eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
262 دنبال‌کننده
207 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
یادداشت‌های آزاده محمودیان
📄اکران «پیرپسر»، به‌عنوان مبتذل‌ترین و تاریک‌ترین فیلم سینمای پس از انقلاب، در یکی از بحرانی‌ترین شر
🔻مجوز ابتذال در روزگار اضطرار؛ پیرپسر، نمایشی علیه امنیت آزاده محمودیان ۱. اکران موفق و استقبال گسترده از یک فیلم، همچون علائم جسمانی یک انسان، که می‌تواند نشانه‌ای از وضعیت سلامتی او باشد، گزارشی از وضعیت سلامت روانی، فرهنگی و اجتماعی جامعه است. موفقیت یک فیلم خشن و مستهجن در گیشه، پیام‌های متعددی را در سطوح مختلف صادر می‌کند و بازتاب نیازها یا نارضایتی‌های عاطفی و نسبت جامعه با خشونت یا فحشا یا نشانه‌ای از عادی شدن این موارد به‌شمار می‌آید؛ البته به‌شرطی که این تمایل از روی پروپاگاندای جناحی تحمیل نشده باشد. از سویی دیگر چه‌بسا گزارشی عینی باشد از ضعف در تولید محتوای باکیفیت یا نیاز به جستجوی هیجان و بی‌حوصلگی جمعی و تمایل به محتوای پرتحرک و شوک‌آور. اما بیش از هرچیز نشانگر خلأ تفکر انتقادی و شناخت رسانه در جامعه و فقدان مهارت «دیدن آگاهانه» است. وضعیت گیشۀ «پیرپسر» را باید به‌مثابه شرح‌حالی از وضعیت سلامتی جامعه خوانش کرد. ۲. هنگامی‌که نهاد فرهنگی رسمی در یک جامعۀ مبتنی بر دین و سنت، اجازۀ اکران فیلمی با محتوای خشن و مستهجن را می‌دهد، در ابتدایی‌ترین تحلیل، کارکرد، اقتدار، و نسبت این نهاد فرهنگی با جامعه و حاکمیت، زیر سوال می‌رود و انسجام میان ارادۀ حاکمیتی و عملکرد نهادی مخدوش می‌شود. چنین تناقض آشکاری یعنی یا نهاد مربوطه از ارزش‌محوری فاصله گرفته‌ و به کارکردگرایی روی آورده‌ (یعنی رجحان تعداد مخاطب و کسب درآمد)؛ یا حاکمیت در خود، دارای چندصدایی و اختلاف در اولویت‌ها و بنیان‌های فرهنگی شده. پس مراجع فرهنگی، دیگر نمایندۀ گفتمان دینی و ارزش‌های جامعه نیستند، و با مجوز ضرورت پذیرش واقعیت اجتماعی و تکثر فرهنگی، قدرت نهادی را دستاویزی برای تقویت باورهای تجدّدی و سکولار می‌کنند؛ و بحران مرجعیت فرهنگی و چرخش تدریجی از مدیریت هویتی و ارزشی به سمت مدیریت صنعتی یا جناحی را رقم می‌زنند‌. ۳. حال اگر محتوای این فیلم خشن و مستهجن، هیچ سنخیتی با واقعیت و شرایط جامعه نداشته باشد، نه بازتاب‌دهنده دغدغه‌های مردم باشد، و نه ریشه در تجربه زیستۀ پرتکرار آنان، و نه انعکاس وضعیت تاریخی یا فرهنگی ـ و با این حال، مجوز اکران بگیرد و حمایت شود، این اتفاق، پرسش‌برانگیز و نگران‌کننده است. از میان انگیزه‌ها و هدف‌های محتمل برای آن، القای تصویر کاذب از جامعه یا نرمال‌سازی الگوهای خاص، متناسب‌ترین آنها با جامعه ماست. این امر چه‌بسا بخشی از پروژه‌ای بلندمدت باشد، پروژه‌ای که غایت آن هم‌سویی با پروژه‌های جهانی‌سازی فرهنگی، عادی‌سازی انفعال، لذت‌طلبی، خشونت، و در یک کلام، مهندسی فرهنگی در راستای زدودن ارزش‌ها، حساسیت‌ها و خطوط قرمز فرهنگی است. ۴. هنگامی‌که مجوز اکران چنین فیلمی که مملو از خشونت و فحشاست در شرایط جنگی و دشوار که جامعه به امید، انسجام اجتماعی و تقویت خودباوری نیاز دارد، صادر می‌شود، باید به آن به‌مثابه اقدام هدفمندی برای تخریب ظرفیت امیدآفرینی فرهنگی کشور پرداخت. زیرا در زمان جنگ، مردم به روایت‌هایی نیاز دارند که امید ببخشد، مقاومت را تقویت کند، و حس مشترک ذاتی را برجسته سازد. از این‌مجرا، مجوز چنین اکرانی ثابت می‌کند که نهاد فرهنگی در قبال وظیفۀ اجتماعی‌اش منفعل یا بی‌خبر است‌ و یا دچار نفوذ فکری شده است. «نفوذ فکری» در اینجا به معنای حضور و تأثیر افراد یا جریان‌هایی با نظام فکری متفاوت یا معارض با ارزش‌های جامعه و فرهنگ بومی در مراکز تصمیم‌سازی است. تغییر تدریجی ذائقۀ فرهنگی جامعه، عادی‌سازی ارزش‌های متضاد با باورهای اصیل، تضعیف اعتماد به نهادهای سنتی و دینی و هدایت جامعه به سوی پذیرش تدریجی «دیگری» از جمله نتایج این نفوذ است. اگر نهاد فرهنگ از درون به گفتمان سلطه آلوده شود، خودش به ابزار سلطه بدل می‌شود؛ به مرور فروریخته و توده مردم را دچار سردرگمی ارزشی، بی‌اعتمادی، و در نهایت انفعال یا عصیان خواهد کرد. این نفوذ بسی خطرناک‌تر از نفوذ سیاسی یا امنیتی است، زیرا در بلندمدت، تغییر ذهنیت عمومی را در تقابل با ارزش‌های جامعه هدف قرار می‌دهد. ۵. صدور مجوز اکران «پیرپسر»، به‌عنوان مبتذل‌ترین و تاریک‌ترین فیلم سینمای پس از انقلاب، در یکی از بحرانی‌ترین شرایط جامعۀ ایران، را نباید یک اتفاق از روی سهل‌انگاری یا ناآگاهی قلمداد کرد. این اتفاق، یک فاجعه در عرصۀ سینما و راوی افول بی‌مانند حکمرانی فرهنگی و نفوذ آگاهانه یا ناآگاهانه در تصمیم‌سازی این حوزه است. همانطور که تجاوز به مرزهای جغرافیایی ایران، به کمک جاسوسان و مزدوران، مهلکه‌ای پردرد و خسارت را برای ما رقم زد، اکران پیرپسر، گناهی نابخشودنی‌ست که امنیت روانی جامعه را هدف گرفته و هر روز با اکران‌های مکرر، بر تعداد تلفات خود می‌افزاید. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/387
◽️ هم اندیشی علمی مذاکرۀ آکادمیک دربارۀ مذاکرۀ دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری‌ انقلابی 🔰 توسط گروه مطالعات انقلاب اسلامی با توجه به تشکیل قرارگاه جهادی اندیشه پژوهشگاه برگزار می‌شود: 🎙 با حضور: ▪️ ▪️محمد شفیعی‌فر ▪️مریم منصوری ▪️معصومه ندیری ▪️آزاده محمودیان ▪️حسین میرزایی ▪️محمد محمودی‌کیا ▪️مصطفی غفاری ▪️غلامعلی سلیمانی ▪️ ▪️ ✍️ دبیر علمی: ▪️ 📅 یکشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴ ⏰ بخش اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ و بخش دوم ساعت ۱۴ تا ۱۶ 🏢 تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی 📡 حضور مجازی از طریق: 🌐 gharar.ir/r/8b0bf91d 🔍 مشروح خبر👇 🌐 iict.ac.ir/mmm3 سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام 🆔 @iictchannel
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📄محو اسرائیل از صفحۀ روزگار، نص بیان امام است و مجازات قاتلان و آمران ترور سردار سلیمانی، نص بیان رهبری. اما «دستگاه پروپاگاندای اصلاح‌طلبان»، به‌مدد «وفاقیون جبهۀ انقلاب» از فردا هجمۀ «کج‌روایت‌ها» را چنان وارد میدان افکار عمومی می‌کنند که اظهارات عجیب امروز عراقچی، به‌پای ارادۀ رهبر انقلاب نوشته شود!!! https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/390
📄مصاحبه‌های رسانه‌ای فرصتی است برای «روایت اقتدار» ایران برای افکار عمومی جهان؛ ولی امروز به دست مسئول دیپلماسی کشور، به صحنۀ «نمایشی خفت‌بار» از اعلام ضعف و عقب‌نشینی از مواضع بر حق ایران در مقابلۀ تمدّنی با اسرائیل و مجازات عاملان ترور قهرمان ملّی‌مان، بدل شد. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/391
هدایت شده از پژوهه
صدای عقلانیت در برابر صدای قدرت؛ کارکرد رسانه در پرونده مذاکره آزاده محمودیان ۱. پس از فروکش کردن آتش جنگ و آغاز آتش‌بس، رفته‌رفته نجواهای ازسرگرفتن مذاکره به گوش رسید. اگرچه مسئولان دیپلماسی اذعان داشتند که اکنون جامعه چنان از آتش‌افروزی و تجاوز آمریکا و اسرائیل خشمگین است که امکان سخن‌گفتن از مذاکره نیست؛ اما مواضع دولتی به‌گونه‌ای تلویحی حساب آمریکا را از اسرائیل جدا کرده و روی خوش خود به مذاکره با آمریکا را در مقابل دوست و دشمن بی‌پرده نشان می‌داد. پس از اندکی مسئولان تراز اول غیردولتی نیز سخن از «تاکتیک مبارزه» راندند و می‌رفت که سناریویی برای آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش تکرار مذاکره به‌اجرا درآید. در چنین اوضاعی که به‌واسطه حملۀ گستاخانه رژیم صهیونی و کشتار قریب به هزار ایرانی، بیش از هر زمانی، گفتمان مقاومت در دل و اندیشۀ مردم پاگرفته و افکار عمومی یک‌صدا خواستار پاسخ قاطع و بنیان‌برافکن به دشمن هستند، رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه ملی کارکرد و وظیفه‌ای تاریخی دارد و سیاستی تعیین‌کننده را می‌باید در پی بگیرد. این یادداشت به چیستی وظایف و باید‌های رسانه‌ای در این شرایط پرداخته‌است‌. ۲.هنگامی‌که بخشی از روایت دولتی تلاش می‌کند چهره‌ای قابل‌قبول یا متمایز از آمریکا نسبت به اسرائیل، ارائه دهد، در حالی‌که مردم این دو را در یک جبهه، تجاوزگر و همدست می‌بینند، جنگ روایت‌ها در درون گفتمان رسمی اتفاق می‌افتد و رسانه، به‌ویژه رسانۀ ملی در موقعیتی حساس قرار می‌گیرد. از منظر علوم ارتباطات، رسانه ملی در چنین وضعیتی باید نه صرفاً تابع دولت باشد، نه در تضاد کور با آن قرار گیرد، بلکه می‌تواند نقش «تثبیت‌گر گفتمان ملی مستقل» را ایفا کند. برای اجرای چنین نقشی ابتدا باید اصل بحران روایتی، تشخیص داده شود؛ سپس راهبردها و ترفندها و نوآوری‌های رسانه‌ای به‌خط شوند. ۳. برخی در ساختار دولت، ممکن است با اهداف گوناگون، این دو پیام را القا کنند که آمریکا را می‌توان از اسرائیل جدا کرد؛ یا می‌توان روایت انسان‌محور از آمریکا، به‌عنوان کشوری با ظرفیت گفت‌وگو، یا دوگانۀ «دولت بد/ ملت خوب» ساخت. اما این روایت با آنچه مردم در تجاوز اخیر دیدند و با حس حماسی و مقاومت آن‌ها، در تضاد کامل قرار دارد. در چنین اوضاعی رسانه ملی موظف به تثبیت روایت مقاومت است، نه روایت مصلحتی یا دیپلماتیک. رسانه ملی باید وفادار به حافظه جمعی، ادراک عمومی و سرمایۀ روانی مقاومت بماند. در عین حال از روش‌های رسانه‌ای و هوشمند برای جلوگیری از شکاف رسانه‌ای-سیاسی استفاده کند. بر این اساس رسانه نباید مستقیماً علیه دولت موضع بگیرد، اما باید با دفاع از گفتمان مقاومت، پیوسته بر هم‌پیمانی آمریکا و اسرائیل تأکید کند و با کاربرد خلاقانه و هنرمندانۀ مستند، تحلیل تاریخی، اظهارات رسمی، و افشای واقعیت میدانی، نقش آمریکا در حمله اخیر را به‌صورت دقیق و مستند بازنمایی کند، تا خود مردم «رابطه» را بفهمند. ۴. رسانه می‌تواند «ضد روایت نرم» بسازد، پاسخ تحلیلی و باصلابت به روایت تفکیکی بدهد؛ نه با عصبانیت بلکه با استدلال، راویِ این حقیقت باشد که «تفکیک آمریکا از اسرائیل، یک فریب راهبردی است». همچنین «بازی با چارچوب واژگانی» یکی از ابزار‌های تحکیم روایتیِ مورد استفاده رسانه است. مثلاً به جای «دشمن صهیونیستی»، از «محور تجاوز آمریکا-اسرائیل» استفاده کند؛ این یک چارچوب‌سازی زبانی قدرتمند است؛ که در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود. دیگر راهبرد رسانه در این شرایط، تولید «ضدروایت مستند»، برای خنثی‌سازی عملیات نرم تفکیک آمریکا و اسرائیل، و تثبیت گفتمان مقاومت در جهت همراهی با خواست و ارادۀ مردم است. «هوشمندی در چارچوب‌بندی» و پرهیز از تقابل آشکار با دولت، و به‌جای آن استفاده از قدرت واژه و استدلال برای تثبیت واقعه، مکمل ضدروایت‌ها هستند که مراقبند تا در حین عملیات رسانه‌ای، از سوی رسانه‌های گفتمان رقیب، تخریب و تحریف صورت نگیرد. ۵. همچنین رسانه با راهبرد «بازسازی پل گفتگو» بستری می‌سازد برای شنیدن‌شدن مطالبۀ مردم از حنجرۀ کارشناسان زبده و آزمون‌پس‌داده و غیرجناحی. رسانه اگرچه موظف است احساسات جمعی را مدیریت کند اما باید نشان بدهد مصدر و خاستگاه آنچه مبدّل به خواست مردم شده، هیجان و احساس صرف نیست. او باید ارادۀ ملت را به «تعلیل» و «عقلانیت» بکشاند و ارزشمندی، تجربه‌مندی و مستدل بودن آن را گواهی کند و از این راه، کارکرد حیاتی خود در روزگار بحران را که تنظیم فضای روانی جامعه از طریق بازتاب خواسته‌های ایشان است به انجام برساند. رسانه اگرچه موظف است مانع دوقطبی شدن جامعه بشود، اما باید این وظیفه را نه از راه وسط‌نشینی یا راوی صرف بودن، بلکه از طریق ضریب دادن به روایت نافع و ضامن امنیت و عزت کشور به انجام برساند. دکتری علوم ارتباطات دانشگاه تهران ▪️@pajoohemedia ▪️@pajoohemedia ▪️@pajoohemedia
📄 یک سازمان‌ فرهنگی که وابسته به نهادی انقلابی است، دیوارنگاره‌ای از نسخۀ قدیمی و غیردینی شعر «ای ایران» را در یکی از میدان‌های شهر تهران نصب کرده! «ای ایرانِ» شب عاشورایی، که در محضر رهبر انقلاب خوانده شد، چه نقصی داشت که نسخۀ سکولار آن‌را ترجیح دادند؟! آیا آگاهانه و عامدانه از اکنونِ انقلابی به گذشتۀ بی‌رنگ بازمی‌گردند؟! آیا از تصریح به نمادهای هویت اسلامی و انقلابی خجلت‌زده و شرمگین هستند؟!
بخش دومصوت نشست دوم.mp3
زمان: حجم: 29.4M
💯🔊 📻 صوت هم اندیشی علمی "مذاکرۀ آکادمیک دربارۀ مذاکرۀ دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری‌ انقلابی" 📍بخش دوم : 🎙 با ارائه: ▪️محمد شفیعی‌فر ▪️مریم منصوری ▪️آزاده محمودیان ▪️حسین میرزایی ▪️مصطفی غفاری ▪️ ✍️ دبیرعلمی: 📅 یکشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴ 🏢 تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی I سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام 🆔 @iictchannel
📄 رهبر انقلاب: «تقویت ایمان دینی، و گسترش و عمق دانش، ایران را به اوج... می‌رساند». در هجوم کج‌روایت‌های پساجنگ، روایت درست، روایت «ایران اسلامی» است؛ یعنی ایرانی که ریشه در دین و دانش دارد. این میهن به یمن ایمان دینی و دانش مردمانش، ارزش جان‌نثاری یافته. و اگرنه، صرف خاک و مرز جغرافیایی را چه نسبتی با جان انسان‌!
🔻در دفاع از مرزهای دیجیتال؛ نقد نامه اساتید ارتباطات آزاده محمودیان ۱. برخی اساتید نام‌آشنای ارتباطات و روزنامه‌نگاری در نامه‌ای به رئیس‌جمهور اعلام کرده‌اند که رفع فیلترینگ را به نفع امنیت ملی می‌دانند. گفته‌اند مادام كه پذيرش «انديشه ديگری» به عنوان مبنای «ارتباطات و مفاهمه» از يك سوی و «حق اظهارنظر و آزادی‌بيان برای شهروندان» از ديگر سوی، پذيرفته نشود، بديهی‌ترين اصل بقا و زيست اجتماعی با چالش جدی مواجه خواهد شد. بر ادعای این اساتید و نسخه‌ای که برای وضعیت رسانه‌ای جامعه پیچیده‌اند، نقدهایی جدی وارد است؛ که غفلت این شهرگان ارتباطی از آن موجب حیرت است: ۲. نقد اول آنکه نباید آزادی بیان را از تهدید امنیت ملی تفکیک نمود‌. حتی متمم اول قانون اساسی آمریکا که از آزادی بیان محافظت می‌کند، در برابر تهدید جدی امنیت ملی، محدودیت‌هایی را امکان‌پذیر دانسته است. در پروندۀ TikTok به‌عنوان شرکتی که تحت مالکیت چینی (Bytedance) است، صرف ادعای اینکه این شرکت می‌تواند داده‌های کاربران آمریکایی را به دولت چین منتقل کند، تبدیل به معضلی جدی برای این شرکت شد. در فضای فیلتر شدۀ ما نیز همچون این پرونده، موضوع دیگر فقط «بیان» نیست، بلکه بحث جمع‌آوری داده‌ها و جاسوسی است، که در حوزه امنیت ملی قرار می‌گیرد. مشابه همین وضعیت در زمان جنگ یا حملات سایبری نیز پیش‌بینی شده است. پس بسیار ضروری است که معلمان ارتباطات بدانند در موارد تهدید امنیتی، آزادی بیان، مطلق نیست. نقد دوم، غفلت از افتراق بین «محتوا» و «زیرساخت انتقال محتوا» است. بدان معنا که فیلترینگ نه بر صرف رسانه، که بر پلتفرم‌هایی غیرایرانی اعمال شده که تحت فرمان دشمنان کشور است‌. بنابراین مخالفت با آزادی این پلتفرم‌ها مخالفت با محتوا (content) نیست، بلکه با زیرساختی است که کنترل آن در اختیار دولت خارجی است. یعنی حکمرانی بر فضای مجازی، نه با انتشار ویدیوهای طنز یا اجتماعی مشکل دارد، بلکه با این مشکل دارد که این ویدیوها از طریق سیستمی مدیریت می‌شوند که خارج از حاکمیت ماست. نقد سوم بر اساس استناد به اصل «مالکیت بیگانه بر رسانه» است. حتی در مهد آزادی بیان، که صاحب تکنولوژی رسانه است و فاقد دشمن بالفعلی است که ارادۀ عملیات نظامی علیه او داشته باشد، محدودیت‌هایی در مورد مالکیت بیگانگان بر رسانه‌ها وجود دارد. در این چارچوب، پلتفرم‌ها، نه به‌عنوان رسانه اجتماعی ساده، بلکه به‌عنوان یک ابزار نفوذ اطلاعاتی خارجی تلقی می‌شود. پس باید این حقیقت فهم شود که ارادۀ حکمرانی فضای مجازی به معنای سانسور پیام‌ها نیست؛ بلکه در مخالفت با این امر است که سیستم انتقال پیام‌ها در اختیار غیر و اجنبی باشد. نقد چهارم آنکه شواهد متعدّد و غیرقابل انکار و نگران‌کننده‌ای دربارۀ الگوریتم‌های پنهان و مهندسی افکار عمومی از سوی برخی پلتفرم‌های خارجی وجود دارد‌‌ که نشان می‌دهد قادرند نه‌فقط نمایش محتوا، بلکه ترتیب نمایش، الگوریتم ترجیح‌گذاری و انتشار ویروسی محتوا را کنترل کنند. در اغتشاش‌های سال ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ ثابت شد که برخی از این پلتفرم‌ها می‌توانند با استفاده از الگوریتم‌های خود، افکار عمومی را دستکاری کنند، نارضایتی اجتماعی را تحریک کنند یا محتوای خاصی را سانسور یا برجسته کنند. در این چارچوب، اساتید ارتباطات باید بدانند این دیگر آزادی بیان نیست؛ بلکه کنترل شناختی (Cognitive Manipulation) است. نقد پنجم آنکه اساتید ارتباطات با ذخیره دانشی خود می‌بایست دغدغه‌مند قدرت حکمرانی فرهنگی باشند و با فرض نیاز جامعه به حضور پلتفرم‌های خارجی، به‌جای نسخۀ تسلیم، راه‌کارهایی برای محدودسازی قانونی و شفافیت اجباری ارائه کنند. راه‌کارهایی برای الزام به ذخیره‌سازی داده در خاک ایران، نظارت بر الگوریتم‌ها توسط نهادهای مستقل، افشای مالکیت و ساختار مدیریتی و.‌.. این‌ها همه مسائلی است که باید برای حل آنها از اساتید ارتباطات راه و چاره طلب کرد. ۳. بر اساس آنچه بیان شد اساتید ارتباطات باید این حقیقت ابتدایی مورد قبول در جهان را هضم نمایند که محدود کردن پیام‌رسان‌های خارجی و ارادۀ حکمرانی بر فضای مجازی، نه به‌معنای نقض آزادی بیان یا سانسور اطلاعات، بلکه اقدامی پیشگیرانه در برابر تهدیدهای امنیتی، تلاشی برای حفظ کنترل حاکمیتی بر داده‌ها و زیرساخت‌های اطلاعاتی، و مقابله با نفوذ فرهنگی و شناختی دشمن تلقی می‌شود. و سخن پایانی، این سوال اساسی است که اگر معیار ارتقای اساتید مجموعه علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، مطابق با بیان رهبر انقلاب، حل مسئله در حوزۀ تخصصی‌شان بود، اکنون درجات علمی ایشان چگونه بود‌؟! https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/396
🖋 عیارسنجی یک نقد آزاده محمودیان ۱. در این یادداشت، به برخی از اشکالاتی پاسخ می‌دهم که آقای مهدی تکلو در یک گروه مجازی نسبت به آقای مهدی جمشیدی مطرح کرده‌اند. نخست اینکه ایشان معتقدند دفاع از جمشیدی، احساسی شده است. اگر پیرامون جمشیدی، هالۀ احساسی شکل گرفته، پس دلیل این همه نقد و حملۀ نسبت به او چیست؟! آری، در جبهۀ فکری انقلاب، ارادت به او کم نیست؛ چون مشاهده می‌شود که او عالمانه و دلیرانه مبارزه می‌کند و قدرت تحلیلی فراوان دارد. با این حال، نه‌تنها باب نقد او بسته نشده، بلکه کار به نفی و طرد هم کشیده شده است. ۲. آقای تکلو، جملاتی را از آقای جمشیدی نقل کرده است که حمل بر خودستایی می‌شود، اما ایشان در کجا دربارۀ خویش چنین گفته است؟! هیچ‌جا. این تصویری است که آقای تکلو از او می‌سازد و بعد به این تصویر حمله می‌کند! روا نیست که از طرف مقابل، تصویرپردازی غیرواقعی کنیم و آنگاه این تصویر وارونه و مبتذل را نفی کنیم. ۳. آقای تکلو، ادعایش را دربارۀ ذهن‌زدگی ایشان تکرار می‌کند، اما برای اثبات آن دلیل نمی‌آورد. من هم می‌توانم ادعا کنم که ایشان یک ایدۀ اقتباسی و دست‌چندم را مکرر در نوشته‌هایش تکرار می‌کند و هیچ سخن نویی ندارد. او در اقتباس و تکرار، متوقف شده‌ و قدرت خلاقیت نظری ندارد. در برابر این ادعا از من دلیل نخواهید؛ چون فقط آن را تکرار خواهم کرد. البته در عین حال معتقدم این ادعا دربارۀ آقای تکلو، درست است. ۴. اگر آقای جمشیدی دربارۀ چه چیزی سخن بگوید، عینی خواهد بود؟! او آنقدر به واقعیت اجتماعی و فرهنگی نزدیک شده که بسیاری، وی را از درگیری در این سطح پرهیز می‌دهند و معتقدند که او باید این لایه را به دیگران واگذارد! از نظریه تا امر سیاستی، از تفکر تا خیابان، از فلسفۀ تاریخ تا نیروهای سیاسی، از تفهم دیلتای تا روایت حجاب، از مطهری تا فوکو، از انقلاب تا مقاومت، از معنا تا سبک زندگی، از ملیت تا حجاب، و ... ، دامنۀ نوشته‌های اوست؛ و در این گستره، هم به فلسفی‌ترین و بنیادی‌ترین سطوح پرداخته و هم به روزمره‌ترین و عینی‌ترین آنها. او حتی در یک یادداشت مختصر، به تلفیق و ادغام سطوح پرداخته و توانسته این سطوح را به یکدیگر مرتبط کند. ۵. اما دربارۀ نسبت ملیت و اسلام؛ همۀ شائبه‌ها و حملاتِ در پی آن، از پس یک کلیپ تقطیع شده از برنامه موفق نصرالله، آغاز شد و بسیاری از نقدها متعلق به افرادی بود که تحت تاثیر تحریف رسانه‌ای قرار گرفته و برنامه را کامل ندیده بودند. اما نکته قابل تأمل آن است که اولاً بحث آقای جمشیدی در این باب، در مقام اثبات است و نه ثبوت؛ یعنی روایت ما از واقعیت و نه خود واقعیت. ثانیاً ناظر به تفکیک میان اسلام و ایران در روایت روشنفکری سکولار، نه خودش. ثالثا لازمۀ تحلیل اجتماعی، تجزیه مفهومی و سنخ‌بندی آرمانی است. رابعاً ایشان قائل به رابطۀ طولی میان ایران و اسلام است که محتوای مفصل و عمیقی نیز در ایجاد فهم آن خلق کرده، که برخی از آن در این عبارات نمایان است: ایران یک جهان معنایی، یکی‌شدگی جغرافیای ایرانی و تاریخ معنوی، روح اسلام در کالبد ایرانی، تلفیق و تطابق با استعارۀ روح و کالبد و ... . با وجود چنین عباراتی، دگر چه جای سخن از تفکیک و انتزاع؟! ۶. و این‌که آقای جمشیدی، کلامی می‌اندیشد نیز سخن نادرستی است. او به عینیّت ارجاع می‌دهد و دلیل می‌آورد و حتی رویکرد فلسفی را نیز به میدان می‌آورد. دیگری‌های او، دیگری‌های سکولار هستند و از این جهت، او ناچار است که در تقابل با اینان، جنس استدلال‌هایش را برون‌دینی قرار بدهد. آری، او دلبستۀ انقلاب اسلامی است و می‌خواهد آن را تقریر و تئوریزه کند، اما گاهی قلمش به سوی اشراق و الهام و فهم درون‌دینی می‌رود، و گاهی هم به سوی مباحثات بین‌الاذهانی و بیرون‌دینی و عقلی یا تجربیِ محض. او در یکی متوقف نمانده، بلکه به اقتضای سخن و موقعیّت و مخاطب، یکی از این دو را برمی‌گزیند. شخصیت درونی و باطنی او، جنبۀ معنوی اشراقی دارد، اما چون اغلب در نزاع و درگیری به سر می‌برد، ناچار است که زبان و ادبیاتش، به‌شدت منطقی باشد؛ به‌طوری‌که تیغ حساسیت‌ها و دقت‌های منطقی او، زخم‌های عمیق بر پیکر گفتارهای دیگری‌هایش نهاده است.
صوت نشستصوت.mp3
زمان: حجم: 28.7M
💯🔊 📻 صوت نشست علمی «نقد اندیشه ادبی فیلم پیرپسر» 🎙 با ارائه: ➖محمدزمان زمانی جمشیدی ✍️ دبیرعلمی: 🎙 باحضور : - محمدرضا سنگری - محسن ردادی - مهدی جهان ـ روزبه زارع - آزاده محمودیان 📅 یکشنبه ۱۲ مردادماه ۱۴۰۴ 🏢 تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی I I سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام 🆔 @iictchannel
در این نشست به این فیلم از منظر سیاستگذاری فرهنگی پرداخته‌ام. در اینجا بخوانید: https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/400