قوانین ایران نخواهد کرد، بلکه آشکارا اطلاعات ایرانیان را برای عملیات تروریستی در اختیار دشمن قرار میدهد؟! پاسخ به این پرسشها و فهم واقعیات میدان، بسیار دور از ذهن مینماید.
همانطور که در جنگ دوازدهروزه ثابت شد نفوذ جدی در بخشهای اطلاعاتی و امنیتی کشور وجود داشته، عدم پاسخگویی دقیق به موارد فوق، احتمال نفوذ در بخشهای تصمیمساز نهادهای مرتبط با حکمرانی فرهنگی را پررنگتر میکند.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻بصیرتافزایی یا وحدتشکنی؛
در حسرت و خسارتِ فقدان روایتپردازی
آزاده محمودیان
۱. در آغازین ساعات جنگ اسرائیل، گفتگوی رسانهای نتانیاهو را در الجزیره دیدم. مخاطب اصلی او، مردم ایران بودند. او تأکید میکرد که برای نجات مردم ایران(!) و اسرائیل چارهای جز این عملیات نبوده و در این حمله فقط نظامیان و افرادی که بهنوعی درگیر ساخت بمب اتمی هستند را هدف قرار داده است. بعدها کارشناسان غربی متعددی از نقشۀ سهضلعی اسرائیل علیه ایران سخن میگفتند، که یک ضلع اصلی آن بر دوش خود ایرانیان و علیه نظام بوده است. حسابی که اسرائیل بر روی بلاهت وبهتبع آن همراهی برخی ایرانیان باز کرده بود، امر بیسابقهای نبود. پیشتر و در اغتشاشهای ۸۸ و ۹۸ نیز، شخص نتانیاهو بر روی سرمایۀ اجتماعیاش در ایران حساب میکرد؛ تا جایی که حتی نیروهای به اصطلاح «جنبش سبز» را بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران خواند. کار به جایی رسید که در ۱۴۰۱ و در اغتشاش زنزندگیآزادی، به زبان فارسی برای زنان ایرانی پیام فرستاد و آنان را دعوت به مقاومت علیه حکومت کرد. حمایت اسرائیل و شخص نتانیاهو از مکشفهها، تهییج شبکههای صهیونی و ذوقوشوق عناصر معلومالحالی چون مصیعلینژاد، در تحمیلی و خارجی بودن چالش بیحجابی، تردیدی باقی نگذاشته بود. اما بیش از همه تأکید رهبر انقلاب بر «حرام سیاسی» بودنِ کشف حجاب، تکلیف را بر همگان روشن کرد که این امر میتواند رخنهای شود، برای ضربه به اساس حکومت.
۲. در این میان دستگاههای فرهنگی و در رأس آن، شورایعالی انقلاب فرهنگی، که عهدهدار اصلی وظیفۀ مقابله با این ناهنجاری فرهنگی بودند، صرفاً و دائماً بر طبل توخالی کار فرهنگی نواختند و در نیمههای راه ثابت کردند که «خرواری به خردلی» نمیارزند و هیچ امیدی بدیشان نمیتوان بست. در سویی دیگر، عدم موضعمندی و همسخنی چهرههای شاخص جبهۀ انقلاب نیز مزید بر علت بود. از میان ایشان، به تعداد انگشتان یک دست هم بر سر موضع شفاف رهبری نایستادند و تفسیربهرأیها را آغازیدند و توجیهات عقل ناقص را اولی به امر شریعت دیدند. پس باز دودستگی دیگری نیز در این آشفتگی دمیده شد. اما در جبهۀ مقابل، همه بر سر گذشتن از این حکم شریعت و امر ولایت متفقالقول بودند. بیش از دو سال یکصدا «التهاب اکنون جامعه» را بهانه کردند تا ابلاغ قانون و اجرای امر الهی را به تأخیر بیندازند، و انداختند. البته در این مسیر بر کیفیت و کمیت کشف حجاب افزوده شد، و دشمن صهیونی که روی این مسئله حساب ویژه میکرد، دلگرمتر. سرانجام پس از روشن شدن بُعد اجتماعی حمله اسرائیل، سرّ «حرام سیاسی» بودن کشف حجاب آشکار شد. اگرچه محاسبات دشمن خام و غلط از آب درآمد، اما همزمان، روشن شد که دشمن چگونه از اواسط دهۀ نود، بذر بیحجابی را بهعنوان یک اسلحه مرگبار در جامعه ایرانی کاشته، به طمع آنکه در موعد مقرر ثمر آن را برداشت کند.
۳. اما، آنچه برای دشمن تأسفبارتر و برای جامعه ایران امیدوارکننده است، این معجزۀ عجیب است که حمله نظامی دشمن، همراه خود موجی از آگاهی را در دل مردم ایران ایجاد کرده است. با وجود سکوت سترگ رسانهای و حتی پالسهای تأییدکنندۀ بیحجابی، بسیاری از مردان و زنان ایران، امروز فهمیدهاند که کشفحجابها، کارکردی جز چراغسبز به حمله نظامی دشمن نداشته است. اما این آگاهی، برای فراگیر شدن نیاز به روایتپردازی رسانهای دارد. در این روزها، جانها، تشنۀ شنیدن و ادراک حقیقت هستند و آمادۀ پذیرش و جبران اشتباهها؛ اما همچنان دو سد بزرگ در مسیر این آگاهی و جبران وجود دارد. اول، روایتپردازی جریان لیبرال که در قدرت سیاسی هم «سخنگو»هایی دارد که انشاءهای آنان را با صدای بلندتر از استوریها و توئیتهایشان به گوش مردم برسانند. و دوم، عناصر ناآگاه جریان انقلابی، که در اکثریت مطلق هم قراردارند و بهدلیل عدم فهم دقیق کلام امام و رهبر انقلاب، توهم دارند که سخن گفتن از کجکاریها و اشتباههای مردم، «وحدتشکنی» است. اکنون بیم آن میرود که بهواسطۀ «تیزفهمی آنان» و «دیرفهمی اینان»، فرصت درخشانی که به برکت خون سرداران و دانشمندان شهید، برای آگاهی و بصیرت و بهتبع آن افزایش وحدت ملی ایجاد شده، از دست برود.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
امام دوازدهم از دیدگان غایب شدند، زیرا مسلمانان مطیع ولایت نبودند و نتوانستند از جانِ یازده امام قبلی، دفاع کنند؛ و ثابت کردند شایستگیِ حضور عنصریِ امام را ندارند.
تکویناً، اینکه امروز، نائب امام در مرتبهای از غیبت قرار گرفته، بیتردید با چگونگی مواجهۀ ما و میزان اطاعتمان از ولیفقیه نسبت دارد.
https://virasty.com/Amahmoudian/1751635653291757103
🔻در رصد ارتباطات غیرکلامی
به محتوای تاسفبار این گفتگو ورود نمیکنم؛ فقط به این نشانهها بهدقت بنگرید:
یک مجری؛ حالتی جدی، ابروان گرهخورده و چشمانی خشمگین، که همراه با حالت راست و محکم نشستنش، القای خشم و عتابگری میکند، با لحنی مصمم، صورتی برافروخته و صدایی توبیخگرانه، که فارغ از محتوا، و تنها با حالت سخنگفتن، کلماتش را به سوی مقابل شلیک میکند، «متجاوز» را نمایندگی میکند که سیلی سختی خورده!
در مقابل،
یک رئیسجمهور؛ گردنی کج، صورتی رنگپریده و محزون، صدایی ضعیف و لحنی متواضعانه، نگاهی ملتمسانه، کمر به صندلی تکیه داده و دستها، همچون شاگردی در پیشگاه معلم سختگیر، در هم گرهخورده و...، کشوری را که به او تجاوز شده و توانسته سیلی سختی به متجاوزِ ابرقدرت بزند، نمایندگی میکند.
آیا این فرد نمایندۀ حقیقی ایران و قدرت خارقالعاده آن است، که دستبرتر را در این جنگ داشته؟ یا نماینده تماموکمال جریان لیبرالِ پشتصحنۀ دولت، که کرنش در برابر استعمار و سلطه را بدیهی و طبیعی میانگارد؟!
البته رصد ارتباطات کلامی، دادههای تأسفبارتری را بهدست میدهد!
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔸سلسله نشستهای ایران آینده🔸
آنِ ما شُدن 6
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
💡 وظیفه رسانه ها در حفظ و تقویت روایت اصیل از همبستگی تمدنی جامعه ایرانی
#نشستهایایرانآینده
#کانال_ایران_آینده👇🏻
🌐https://eitaa.com/joinchat/4069130343Cba3978c77a
هدایت شده از ایران آینده🇮🇷
N6P2-Dr-mahmoudi.mp3
زمان:
حجم:
12.9M
🔸سلسله نشستهای ایران آینده🔸
آنِ ما شُدن 6
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
💡 وظیفه رسانه ها در حفظ و تقویت روایت اصیل از همبستگی تمدنی جامعه ایرانی
سرفصل های محتوایی ارائه دکتر محمودیان
. جنگ روایتها؛ جداناپذیری رسانه و میدان نبرد
. فقر روایتپردازی از «واقعیتهای قدسی»
. راهکار «نگاه قدسی» برای افزایش قدرت باطنی جامعه
. نمونهای از غفلت رسانه از وجه قدسی حوادث اخیر
. از اسطورهپردازی غرب تا حقایق میدان ما
. امکانات فنی و معنایی برای خلق روایت قدسی
. تحلیل «روایت دردمندانه» جریان لیبرال
. بازشناسی «روایت فاتحانه» جریان انقلابی
. شهید آوینی به مثابه الگوی مطلوب روایتپردازی
. پرسش تاریخی آوینی؛ کلید ارتباط با فطرت مخاطب
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
🔍 پشتیبانی عمومی مردم در جنگ
#نشستهایایرانآینده
#کانال_ایران_آینده👇🏻
🌐https://eitaa.com/joinchat/4069130343Cba3978c77a
🔻طنزتلخ:
کدام جمهور؟!کدام رئیس؟!
همینطور که نشسته بودیم شاید رئیسجمهورِ مملکت به فکرش برسد که در شرایط جنگی و آتشبسِ دستبهماشه، مستقیم با مردم سخن بگوید، و مثلا بگوید ای مردم، نگران دشمن پررویِ وحشی نباشید، اگر دوباره بخواهد بزند، دهبرابر خواهیمش زد(!)، یکباره او را دیدیم که خیلی مؤدب و مأخوذ بهحیا، مثل بچهای که کار بدی کرده و میخواهد از تنبیه بگریزد، در پیشگاه خبرنگار قلچماقِ آمریکایی، دسترویدست، نشسته و تمام تلاش خودش را به کار بسته، تا خبرنگار آمریکایی را راضی کند.
همان اول، تا چشم به صفحه انداختیم، دیدیم هیکل رئیسجمهورمان نصف هیکل تاکرکارلسون- همان خبرنگار کذایی- است. نیست که ریاستجمهوری، چهارپنج واحد ارتباطی دارد! که یکی از یکی متخصصترند، صحنه را طوری چیده بودند انگار تجهیزات و صندلی و علم و کتل دهه شصت را از انبار کشیدهاند بیرون، و قاب تصویر و برداشتنِ صدا را هم به ماستبند سر پاستور سپردهاند؛ قشنگ، گویی آقای رئیسجمهور، از سهچهار دهه قبل دارد پیام میفرستد. حالمان گرفتهتر شد، وقتی فهمیدیم مترجم آنلاین نیست و مثل مترجمان زمان قجر، باید تا پایان سخن آقای رئیسجمهور صبر کند، بعد بیآغازد به دیلماج.
اما آنسوی آنتن، از چشمان تاکر خون میبارد، صورتش سرخ شده، و چنان سیخ و صاف نشسته که انگار میخواهد خیز بردارد به سمت مسعود! بدجور طلبکار است، که چرا وقتی ما مراکز هستهای شما را زدیم، درستوحسابی خراب نشد؟! چرا آن اورانیومهای غنیشدۀتان را قایم کردید؟! که ما نابودش نکنیم، که بعد برای داروها و مواد کشاورزی و صنایع بیشتر محتاج و ملتمس ما نشوید. میگفت چرا وقتی رئیسجمهور قالتاق و قمارباز و زنباره و کودکبارۀ ما، رهبر دینی و ملی شما، که مرجع تقلید شیعیان عالم است را تهدیدِ جانی کرد و برای همهتان خط و نشان کشید، مراجع تقلید شما حکم قتل برایش روی کاغذ نوشتند؟! اصل حرفش این بود که چرا شما عرضه دارید از خودتان دفاع کنید؟ چرا وقتی ما میزنیمتان، سرتان را پایین نمیاندازید مثل همه عالم بگویید ببخشید، دیگر تکرار نمیکنیم؟! چرا مثل همه قبول نمیکنید نوکر ما باشید، آخر چرا میخواهید آقای خودتان باشید؟! اَه...
اینها را میگفت و ما هِی منتظرتر میشدیم که رئیس ما، که رئیسجمهور ایران است، الان بُراق میشود و سر این ملعونِ کراواتی فریاد میکشد و یک تودهنی محکمی به تاکر میزند: که مردک! تو باید شرمنده باشی با این همه کارخرابی دولت مطبوعت و کشتهشدن هزار ایرانی و حُقۀ وسط مذاکره؛ که یکهو دیدیم مسعود صدایش را پایینتر از قبل آورد و گفت: ای بابا! حالا شما مذاکره را خراب کردید، ولی عیبی ندارد، اوقات خودت و دونالد را تلخ نکن، ما تا بندندان آماده رفع کدورتیم، بلکه این تلخی از کام شما زدوده شود؛ اصلا بگویید کجا، ما بیاییم برای مذاکره و ایجاد اطمینان در قلب شما.
تاکر اخمهایش را بیشتر درهم کرد و با صورت سرخ گفت، نه نمیشود مردم شما «مرگ بر آمریکا» میگویند، ذات همایونی ما خوشش نمیآید از این مرگ گفتنها، مسعود دیگر نگذاشت تاکر بیش از این شاکی بشود، پرید وسط بحث که نه بخدا، بلانسبت شما؛ اصلا مدیونید فکر کنید به روئسای شما مرگ میفرستند، منظورشان کلی است، به پسرهای بدی که حرف بد میزنند، مرگ میفرستند، منظور خاصی هم ندارند. حالا شما بیایید یک گوشهای باز مذاکره کنیم، با گفتگو همهچیز قابل حل است، تموم میشود، فقط خاطره میماند.
با خودم فکر کردم آخر در یک دعوای سادۀ سرکوچهای هم اگر نفرِ مظلوم در برابر عربدۀ طرف ظالم کُرنش کند و سر خم کند، کاملا طبیعی است که طرف ظالم به عربده قناعت نکند و مشتولگدی هم حواله کند؛ چه برسد به منازعۀ حیثیتی آمریکا با ما، که هیبتش را لکهدار کردهایم. دلمان خوش بود که اگر رئیسجمهورمان گفت نمیدانم و نمیتوانم، لااقل یککَتی راه میرود و لاتیاش را در برابر قلدرها پُر میکند؛ اما صد حیف که همین تنها امیدمان هم در این مصاحبه پرپر شد.
در همین لحظه دیدم دیگر توان دیدن ادامه این دیالوگ را ندارم. امعاءو احشاءم از شدت فشار عصبی به خود میپیچید، لذا برای حفظ سلامتی گوشیِ چندرغازیام، صفحهاش را بستم و تا جای ممکن از آن فاصله گرفتم. همینطور که همزمان از رئیسجمهور و تاکر دور و دورتر میشدم به خودم گفتم، او رئیس کدام جمهور است؟! همانهایی که در اوج تهدید، برای نمازجمعۀ خشم، خیابانهای کشور با حضورشان موکت شد؟! همانها که میگویند ما پای نیروهای مسلح هستیم، تا تهش بزنید، وجود نحس اسرائیل را محو کنید؟! ربط آن رئیس، به این جمهور، چطوری جور درمیآید؟!
کدام جمهور؟!
کدام رئیس؟!
آزاده محمودیان
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻وقتی روایتها سنگر نمیسازند؛
تسلیمگرایی در پوشش کنش دانشگاهی
آزاده محمودیان
۱. صدور بیانیه از سوی ۱۸۰ استاد دانشگاه، نوعی کنش نمادین اجتماعی است که بیش از هرچیز برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و بسترسازی ذهنی، برای تحمیل «موضع دور از باور» جماعت روشنفکر سکولار صورت گرفته است. این بیانیه بهمثابه یک کنش روایی، در چارچوب نظریههای کنش اجتماعی، بهویژه کنش ارتباطی هابرماس، تعریف میشود و با چارچوببندی نحوۀ مواجهۀ پس از جنگ، روایتی در راستای مشروعیتزدایی از وضعیت مبتنی بر مقاومت ساخته است. این متن با قشونکشی دانشگاهی بهعنوان لشگر کنشگرانِ عقلکل، سعی کرده با تکرار تئوری پوسیدۀ تنشزدایی، معنای اجتماعی جدیدی بسازد با هدف تخریب ستونهای سپر دفاعی کشور، یعنی «مقاومت» و «خودباوری».
۲. این بیانیه مشحون از کجروایتهاست. در یکی از این کجروایتها، پردازندگان برای خود جغرافیایی مستقل ترسیم کرده و خود را منفک از قدرت سیاسی معرفی کردهاند. چنین روایتی اگرچه با چند استناد ساده، مثل حضور چهرههایی که در چندین دولت، جایگاه فعال و مؤثر داشتهاند، قابل ابطال است، اما در نگاه آغازینِ مخاطب، در پی ساختن هویتی خودمختار، کسب مشروعیت اخلاقی، و تقویت جایگاه انتقادی خود است، تا بتواند از موضعی مستقلتر، قدرت حاکم را به چالش بکشد و اعتماد عمومی را از او سلب کند.
۳. در بخشهایی از این بیانیه، نویسندگان با استفاده از زبان مشترک و ارجاع به ارزشهای عمومی مثل عدالت و سرمایه اجتماعی، خود را بهعنوان نمایندۀ دغدغههای همگانی بازنمایی میکنند و روایتشان را به گفتمان عامه تعمیم میدهند، تا پذیرش اجتماعی پیدا کنند. این درحالی است که در میدان عینیت، بخش قابل تأملی از ارزشهای عمومی، از جمله سرمایه اجتماعی و عدالت اقتصادی زخمخوردۀ سیاستهای این طیف فکری و بهتر بگوییم، جناح سیاسی بوده است. از گسترش خوی اشرافیگری در دورۀ تکنوکراتها تا شرطیشدن اقتصاد و بهتبع آن معیشت مردم در دولت لیبرالها، همه ثمرۀ نسخههای تئوریک همین اساتید بهشمار میرود، که بیماریهای لاعلاجی را به پیکره عدالت و سرمایه اجتماعی ایران وارد کرده است.
۴. شاید به همین دلیل است که این بیانیه از مقولههای ساختارشکنانه نسبت به جمهوری اسلامی استفاده کرده، تا بهجای زیرسوال رفتن سیاست سه دولت لیبرالی، شکاف میان واقعیت اجتماعی و ادعای درمانگری نسخۀ اصلاحطلبی را پنهان سازد. این ساختارشکنی با هدف اختفای ناکارآمدیهای سه دوره قدرت این تفکر، صورت گرفته و بهجای ریشهیابی حقیقیِ مشکلات، میکوشد ذهنیت عمومی را نسبت به مشروعیت و عقلایی بودن آرمانهای انقلاب متزلزل کند. این پنهانکاری عامدانه با هدف کنترل روایت، جهتدهی به افکار عمومی، و تقویت مشروعیت موضع نویسندگان بیانیه است. با حذف یا سانسور بخشهایی از واقعیت، بیانیه میکوشد تصویری منسجم، اخلاقی یا قهرمانانه از خود و موقعیتش ارائه دهد و پیچیدگیها یا تناقضهای جدیاش را پنهان نگه دارد تا از تأثیرگذاریاش کاسته نشود.
۵. وقتی عبارت «۱۸۰ استاد دانشگاه» در صدر قرار میگیرد، یعنی این بیانیه از مقام عقل کل و با تکیه بر شأن علمی، سخن میگوید و تلاش میکند برتری معرفتی و اخلاقی گویندگان آن را به مخاطب القا نماید. با چنین ادعایی، بیانیهنویسان خود را، که نه نماینده علم بلکه سخنگویان تفکر لیبرالی هستند، در جایگاه داور نهایی حقیقت، منطق و خیر عمومی نشاندهاند تا موضع خود را فراتر از منافع فردی یا گروهی جلوه دهند و مشروعیت نقد خود را تقویت کنند. آنان با چنین قدرتنمایی نمادینی میخواهند بهمثابه ناجی دلسوزی که تا کنون در انزوا و حبس بوده، هدایت افکار عمومی را بهدست بگیرند. در حالیکه نه تفکر لیبرالی در سپهر سیاسی بینماینده بوده و نه اینان از کرسی قدرت، بیبهره. در مقابلِ تحریف و پنهانسازی واقعیت در این بیانیه، صداقت روایی یا اخلاق روایتگری در شرح سیاستهای دیکتهشده از سوی این تفکر و خسارتهای جبرانناپذیر آن برای جامعه، با تصویری منصفانه و شفاف از واقعیت، نشان میدهد که چگونه نویسندگان، روایت را به ابزاری تبلیغاتی بدل ساختهاند؛ نه ابزاری برای گفتوگوی صادقانه و مسئولانه.
۶. چنین بیانیهای با پیشنهاد مذاکره، در شرایطی که پای امنیت و سرنوشت جمعی در میان است، نوعی چشمپوشی از مسئولیت تاریخی، ملی و انسانی را به نمایش گذارده. هنگامیکه در وضعیت جنگی، امکان مقاومت وجود دارد، پیشنهاد مذاکره و تغییر پارادایم مقاومت چیز جز ناهمسویی با واقعیت میدانی نیست، که نوعی مشروعیتبخشی به سلطۀ دشمن دیرینه را دنبال میکند و با ارزشهایی چون ایستادگی، کرامت و دفاع از حق در تضاد قرار میگیرد. چنین نگاهی چهبسا به تضعیف روحیه عمومی، گسترش ناامیدی، و تفرقه در جبهۀ داخلی منجر شود، که در وضعیت بحرانی، بسیار پرهزینه است.
@Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻گفتگویی که گرفت:
نقادی صریح تئوریک و رسانۀ ملی
آزاده محمودیان
در گفتگوی تلویزیونی برنامه نصرالله، یک اتفاق جدید رخ داد و آن، جابجایی مرزهای صراحت در آنتن زنده تلویزیون بود. مهدی جمشیدی را بهعنوان یکی از کنشگران فکری در جریان انقلابی میشناسند که از لحاظ قلمی، پر کار است و در سالهای اخیر، متنهای تحلیلی و انتقادی متعدّدی نوشته است. اما او، گاه به صورت تصویری نیز به کنشگری انتقادی پرداخته و در فضای مجازی و تلویزیون، ظاهر شده است. او در سال ۱۴۰۱، یکی از مناقشهبرانگیزترین مناظرات را ثبت کرد. در این مناظره، وی با بیژن عبدالکریمی روبرو شد و بیش از دو ساعت، این دو به صورت پینگپنگی، یکدیگر را نقد کردند. این مناظره، ناگهان برجسته شد و افراد زیادی، همۀ این مناظره را دیدند. جمشیدی پس از این مناظره، از دو سو مورد حمله قرار گرفت. شدت استقبالهای موافق و مخالف به حدی بود که تا یک هفته، مباحثات متعدّدی درباره آن جریان داشت. اینک پس از آن مناظرۀ عجیب، وی در یک گفتگوی تلویزیونی، در عین اینکه تلاش کرد تا از زاویۀ تئوریک به نقد بیانیۀ ۱۸۰ استاد دانشگاه بپردازد، صراحت و شفافیت و شجاعت عجیبی به خرج داد و از افرادی نام برد و آنها را نقد کرد. لبۀ تیز و گزندۀ انتقادات او، جریان اصلاحطلب و تکنوکرات بود که آن بیانیه را نگاشته بودند. او این جریان را روشنفکری سکولار خواند و دولتهای لیبرال را به آنها نسبت داد. این گفتگو، اکنون دستمایۀ بحث و اظهارنظر در فضای مجازی شده است.
در آن سو، ۱۸۰ نفری که این بیانیه را نگاشتهاند، خشمگین هستند و مشخص نیست که چه واکنشی نشان خواهند داد. عباس آخوندی به عنوان شخصیت اصلی در پشتصحنۀ این بیانیه، واکنشهایی داشته و در حال پیگیری است. جمشیدی در این برنامه، بهشدت این جریان را عصبانی کرده است. بیانیهنویسان، که همواره در کنج امن و عافیت و حتی از تریبون رسانه ملی، بدون هیچ هزینهای، به ارزشهای نظام تاخته بودند، انتظار نداشتند که در قالب یک برنامۀ زنده تلویزیونی، اینچنین به آنها تاخته شود. نکتۀ جالب اینکه در این برنامۀ یک ساعته، مجری بهطور کامل و برخلاف همیشه سکوت کرد و هیچ نگفت، در صورتیکه ورود مجری و طرح پرسش و پخش میانبرنامه، معمول است.
بههرحال، یک ضربۀ کاری و دردناک به جریان روشنفکری لیبرال وارد شده و تلویزیون، به بازی چالشبرانگیزی پا نهاده است. این گفتگو، نهفقط پرمخاطبترین قسمت برنامۀ نصرالله تاکنون بوده، بلکه در میان گفتگوهای معطوف به جنگ در مدت اخیر نیز، از همه مناقشهبرانگیزتر بوده است.
رسانۀ ملی اگر در پی مرجعیت رسانهای خویش است و میخواهد مخاطبان وسیع و وفادار بیابد، باید همین سرمشق را در پیش بگیرد و معرفت را با صراحت، پیوند بزند و نقادی و ابطال و درگیری نظری را سکۀ رایج کند. البته این فضا، آدمهای خاص خودش را میطلبد و هر گفتگو و نقادی و نزاعی، اینگونه از آب در نخواهد آمد. جنس جمشیدی، مبتنی بر تضاد و کشمکش و درگیری است و او متفکری است که خودش را در برابر مسألهها و مناقشهها قرار میدهد. او نمیتواند خنثی باشد یا عافیتطلبی کند و دیگریهایش را نبیند و بر آنها نتازد.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/382