📄مصاحبههای رسانهای فرصتی است برای «روایت اقتدار» ایران برای افکار عمومی جهان؛ ولی امروز به دست مسئول دیپلماسی کشور، به صحنۀ «نمایشی خفتبار» از اعلام ضعف و عقبنشینی از مواضع بر حق ایران در مقابلۀ تمدّنی با اسرائیل و مجازات عاملان ترور قهرمان ملّیمان، بدل شد.
#دیپلماسیذلت
#عراقچی
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/391
هدایت شده از پژوهه
صدای عقلانیت در برابر صدای قدرت؛
کارکرد رسانه در پرونده مذاکره
آزاده محمودیان
۱. پس از فروکش کردن آتش جنگ و آغاز آتشبس، رفتهرفته نجواهای ازسرگرفتن مذاکره به گوش رسید. اگرچه مسئولان دیپلماسی اذعان داشتند که اکنون جامعه چنان از آتشافروزی و تجاوز آمریکا و اسرائیل خشمگین است که امکان سخنگفتن از مذاکره نیست؛ اما مواضع دولتی بهگونهای تلویحی حساب آمریکا را از اسرائیل جدا کرده و روی خوش خود به مذاکره با آمریکا را در مقابل دوست و دشمن بیپرده نشان میداد. پس از اندکی مسئولان تراز اول غیردولتی نیز سخن از «تاکتیک مبارزه» راندند و میرفت که سناریویی برای آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش تکرار مذاکره بهاجرا درآید. در چنین اوضاعی که بهواسطه حملۀ گستاخانه رژیم صهیونی و کشتار قریب به هزار ایرانی، بیش از هر زمانی، گفتمان مقاومت در دل و اندیشۀ مردم پاگرفته و افکار عمومی یکصدا خواستار پاسخ قاطع و بنیانبرافکن به دشمن هستند، رسانهها و بهویژه رسانه ملی کارکرد و وظیفهای تاریخی دارد و سیاستی تعیینکننده را میباید در پی بگیرد. این یادداشت به چیستی وظایف و بایدهای رسانهای در این شرایط پرداختهاست.
۲.هنگامیکه بخشی از روایت دولتی تلاش میکند چهرهای قابلقبول یا متمایز از آمریکا نسبت به اسرائیل، ارائه دهد، در حالیکه مردم این دو را در یک جبهه، تجاوزگر و همدست میبینند، جنگ روایتها در درون گفتمان رسمی اتفاق میافتد و رسانه، بهویژه رسانۀ ملی در موقعیتی حساس قرار میگیرد. از منظر علوم ارتباطات، رسانه ملی در چنین وضعیتی باید نه صرفاً تابع دولت باشد، نه در تضاد کور با آن قرار گیرد، بلکه میتواند نقش «تثبیتگر گفتمان ملی مستقل» را ایفا کند. برای اجرای چنین نقشی ابتدا باید اصل بحران روایتی، تشخیص داده شود؛ سپس راهبردها و ترفندها و نوآوریهای رسانهای بهخط شوند.
۳. برخی در ساختار دولت، ممکن است با اهداف گوناگون، این دو پیام را القا کنند که آمریکا را میتوان از اسرائیل جدا کرد؛ یا میتوان روایت انسانمحور از آمریکا، بهعنوان کشوری با ظرفیت گفتوگو، یا دوگانۀ «دولت بد/ ملت خوب» ساخت. اما این روایت با آنچه مردم در تجاوز اخیر دیدند و با حس حماسی و مقاومت آنها، در تضاد کامل قرار دارد. در چنین اوضاعی رسانه ملی موظف به تثبیت روایت مقاومت است، نه روایت مصلحتی یا دیپلماتیک. رسانه ملی باید وفادار به حافظه جمعی، ادراک عمومی و سرمایۀ روانی مقاومت بماند. در عین حال از روشهای رسانهای و هوشمند برای جلوگیری از شکاف رسانهای-سیاسی استفاده کند. بر این اساس رسانه نباید مستقیماً علیه دولت موضع بگیرد، اما باید با دفاع از گفتمان مقاومت، پیوسته بر همپیمانی آمریکا و اسرائیل تأکید کند و با کاربرد خلاقانه و هنرمندانۀ مستند، تحلیل تاریخی، اظهارات رسمی، و افشای واقعیت میدانی، نقش آمریکا در حمله اخیر را بهصورت دقیق و مستند بازنمایی کند، تا خود مردم «رابطه» را بفهمند.
۴. رسانه میتواند «ضد روایت نرم» بسازد، پاسخ تحلیلی و باصلابت به روایت تفکیکی بدهد؛ نه با عصبانیت بلکه با استدلال، راویِ این حقیقت باشد که «تفکیک آمریکا از اسرائیل، یک فریب راهبردی است». همچنین «بازی با چارچوب واژگانی» یکی از ابزارهای تحکیم روایتیِ مورد استفاده رسانه است. مثلاً به جای «دشمن صهیونیستی»، از «محور تجاوز آمریکا-اسرائیل» استفاده کند؛ این یک چارچوبسازی زبانی قدرتمند است؛ که در ذهن مخاطب ماندگار میشود. دیگر راهبرد رسانه در این شرایط، تولید «ضدروایت مستند»، برای خنثیسازی عملیات نرم تفکیک آمریکا و اسرائیل، و تثبیت گفتمان مقاومت در جهت همراهی با خواست و ارادۀ مردم است. «هوشمندی در چارچوببندی» و پرهیز از تقابل آشکار با دولت، و بهجای آن استفاده از قدرت واژه و استدلال برای تثبیت واقعه، مکمل ضدروایتها هستند که مراقبند تا در حین عملیات رسانهای، از سوی رسانههای گفتمان رقیب، تخریب و تحریف صورت نگیرد.
۵. همچنین رسانه با راهبرد «بازسازی پل گفتگو» بستری میسازد برای شنیدنشدن مطالبۀ مردم از حنجرۀ کارشناسان زبده و آزمونپسداده و غیرجناحی. رسانه اگرچه موظف است احساسات جمعی را مدیریت کند اما باید نشان بدهد مصدر و خاستگاه آنچه مبدّل به خواست مردم شده، هیجان و احساس صرف نیست. او باید ارادۀ ملت را به «تعلیل» و «عقلانیت» بکشاند و ارزشمندی، تجربهمندی و مستدل بودن آن را گواهی کند و از این راه، کارکرد حیاتی خود در روزگار بحران را که تنظیم فضای روانی جامعه از طریق بازتاب خواستههای ایشان است به انجام برساند. رسانه اگرچه موظف است مانع دوقطبی شدن جامعه بشود، اما باید این وظیفه را نه از راه وسطنشینی یا راوی صرف بودن، بلکه از طریق ضریب دادن به روایت نافع و ضامن امنیت و عزت کشور به انجام برساند.
دکتری علوم ارتباطات دانشگاه تهران
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
📄 یک سازمان فرهنگی که وابسته به نهادی انقلابی است، دیوارنگارهای از نسخۀ قدیمی و غیردینی شعر «ای ایران» را در یکی از میدانهای شهر تهران نصب کرده! «ای ایرانِ» شب عاشورایی، که در محضر رهبر انقلاب خوانده شد، چه نقصی داشت که نسخۀ سکولار آنرا ترجیح دادند؟!
آیا آگاهانه و عامدانه از اکنونِ انقلابی به گذشتۀ بیرنگ بازمیگردند؟!
آیا از تصریح به نمادهای هویت اسلامی و انقلابی خجلتزده و شرمگین هستند؟!
#انقلابزدایی
هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
بخش دومصوت نشست دوم.mp3
زمان:
حجم:
29.4M
💯🔊 #بشنوید
📻 صوت هم اندیشی علمی "مذاکرۀ آکادمیک دربارۀ مذاکرۀ دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهتگیری انقلابی"
📍بخش دوم :
🎙 با ارائه:
▪️محمد شفیعیفر
▪️مریم منصوری
▪️آزاده محمودیان
▪️حسین میرزایی
▪️مصطفی غفاری
▪️#مهدی_جمشیدی
✍️ دبیرعلمی: #محسن_ردادی
📅 یکشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴
🏢 تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
#صوت I #نشست
#قرارگاه_جهادی_اندیشه
سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام
🆔 @iictchannel
📄 رهبر انقلاب: «تقویت ایمان دینی، و گسترش و عمق دانش، ایران را به اوج... میرساند».
در هجوم کجروایتهای پساجنگ، روایت درست، روایت «ایران اسلامی» است؛ یعنی ایرانی که ریشه در دین و دانش دارد. این میهن به یمن ایمان دینی و دانش مردمانش، ارزش جاننثاری یافته. و اگرنه، صرف خاک و مرز جغرافیایی را چه نسبتی با جان انسان!
🔻در دفاع از مرزهای دیجیتال؛ نقد نامه اساتید ارتباطات
آزاده محمودیان
۱. برخی اساتید نامآشنای ارتباطات و روزنامهنگاری در نامهای به رئیسجمهور اعلام کردهاند که رفع فیلترینگ را به نفع امنیت ملی میدانند. گفتهاند مادام كه پذيرش «انديشه ديگری» به عنوان مبنای «ارتباطات و مفاهمه» از يك سوی و «حق اظهارنظر و آزادیبيان برای شهروندان» از ديگر سوی، پذيرفته نشود، بديهیترين اصل بقا و زيست اجتماعی با چالش جدی مواجه خواهد شد. بر ادعای این اساتید و نسخهای که برای وضعیت رسانهای جامعه پیچیدهاند، نقدهایی جدی وارد است؛ که غفلت این شهرگان ارتباطی از آن موجب حیرت است:
۲. نقد اول آنکه نباید آزادی بیان را از تهدید امنیت ملی تفکیک نمود. حتی متمم اول قانون اساسی آمریکا که از آزادی بیان محافظت میکند، در برابر تهدید جدی امنیت ملی، محدودیتهایی را امکانپذیر دانسته است. در پروندۀ TikTok بهعنوان شرکتی که تحت مالکیت چینی (Bytedance) است، صرف ادعای اینکه این شرکت میتواند دادههای کاربران آمریکایی را به دولت چین منتقل کند، تبدیل به معضلی جدی برای این شرکت شد. در فضای فیلتر شدۀ ما نیز همچون این پرونده، موضوع دیگر فقط «بیان» نیست، بلکه بحث جمعآوری دادهها و جاسوسی است، که در حوزه امنیت ملی قرار میگیرد. مشابه همین وضعیت در زمان جنگ یا حملات سایبری نیز پیشبینی شده است. پس بسیار ضروری است که معلمان ارتباطات بدانند در موارد تهدید امنیتی، آزادی بیان، مطلق نیست.
نقد دوم، غفلت از افتراق بین «محتوا» و «زیرساخت انتقال محتوا» است. بدان معنا که فیلترینگ نه بر صرف رسانه، که بر پلتفرمهایی غیرایرانی اعمال شده که تحت فرمان دشمنان کشور است. بنابراین مخالفت با آزادی این پلتفرمها مخالفت با محتوا (content) نیست، بلکه با زیرساختی است که کنترل آن در اختیار دولت خارجی است. یعنی حکمرانی بر فضای مجازی، نه با انتشار ویدیوهای طنز یا اجتماعی مشکل دارد، بلکه با این مشکل دارد که این ویدیوها از طریق سیستمی مدیریت میشوند که خارج از حاکمیت ماست.
نقد سوم بر اساس استناد به اصل «مالکیت بیگانه بر رسانه» است. حتی در مهد آزادی بیان، که صاحب تکنولوژی رسانه است و فاقد دشمن بالفعلی است که ارادۀ عملیات نظامی علیه او داشته باشد، محدودیتهایی در مورد مالکیت بیگانگان بر رسانهها وجود دارد. در این چارچوب، پلتفرمها، نه بهعنوان رسانه اجتماعی ساده، بلکه بهعنوان یک ابزار نفوذ اطلاعاتی خارجی تلقی میشود. پس باید این حقیقت فهم شود که ارادۀ حکمرانی فضای مجازی به معنای سانسور پیامها نیست؛ بلکه در مخالفت با این امر است که سیستم انتقال پیامها در اختیار غیر و اجنبی باشد.
نقد چهارم آنکه شواهد متعدّد و غیرقابل انکار و نگرانکنندهای دربارۀ الگوریتمهای پنهان و مهندسی افکار عمومی از سوی برخی پلتفرمهای خارجی وجود دارد که نشان میدهد قادرند نهفقط نمایش محتوا، بلکه ترتیب نمایش، الگوریتم ترجیحگذاری و انتشار ویروسی محتوا را کنترل کنند. در اغتشاشهای سال ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ ثابت شد که برخی از این پلتفرمها میتوانند با استفاده از الگوریتمهای خود، افکار عمومی را دستکاری کنند، نارضایتی اجتماعی را تحریک کنند یا محتوای خاصی را سانسور یا برجسته کنند. در این چارچوب، اساتید ارتباطات باید بدانند این دیگر آزادی بیان نیست؛ بلکه کنترل شناختی (Cognitive Manipulation) است.
نقد پنجم آنکه اساتید ارتباطات با ذخیره دانشی خود میبایست دغدغهمند قدرت حکمرانی فرهنگی باشند و با فرض نیاز جامعه به حضور پلتفرمهای خارجی، بهجای نسخۀ تسلیم، راهکارهایی برای محدودسازی قانونی و شفافیت اجباری ارائه کنند. راهکارهایی برای الزام به ذخیرهسازی داده در خاک ایران، نظارت بر الگوریتمها توسط نهادهای مستقل، افشای مالکیت و ساختار مدیریتی و... اینها همه مسائلی است که باید برای حل آنها از اساتید ارتباطات راه و چاره طلب کرد.
۳. بر اساس آنچه بیان شد اساتید ارتباطات باید این حقیقت ابتدایی مورد قبول در جهان را هضم نمایند که محدود کردن پیامرسانهای خارجی و ارادۀ حکمرانی بر فضای مجازی، نه بهمعنای نقض آزادی بیان یا سانسور اطلاعات، بلکه اقدامی پیشگیرانه در برابر تهدیدهای امنیتی، تلاشی برای حفظ کنترل حاکمیتی بر دادهها و زیرساختهای اطلاعاتی، و مقابله با نفوذ فرهنگی و شناختی دشمن تلقی میشود. و سخن پایانی، این سوال اساسی است که اگر معیار ارتقای اساتید مجموعه علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، مطابق با بیان رهبر انقلاب، حل مسئله در حوزۀ تخصصیشان بود، اکنون درجات علمی ایشان چگونه بود؟!
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/396
🖋 عیارسنجی یک نقد
آزاده محمودیان
۱. در این یادداشت، به برخی از اشکالاتی پاسخ میدهم که آقای مهدی تکلو در یک گروه مجازی نسبت به آقای مهدی جمشیدی مطرح کردهاند. نخست اینکه ایشان معتقدند دفاع از جمشیدی، احساسی شده است. اگر پیرامون جمشیدی، هالۀ احساسی شکل گرفته، پس دلیل این همه نقد و حملۀ نسبت به او چیست؟! آری، در جبهۀ فکری انقلاب، ارادت به او کم نیست؛ چون مشاهده میشود که او عالمانه و دلیرانه مبارزه میکند و قدرت تحلیلی فراوان دارد. با این حال، نهتنها باب نقد او بسته نشده، بلکه کار به نفی و طرد هم کشیده شده است.
۲. آقای تکلو، جملاتی را از آقای جمشیدی نقل کرده است که حمل بر خودستایی میشود، اما ایشان در کجا دربارۀ خویش چنین گفته است؟! هیچجا. این تصویری است که آقای تکلو از او میسازد و بعد به این تصویر حمله میکند! روا نیست که از طرف مقابل، تصویرپردازی غیرواقعی کنیم و آنگاه این تصویر وارونه و مبتذل را نفی کنیم.
۳. آقای تکلو، ادعایش را دربارۀ ذهنزدگی ایشان تکرار میکند، اما برای اثبات آن دلیل نمیآورد. من هم میتوانم ادعا کنم که ایشان یک ایدۀ اقتباسی و دستچندم را مکرر در نوشتههایش تکرار میکند و هیچ سخن نویی ندارد. او در اقتباس و تکرار، متوقف شده و قدرت خلاقیت نظری ندارد. در برابر این ادعا از من دلیل نخواهید؛ چون فقط آن را تکرار خواهم کرد. البته در عین حال معتقدم این ادعا دربارۀ آقای تکلو، درست است.
۴. اگر آقای جمشیدی دربارۀ چه چیزی سخن بگوید، عینی خواهد بود؟! او آنقدر به واقعیت اجتماعی و فرهنگی نزدیک شده که بسیاری، وی را از درگیری در این سطح پرهیز میدهند و معتقدند که او باید این لایه را به دیگران واگذارد! از نظریه تا امر سیاستی، از تفکر تا خیابان، از فلسفۀ تاریخ تا نیروهای سیاسی، از تفهم دیلتای تا روایت حجاب، از مطهری تا فوکو، از انقلاب تا مقاومت، از معنا تا سبک زندگی، از ملیت تا حجاب، و ... ، دامنۀ نوشتههای اوست؛ و در این گستره، هم به فلسفیترین و بنیادیترین سطوح پرداخته و هم به روزمرهترین و عینیترین آنها. او حتی در یک یادداشت مختصر، به تلفیق و ادغام سطوح پرداخته و توانسته این سطوح را به یکدیگر مرتبط کند.
۵. اما دربارۀ نسبت ملیت و اسلام؛ همۀ شائبهها و حملاتِ در پی آن، از پس یک کلیپ تقطیع شده از برنامه موفق نصرالله، آغاز شد و بسیاری از نقدها متعلق به افرادی بود که تحت تاثیر تحریف رسانهای قرار گرفته و برنامه را کامل ندیده بودند. اما نکته قابل تأمل آن است که اولاً بحث آقای جمشیدی در این باب، در مقام اثبات است و نه ثبوت؛ یعنی روایت ما از واقعیت و نه خود واقعیت. ثانیاً ناظر به تفکیک میان اسلام و ایران در روایت روشنفکری سکولار، نه خودش. ثالثا لازمۀ تحلیل اجتماعی، تجزیه مفهومی و سنخبندی آرمانی است. رابعاً ایشان قائل به رابطۀ طولی میان ایران و اسلام است که محتوای مفصل و عمیقی نیز در ایجاد فهم آن خلق کرده، که برخی از آن در این عبارات نمایان است: ایران یک جهان معنایی، یکیشدگی جغرافیای ایرانی و تاریخ معنوی، روح اسلام در کالبد ایرانی، تلفیق و تطابق با استعارۀ روح و کالبد و ... . با وجود چنین عباراتی، دگر چه جای سخن از تفکیک و انتزاع؟!
۶. و اینکه آقای جمشیدی، کلامی میاندیشد نیز سخن نادرستی است. او به عینیّت ارجاع میدهد و دلیل میآورد و حتی رویکرد فلسفی را نیز به میدان میآورد. دیگریهای او، دیگریهای سکولار هستند و از این جهت، او ناچار است که در تقابل با اینان، جنس استدلالهایش را بروندینی قرار بدهد. آری، او دلبستۀ انقلاب اسلامی است و میخواهد آن را تقریر و تئوریزه کند، اما گاهی قلمش به سوی اشراق و الهام و فهم دروندینی میرود، و گاهی هم به سوی مباحثات بینالاذهانی و بیروندینی و عقلی یا تجربیِ محض. او در یکی متوقف نمانده، بلکه به اقتضای سخن و موقعیّت و مخاطب، یکی از این دو را برمیگزیند. شخصیت درونی و باطنی او، جنبۀ معنوی اشراقی دارد، اما چون اغلب در نزاع و درگیری به سر میبرد، ناچار است که زبان و ادبیاتش، بهشدت منطقی باشد؛ بهطوریکه تیغ حساسیتها و دقتهای منطقی او، زخمهای عمیق بر پیکر گفتارهای دیگریهایش نهاده است.
#وارونگی
#تحلیلوارونه
صوت نشستصوت.mp3
زمان:
حجم:
28.7M
💯🔊 #بشنوید
📻 صوت نشست علمی «نقد اندیشه ادبی فیلم پیرپسر»
🎙 با ارائه:
➖محمدزمان زمانی جمشیدی
➖#احمد_شاکری
✍️ دبیرعلمی: #محمدحسن_شاهنگی
🎙 باحضور :
- محمدرضا سنگری
- محسن ردادی
- مهدی جهان
ـ روزبه زارع
- آزاده محمودیان
📅 یکشنبه ۱۲ مردادماه ۱۴۰۴
🏢 تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
#صوت I #نشست I #نقد_فیلم
سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام
🆔 @iictchannel
در این نشست به این فیلم از منظر سیاستگذاری فرهنگی پرداختهام.
در اینجا بخوانید:
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/400
آنچه در نشست فوق بیان شد:
🔻تأملی بر مسیر پیرپسرسازی؛
نقدی از منظر سیاستگذاری فرهنگی
آزاده محمودیان
فیلمهایی با مضامین شاذ و بعضاً موهن را در هر دوره سیاستی میتوان یافت. فارغ از اینکه دولت، اصولگرا یا اصلاحطلب یا انقلابی باشد. کندوکاو متون سیاستگذاری سینمایی نیز گواه این امر است که هیچ تمایز برجستهای میان نگاشتههای سیاستی و ریلگذاریهای بالادستی برای سینمای ایران در میان رویکردهای سیاسی مختلف، وجود ندارد. در سیاستهای سینمایی هیچ دورهای ننوشته که قرار است ابتذال و خشونت مجاز باشد. اتفاقاً متون سیاستگذاری سینمایی مشحون است از مضامین فرهنگی و تأکید بر حفظ مبانی و ارزشهای ایرانیاسلامی. با اینحال در سهچهار دهۀ اخیر، در هر دورۀ سیاستی، اگرچه یک مورد باشد، فیلمی اکران شده که میتوان آن را حرکت در جهت مخالف باورها و ارزشها تلقی کرد. این حرکت مخالف، همیشه بهواسطه نمایش ابتذال یا خشونت نبوده، بلکه هربار به فراخور موقعیت، زبانی را برای خود انتخاب کرده است. اما فارغ از نوع زبان و ابزارِ ابراز خویش، سیر پیشروندۀ آن مشهود است. یکبار با جدایی نادر از سیمین رخ نموده، باری با برادران لیلا و دیگر فیلمها و اینبار با پیرپسر. اما این مسیر پیشرونده از روی دال مرکزی آن قابل شناسایی است و آن القای «ناامیدی» به جامعه است؛ ناامیدیای که هربار قابلیت خوانش بر نظام سیاسی و حکمرانی را نیز دارد. این امر پرده از این واقعیت برمیدارد که سیاستهای پنهان و نانوشتهای در زیر پوست سینمای ایران حکمفرماست که در هر برههای هدف اصلی خود را القای ناامیدی محض به جامعه قرار داده است.
وجود چنین ریلگذاری در سینمای ایران، فاصله طویل و عمیق این سینما را با آنچه غایات هنری انقلاب اسلامی بود، هویدا میکند. قرار بود در این سینما، تهیه خوراک معنوی جامعه به دست اهل تقوا و اخلاق سپرده شود، قرار بود، به قول سیدمرتضی آوینی، هنرمند خود اهل تزکیه باشد و هدفش از خلقت هنری نزدیک کردن جامعه به تزکیه و تزریق روح معنویت باشد. قرار بود سینما «تمدنساز» باشد، نه «تمدنسوز»!
اکنون طریق محتوایی سینمای ایران بهگونهای شده که مخاطب چارهای ندارد جز اینکه برای فرار از شرِّ شرور محض و ضد انسانی چون پیرپسر، به دامان کمدیهای سراسر هزل و هجو پناه ببرد. عینیت این طریق، ضرورت حکمفرمایی یکقوۀ عاقلۀ فراتر از دولتها و مستقل از سیاستورزی سیاستمداران، بر تصمیمات حوزۀ هنر، به ویژه سینما را بیش از پیش یادآوری میکند.
#سیاستگذاری_فرهنگی
#سینما
هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
▫️نشست نقد اندیشه ادبی فیلم پیرپسر برگزار شد
💢 نشست تخصصی "نسبتشناسی فیلم با جامعه، ادبیات و فرهنگ" با بررسی فیلم "پیرپسر" برگزار شد. در این جلسه دکتر محمدزمان زمانی جمشیدی و #احمد_شاکری به عنوان ناقدان اصلی به تحلیل اندیشه ادبی و محتوایی فیلم پرداختند. در ادامه آقای #محمدحسن_شاهنگی، حجتالاسلام #مهدی_جهان و دکتر آزاده محمودیان به ایراد نظرات خود پرداختند.
🔍 متن کامل را اینجا بخوانید👇
🌐 iict.ac.ir/90e8
#نشست I #نقد_فیلم
سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام
🆔 @iictchannel
هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
▫️مذاکره آکادمیک درباره مذاکره دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهتگیری انقلابی - بخش دوم
🔸 هماندیشی «مذاکره آکادمیک درباره مذاکره دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهتگیری انقلابی» توسط قرارگاه جهادی اندیشه و گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه با حضور اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم اجتماعی برگزار شد.
💢 دکتر آزاده محمودیان: «گرایش به مذاکره پس از حمله نظامی، پیام ضعف راهبردی به جهان میدهد»
🔷 دکتر محمد شفیعیفر: «مذاکره با غرب بازی برد-باخت نیست؛ حفظ پرچم گفتگو ضروری است اما نباید به حل مشکلات خوشبین بود»
✔️ دکتر حسین میرزایی: «استراتژیستهای آمریکایی به دنبال تحمیل توافق هستهای-موشکی از موضع قدرت هستند»
📍دکتر معصومه ندیری هشدار داد: «مذاکره بدون اتصال ملی، کشور را به نیروی حرکتی تبدیل نمیکند»
✅ دکتر مصطفی غفاری: «باید مذاکره را از تابو خارج کنیم؛ ابزاری حکمرانی است نه تسلیم یا تقدیس»
🔍 ادامه را اینجا بخوانید👇
🌐 iict.ac.ir/jtqu
#قرارگاه_جهادی_اندیشه
#نشست
سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام
🆔 @iictchannel