eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
262 دنبال‌کننده
208 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
📄 یک سازمان‌ فرهنگی که وابسته به نهادی انقلابی است، دیوارنگاره‌ای از نسخۀ قدیمی و غیردینی شعر «ای ایران» را در یکی از میدان‌های شهر تهران نصب کرده! «ای ایرانِ» شب عاشورایی، که در محضر رهبر انقلاب خوانده شد، چه نقصی داشت که نسخۀ سکولار آن‌را ترجیح دادند؟! آیا آگاهانه و عامدانه از اکنونِ انقلابی به گذشتۀ بی‌رنگ بازمی‌گردند؟! آیا از تصریح به نمادهای هویت اسلامی و انقلابی خجلت‌زده و شرمگین هستند؟!
بخش دومصوت نشست دوم.mp3
زمان: حجم: 29.4M
💯🔊 📻 صوت هم اندیشی علمی "مذاکرۀ آکادمیک دربارۀ مذاکرۀ دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری‌ انقلابی" 📍بخش دوم : 🎙 با ارائه: ▪️محمد شفیعی‌فر ▪️مریم منصوری ▪️آزاده محمودیان ▪️حسین میرزایی ▪️مصطفی غفاری ▪️ ✍️ دبیرعلمی: 📅 یکشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴ 🏢 تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی I سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام 🆔 @iictchannel
📄 رهبر انقلاب: «تقویت ایمان دینی، و گسترش و عمق دانش، ایران را به اوج... می‌رساند». در هجوم کج‌روایت‌های پساجنگ، روایت درست، روایت «ایران اسلامی» است؛ یعنی ایرانی که ریشه در دین و دانش دارد. این میهن به یمن ایمان دینی و دانش مردمانش، ارزش جان‌نثاری یافته. و اگرنه، صرف خاک و مرز جغرافیایی را چه نسبتی با جان انسان‌!
🔻در دفاع از مرزهای دیجیتال؛ نقد نامه اساتید ارتباطات آزاده محمودیان ۱. برخی اساتید نام‌آشنای ارتباطات و روزنامه‌نگاری در نامه‌ای به رئیس‌جمهور اعلام کرده‌اند که رفع فیلترینگ را به نفع امنیت ملی می‌دانند. گفته‌اند مادام كه پذيرش «انديشه ديگری» به عنوان مبنای «ارتباطات و مفاهمه» از يك سوی و «حق اظهارنظر و آزادی‌بيان برای شهروندان» از ديگر سوی، پذيرفته نشود، بديهی‌ترين اصل بقا و زيست اجتماعی با چالش جدی مواجه خواهد شد. بر ادعای این اساتید و نسخه‌ای که برای وضعیت رسانه‌ای جامعه پیچیده‌اند، نقدهایی جدی وارد است؛ که غفلت این شهرگان ارتباطی از آن موجب حیرت است: ۲. نقد اول آنکه نباید آزادی بیان را از تهدید امنیت ملی تفکیک نمود‌. حتی متمم اول قانون اساسی آمریکا که از آزادی بیان محافظت می‌کند، در برابر تهدید جدی امنیت ملی، محدودیت‌هایی را امکان‌پذیر دانسته است. در پروندۀ TikTok به‌عنوان شرکتی که تحت مالکیت چینی (Bytedance) است، صرف ادعای اینکه این شرکت می‌تواند داده‌های کاربران آمریکایی را به دولت چین منتقل کند، تبدیل به معضلی جدی برای این شرکت شد. در فضای فیلتر شدۀ ما نیز همچون این پرونده، موضوع دیگر فقط «بیان» نیست، بلکه بحث جمع‌آوری داده‌ها و جاسوسی است، که در حوزه امنیت ملی قرار می‌گیرد. مشابه همین وضعیت در زمان جنگ یا حملات سایبری نیز پیش‌بینی شده است. پس بسیار ضروری است که معلمان ارتباطات بدانند در موارد تهدید امنیتی، آزادی بیان، مطلق نیست. نقد دوم، غفلت از افتراق بین «محتوا» و «زیرساخت انتقال محتوا» است. بدان معنا که فیلترینگ نه بر صرف رسانه، که بر پلتفرم‌هایی غیرایرانی اعمال شده که تحت فرمان دشمنان کشور است‌. بنابراین مخالفت با آزادی این پلتفرم‌ها مخالفت با محتوا (content) نیست، بلکه با زیرساختی است که کنترل آن در اختیار دولت خارجی است. یعنی حکمرانی بر فضای مجازی، نه با انتشار ویدیوهای طنز یا اجتماعی مشکل دارد، بلکه با این مشکل دارد که این ویدیوها از طریق سیستمی مدیریت می‌شوند که خارج از حاکمیت ماست. نقد سوم بر اساس استناد به اصل «مالکیت بیگانه بر رسانه» است. حتی در مهد آزادی بیان، که صاحب تکنولوژی رسانه است و فاقد دشمن بالفعلی است که ارادۀ عملیات نظامی علیه او داشته باشد، محدودیت‌هایی در مورد مالکیت بیگانگان بر رسانه‌ها وجود دارد. در این چارچوب، پلتفرم‌ها، نه به‌عنوان رسانه اجتماعی ساده، بلکه به‌عنوان یک ابزار نفوذ اطلاعاتی خارجی تلقی می‌شود. پس باید این حقیقت فهم شود که ارادۀ حکمرانی فضای مجازی به معنای سانسور پیام‌ها نیست؛ بلکه در مخالفت با این امر است که سیستم انتقال پیام‌ها در اختیار غیر و اجنبی باشد. نقد چهارم آنکه شواهد متعدّد و غیرقابل انکار و نگران‌کننده‌ای دربارۀ الگوریتم‌های پنهان و مهندسی افکار عمومی از سوی برخی پلتفرم‌های خارجی وجود دارد‌‌ که نشان می‌دهد قادرند نه‌فقط نمایش محتوا، بلکه ترتیب نمایش، الگوریتم ترجیح‌گذاری و انتشار ویروسی محتوا را کنترل کنند. در اغتشاش‌های سال ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ ثابت شد که برخی از این پلتفرم‌ها می‌توانند با استفاده از الگوریتم‌های خود، افکار عمومی را دستکاری کنند، نارضایتی اجتماعی را تحریک کنند یا محتوای خاصی را سانسور یا برجسته کنند. در این چارچوب، اساتید ارتباطات باید بدانند این دیگر آزادی بیان نیست؛ بلکه کنترل شناختی (Cognitive Manipulation) است. نقد پنجم آنکه اساتید ارتباطات با ذخیره دانشی خود می‌بایست دغدغه‌مند قدرت حکمرانی فرهنگی باشند و با فرض نیاز جامعه به حضور پلتفرم‌های خارجی، به‌جای نسخۀ تسلیم، راه‌کارهایی برای محدودسازی قانونی و شفافیت اجباری ارائه کنند. راه‌کارهایی برای الزام به ذخیره‌سازی داده در خاک ایران، نظارت بر الگوریتم‌ها توسط نهادهای مستقل، افشای مالکیت و ساختار مدیریتی و.‌.. این‌ها همه مسائلی است که باید برای حل آنها از اساتید ارتباطات راه و چاره طلب کرد. ۳. بر اساس آنچه بیان شد اساتید ارتباطات باید این حقیقت ابتدایی مورد قبول در جهان را هضم نمایند که محدود کردن پیام‌رسان‌های خارجی و ارادۀ حکمرانی بر فضای مجازی، نه به‌معنای نقض آزادی بیان یا سانسور اطلاعات، بلکه اقدامی پیشگیرانه در برابر تهدیدهای امنیتی، تلاشی برای حفظ کنترل حاکمیتی بر داده‌ها و زیرساخت‌های اطلاعاتی، و مقابله با نفوذ فرهنگی و شناختی دشمن تلقی می‌شود. و سخن پایانی، این سوال اساسی است که اگر معیار ارتقای اساتید مجموعه علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، مطابق با بیان رهبر انقلاب، حل مسئله در حوزۀ تخصصی‌شان بود، اکنون درجات علمی ایشان چگونه بود‌؟! https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/396
🖋 عیارسنجی یک نقد آزاده محمودیان ۱. در این یادداشت، به برخی از اشکالاتی پاسخ می‌دهم که آقای مهدی تکلو در یک گروه مجازی نسبت به آقای مهدی جمشیدی مطرح کرده‌اند. نخست اینکه ایشان معتقدند دفاع از جمشیدی، احساسی شده است. اگر پیرامون جمشیدی، هالۀ احساسی شکل گرفته، پس دلیل این همه نقد و حملۀ نسبت به او چیست؟! آری، در جبهۀ فکری انقلاب، ارادت به او کم نیست؛ چون مشاهده می‌شود که او عالمانه و دلیرانه مبارزه می‌کند و قدرت تحلیلی فراوان دارد. با این حال، نه‌تنها باب نقد او بسته نشده، بلکه کار به نفی و طرد هم کشیده شده است. ۲. آقای تکلو، جملاتی را از آقای جمشیدی نقل کرده است که حمل بر خودستایی می‌شود، اما ایشان در کجا دربارۀ خویش چنین گفته است؟! هیچ‌جا. این تصویری است که آقای تکلو از او می‌سازد و بعد به این تصویر حمله می‌کند! روا نیست که از طرف مقابل، تصویرپردازی غیرواقعی کنیم و آنگاه این تصویر وارونه و مبتذل را نفی کنیم. ۳. آقای تکلو، ادعایش را دربارۀ ذهن‌زدگی ایشان تکرار می‌کند، اما برای اثبات آن دلیل نمی‌آورد. من هم می‌توانم ادعا کنم که ایشان یک ایدۀ اقتباسی و دست‌چندم را مکرر در نوشته‌هایش تکرار می‌کند و هیچ سخن نویی ندارد. او در اقتباس و تکرار، متوقف شده‌ و قدرت خلاقیت نظری ندارد. در برابر این ادعا از من دلیل نخواهید؛ چون فقط آن را تکرار خواهم کرد. البته در عین حال معتقدم این ادعا دربارۀ آقای تکلو، درست است. ۴. اگر آقای جمشیدی دربارۀ چه چیزی سخن بگوید، عینی خواهد بود؟! او آنقدر به واقعیت اجتماعی و فرهنگی نزدیک شده که بسیاری، وی را از درگیری در این سطح پرهیز می‌دهند و معتقدند که او باید این لایه را به دیگران واگذارد! از نظریه تا امر سیاستی، از تفکر تا خیابان، از فلسفۀ تاریخ تا نیروهای سیاسی، از تفهم دیلتای تا روایت حجاب، از مطهری تا فوکو، از انقلاب تا مقاومت، از معنا تا سبک زندگی، از ملیت تا حجاب، و ... ، دامنۀ نوشته‌های اوست؛ و در این گستره، هم به فلسفی‌ترین و بنیادی‌ترین سطوح پرداخته و هم به روزمره‌ترین و عینی‌ترین آنها. او حتی در یک یادداشت مختصر، به تلفیق و ادغام سطوح پرداخته و توانسته این سطوح را به یکدیگر مرتبط کند. ۵. اما دربارۀ نسبت ملیت و اسلام؛ همۀ شائبه‌ها و حملاتِ در پی آن، از پس یک کلیپ تقطیع شده از برنامه موفق نصرالله، آغاز شد و بسیاری از نقدها متعلق به افرادی بود که تحت تاثیر تحریف رسانه‌ای قرار گرفته و برنامه را کامل ندیده بودند. اما نکته قابل تأمل آن است که اولاً بحث آقای جمشیدی در این باب، در مقام اثبات است و نه ثبوت؛ یعنی روایت ما از واقعیت و نه خود واقعیت. ثانیاً ناظر به تفکیک میان اسلام و ایران در روایت روشنفکری سکولار، نه خودش. ثالثا لازمۀ تحلیل اجتماعی، تجزیه مفهومی و سنخ‌بندی آرمانی است. رابعاً ایشان قائل به رابطۀ طولی میان ایران و اسلام است که محتوای مفصل و عمیقی نیز در ایجاد فهم آن خلق کرده، که برخی از آن در این عبارات نمایان است: ایران یک جهان معنایی، یکی‌شدگی جغرافیای ایرانی و تاریخ معنوی، روح اسلام در کالبد ایرانی، تلفیق و تطابق با استعارۀ روح و کالبد و ... . با وجود چنین عباراتی، دگر چه جای سخن از تفکیک و انتزاع؟! ۶. و این‌که آقای جمشیدی، کلامی می‌اندیشد نیز سخن نادرستی است. او به عینیّت ارجاع می‌دهد و دلیل می‌آورد و حتی رویکرد فلسفی را نیز به میدان می‌آورد. دیگری‌های او، دیگری‌های سکولار هستند و از این جهت، او ناچار است که در تقابل با اینان، جنس استدلال‌هایش را برون‌دینی قرار بدهد. آری، او دلبستۀ انقلاب اسلامی است و می‌خواهد آن را تقریر و تئوریزه کند، اما گاهی قلمش به سوی اشراق و الهام و فهم درون‌دینی می‌رود، و گاهی هم به سوی مباحثات بین‌الاذهانی و بیرون‌دینی و عقلی یا تجربیِ محض. او در یکی متوقف نمانده، بلکه به اقتضای سخن و موقعیّت و مخاطب، یکی از این دو را برمی‌گزیند. شخصیت درونی و باطنی او، جنبۀ معنوی اشراقی دارد، اما چون اغلب در نزاع و درگیری به سر می‌برد، ناچار است که زبان و ادبیاتش، به‌شدت منطقی باشد؛ به‌طوری‌که تیغ حساسیت‌ها و دقت‌های منطقی او، زخم‌های عمیق بر پیکر گفتارهای دیگری‌هایش نهاده است.
صوت نشستصوت.mp3
زمان: حجم: 28.7M
💯🔊 📻 صوت نشست علمی «نقد اندیشه ادبی فیلم پیرپسر» 🎙 با ارائه: ➖محمدزمان زمانی جمشیدی ✍️ دبیرعلمی: 🎙 باحضور : - محمدرضا سنگری - محسن ردادی - مهدی جهان ـ روزبه زارع - آزاده محمودیان 📅 یکشنبه ۱۲ مردادماه ۱۴۰۴ 🏢 تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی I I سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام 🆔 @iictchannel
در این نشست به این فیلم از منظر سیاستگذاری فرهنگی پرداخته‌ام. در اینجا بخوانید: https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/400
آنچه در نشست فوق بیان شد: 🔻تأملی بر مسیر پیرپسرسازی؛ نقدی از منظر سیاستگذاری فرهنگی آزاده محمودیان فیلم‌هایی با مضامین شاذ و بعضاً موهن را در هر دوره سیاستی می‌توان یافت. فارغ از اینکه دولت، اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب یا انقلابی باشد. کندوکاو متون سیاستگذاری سینمایی نیز گواه این امر است که هیچ تمایز برجسته‌ای میان نگاشته‌های سیاستی و ریل‌گذاری‌های بالادستی برای سینمای ایران در میان رویکردهای سیاسی مختلف، وجود ندارد. در سیاست‌های سینمایی هیچ دوره‌ای ننوشته که قرار است ابتذال و خشونت مجاز باشد. اتفاقاً متون سیاستگذاری سینمایی مشحون است از مضامین فرهنگی و تأکید بر حفظ مبانی و ارزش‌های ایرانی‌اسلامی. با این‌حال در سه‌چهار دهۀ اخیر، در هر دورۀ سیاستی، اگرچه یک مورد باشد، فیلمی اکران شده که می‌توان آن را حرکت در جهت مخالف باورها و ارزش‌ها تلقی کرد. این حرکت مخالف، همیشه به‌واسطه نمایش ابتذال یا خشونت نبوده، بلکه هربار به فراخور موقعیت، زبانی را برای خود انتخاب کرده است. اما فارغ از نوع زبان و ابزارِ ابراز خویش، سیر پیش‌روندۀ آن مشهود است. یک‌بار با جدایی نادر از سیمین رخ نموده، باری با برادران لیلا و دیگر فیلم‌ها و این‌بار با پیرپسر. اما این مسیر پیش‌رونده از روی دال مرکزی آن قابل شناسایی است و آن القای «ناامیدی» به جامعه است؛ ناامیدی‌ای که هربار قابلیت خوانش بر نظام سیاسی و حکمرانی را نیز دارد. این امر پرده از این واقعیت برمی‌دارد که سیاست‌های پنهان و نانوشته‌ای در زیر پوست سینمای ایران حکم‌فرماست که در هر برهه‌ای هدف اصلی خود را القای ناامیدی محض به جامعه قرار داده است. وجود چنین ریل‌گذاری در سینمای ایران، فاصله طویل و عمیق این سینما را با آنچه غایات هنری انقلاب اسلامی بود، هویدا می‌کند. قرار بود در این سینما، تهیه خوراک معنوی جامعه به دست اهل تقوا و اخلاق سپرده شود، قرار بود، به قول سیدمرتضی آوینی، هنرمند خود اهل تزکیه باشد و هدفش از خلقت هنری نزدیک کردن جامعه به تزکیه و تزریق روح معنویت باشد. قرار بود سینما «تمدن‌ساز» باشد، نه «تمدن‌سوز»! اکنون طریق محتوایی سینمای ایران به‌گونه‌ای شده که مخاطب چاره‌ای ندارد جز اینکه برای فرار از شرِّ شرور محض و ضد انسانی چون پیرپسر، به دامان کمدی‌های سراسر هزل و‌ هجو پناه ببرد. عینیت این طریق، ضرورت حکمفرمایی یک‌قوۀ عاقلۀ فراتر از دولت‌ها و مستقل از سیاست‌ورزی سیاستمداران، بر تصمیمات حوزۀ هنر، به ویژه سینما را بیش از پیش یادآوری می‌کند.
▫️نشست نقد اندیشه ادبی فیلم پیرپسر برگزار شد 💢 نشست تخصصی "نسبت‌شناسی فیلم با جامعه، ادبیات و فرهنگ" با بررسی فیلم "پیرپسر" برگزار شد. در این جلسه دکتر محمدزمان زمانی جمشیدی و به عنوان ناقدان اصلی به تحلیل اندیشه ادبی و محتوایی فیلم پرداختند. در ادامه آقای ، حجت‌الاسلام و دکتر آزاده محمودیان به ایراد نظرات خود پرداختند. 🔍 متن کامل را اینجا بخوانید👇 🌐 iict.ac.ir/90e8 I سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام 🆔 @iictchannel
▫️مذاکره آکادمیک درباره مذاکره دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری انقلابی - بخش دوم 🔸 هم‌اندیشی «مذاکره آکادمیک درباره مذاکره دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری انقلابی» توسط قرارگاه جهادی اندیشه و گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه با حضور اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم اجتماعی برگزار شد. 💢 دکتر آزاده محمودیان: «گرایش به مذاکره پس از حمله نظامی، پیام ضعف راهبردی به جهان می‌دهد» 🔷 دکتر محمد شفیعی‌فر: «مذاکره با غرب بازی برد-باخت نیست؛ حفظ پرچم گفتگو ضروری است اما نباید به حل مشکلات خوشبین بود» ✔️ دکتر حسین میرزایی: «استراتژیست‌های آمریکایی به دنبال تحمیل توافق هسته‌ای-موشکی از موضع قدرت هستند» 📍دکتر معصومه ندیری هشدار داد: «مذاکره بدون اتصال ملی، کشور را به نیروی حرکتی تبدیل نمی‌کند» ✅ دکتر مصطفی غفاری: «باید مذاکره را از تابو خارج کنیم؛ ابزاری حکمرانی است نه تسلیم یا تقدیس» 🔍 ادامه را اینجا بخوانید👇 🌐 iict.ac.ir/jtqu سایت I ایتا I بله I آپارات I اینستاگرام 🆔 @iictchannel
یادداشت‌های آزاده محمودیان
▫️مذاکره آکادمیک درباره مذاکره دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری انقلابی - بخش دوم 🔸 هم‌اندیشی «م
در این نشست به مذاکره از منظر علوم ارتباطات اجتماعی نگریسته‌ام و پیامد‌های رسانه‌ای آن را در سه عرصۀ افکار عمومی داخلی، منطقه‌ای و جهانی برشمرده‌ام؛ شرح آنچه در نشست فوق بیان شد را در گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، بخوانید: 🔹مذاکره آکادمیک درباره مذاکره دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری انقلابی ۱۴۰۴-۰۵-۱۴ به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، هم‌اندیشی «مذاکره آکادمیک درباره مذاکره دیپلماتیک: جنگ، دیپلماسی و جهت‌گیری انقلابی» در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی توسط گروه مطالعات انقلاب اسلامی با توجه به تشکیل قرارگاه جهادی اندیشه پژوهشگاه برگزار شد. این نشست که با حضور اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم اجتماعی برگزار شد، موضوع دیپلماسی و مذاکره پس از جنگ تحمیلی ۱۲روزه به بحث و گفتگو گذاشته شد. این نشست در دو نوبت صبح و عصر برگزار شد. در ادامه، مهمترین فرازهای سخنان اساتید در نوبت عصر این نشست مرور می‌شود. دکتر آزاده محمودیان: «گرایش به مذاکره پس از حمله نظامی، پیام ضعف راهبردی به جهان می‌دهد» دکتر آزاده محمودیان، پژوهشگر فرهنگ و رسانه، هشدار داد: «هرگونه تمایل سریع ایران به بازگشت به میز مذاکره پس از حمله نظامی اخیر، در افکار عمومی جهانی به معنای پذیرش «زبان زور» از سوی ایران تفسیر خواهد شد و قدرت بازدارندگی کشور را مخدوش می‌کند.» ایشان با تحلیل فضای رسانه‌ای بین‌المللی، سه تهدید اصلی را برشمرد: ادراک ضعف راهبردی: «وقتی در حین مذاکرات، یکی از طرفین ناگهان به گزینه نظامی متوسل شود و طرف مقابل باز هم به مذاکره بازگردد، پیام واضحی به جهان ارسال می‌شود که زورگویی ابزار مؤثری علیه ایران است.» دوگانگی رسانه‌ای: «در حالی که رسانه‌های غربی ممکن است بازگشت ایران به مذاکره را نشانه عقلانیت تفسیر کنند، رسانه‌های منطقه‌ای که دو سال مظلومیت غزه را روایت کرده‌اند، این اقدام را نشانه تسلیم در برابر فشار نظامی خواهند دانست.» نابودی اعتماد بین‌المللی: «نقض اعتماد در مذاکرات پیشین، مشروعیت هر گفتگوی آینده را زیر سوال می‌برد. بازگشت به مذاکره بدون پاسخگویی طرف متجاوز، به معنای نهادینه‌سازی بی‌اعتمادی در روابط بین‌المللی است.» دکتر محمودیان سه استراتژی رسانه‌ای را پیشنهاد داد: تبیین تجاوز در رسانه‌های جهانی: «دستگاه دیپلماسی باید تمام توان خود را برای معرفی طرف متجاوز و جنگ‌افروز در محافل بین‌المللی به کار گیرد. این اقدام می‌تواند بخش بزرگی از قدرت بازدارندگی ایران را تأمین کند.» تعلیق علنی مذاکرات: «اعلام عمومی عدم تمایل به مذاکره تحت تهدید، می‌تواند مشروعیت ازدست‌رفته مذاکرات را بازگرداند، بدون آنکه ایران را در موضع ضعف قرار دهد.» گفتگوی منطقه‌ای بدون آمریکا: «فعال‌سازی دیپلماسی منطقه‌ای و گفتگو با کشورهای همسایه بدون حضور آمریکا، می‌تواند زمین بازی را تغییر دهد و تصویری فعال از دیپلماسی ایران ارائه کند.» این تحلیلگر فرهنگ و رسانه با اشاره به فضای روانی جامعه پس از جنگ، هشدار داد: «گرایش به مذاکره با عاملان حمله اخیر، سه آسیب جدی به همراه دارد: – تضاد با احساسات عمومی: ایجاد ناهمخوانی شناختی بین خواست مردم و اقدامات دولت – تضعیف روایت ملی: تقویت گفتمان‌های تسلیم‌طلبانه در مقابل روایت مقاومت – فرسایش سرمایه اجتماعی: کاهش اعتماد به حاکمیت و بروز بی‌حسی سیاسی در بلندمدت» دکتر محمودیان وظایف رسانه‌ها را در این شرایط حساس چنین برشمرد: – بازسازی پل گفتگو بین مردم و دولت با استفاده از کارشناسان معتبر و غیرجناحی – تبدیل هیجان عمومی به استدلال منطقی با ارائه تحلیل‌های مستند – مدیریت احساسات جمعی و جلوگیری از دو قطبی‌سازی‌های مخرب – معنادهی به خشم عمومی و جهت‌دهی آن در مسیر منافع ملی ایشان در پایان تأکید کرد: «هر حرکت دیپلماتیک ایران باید با پشتوانه یک استراتژی رسانه‌ای قوی همراه باشد. ما نیازمند بازتعریف روایت ملی در فضای جهانی هستیم، روایتی که هم قدرت بازدارندگی ایران را حفظ کند و هم پیوندهای منطقه‌ای را تقویت نماید.»
🔻روایت بحران یا بحران روایت؟ پروژۀ حذف شریعت در پوشش عقلانیت آزاده محمودیان ۱. در این یادداشت به نقد گفتگوی رسانه‌ای حجت‌الاسلام مهدی منتظرقائم، دانشیار دانشگاه علوم قضایی، پرداخته‌ام. روایتی رسانه‌ای از یک بازنمایی هدفمند که صورت فرمی آن، فراتر از محتوا، به تنهایی، روایتی مستقل می‌سازد. اینکه یک دست‌پروردۀ دین در کسوت روحانیت چنین بنیان شریعت را هدف گرفته، در ماندگاری منطق عقلانی آن شبهه‌افکنی می‌کند، نیمی از مسیر را طی کرده است. ایشان با استفاده از مثال‌های متعدد و تکرار برخی کلمات سعی دارد تا احکام شریعت را متعلق به گذشته تاریخی و ناکارآمد در تأمین نیاز روز جامعه نشان بدهد؛ مثلا مکرراً مثال‌هایی از احکامی آورده که در آن ذکر «شتر، گاو، گوسفند» است، و‌ با تأکید بر اینکه امروز این موارد جاری نیست، آن را مبنای اصطکاک فقه با فهم عقلایی معرفی کرده. تقابلی که او ساخته میان فقه سنتی و عقلانیت «مدرن» است، و دست‌آخر همراهی و مدارای فقها با عاقلان را درمان این درد معرفی کرده؛ که با تنازل دین در برابر مدرنیته به‌یک معناست. من در جایگاه یک فرد آکادمیک بنا ندارم به عمق فقهی این مصاحبه ورود کنم. من توضیح این حقیقت را که «شریعت از دل تکوینِ عالم برخاسته» و «احکام شریعت را ظواهری است و بواطنی» و این مهم که «در تطبیق احکام دین با شرایط زمانه، اجازه دخل و تصرف در باطن احکام نیست و تنها می‌توان در امور ظاهری آن ورود داشت» به متخصصین علوم دینی و هم‌کسوتان حجت‌الاسلام منتظرقائم می‌سپارم. اما با ارائه روایت درست به کج‌روایت ایشان از امر‌به‌معروف و نهی از منکر می‌پردازم. ۲. جان روایت‌ ناصواب حجت‌الاسلام منتظرقائم آن است که اگر یک جامعه نخواست احکام دین اجرا شود، اولاً، جامعه‌ای غیردینی نیست؛ زیرا همانطور که دروغ یا غیبت یک مسلمان را کافر نمی‌کند، سایر گناهان مثل کشف حجاب نیز آنان را غیرمسلمان نمی‌کند. ثانیاً، در مقابل این نخواستن جامعه، نمی‌توان از قوای قهریه استفاده کرد زیرا اساساً اجبار و الزام در شریعت راه ندارد و کمال معنوی و قرب الهی با اختیار صورت می‌گیرد، نه با اجبار. این حجم غفلت یک عالم دینی در اثرات اجتماعی قبایح و گناهان، اعجاب‌آور است. چگونه می‌توان منفعت جامعه را به هدایت یک فرد تقلیل داد؟! بله، بی‌تردید روسری‌ای که با زور باشد برای آن زن بهشت نمی‌سازد، اما شرّ جهنمی را که او با ولنگاری خویش به جامعه تحمیل می‌کند، می‌زداید. این منطق که حکومت دینی موظف است در مقابل قبایح علنی بایستید برای تأمین امنیت جامعه در برابر آن قبایح و گناهان است، نه‌فقط برای به بهشت فرستادن بالاجبار فرد گنه‌کار! مسئله چنان روشن است که انسان تردید می‌کند گوینده از آن بی‌خبر باشد. ۳. دیگر روایت ناصواب حجت‌الاسلام منتظرقائم غفلت از تمایز میان گناهان فردی و اجتماعی است. ایشان در مثال‌های خود دروغ و غیبت و شرب خمر را با کشف حجاب مقایسه می‌نماید و در مقابل این حقیقت که آن گناهان مخفی و دارای اثرات فردی هستند و کشف حجاب گناهی در علن و‌ ناظر بر تبعات اجتماعیِ سریع و پرمفسده است، خود را به تغافل می‌زند. ایشان در مرحله بعد از زاویه‌ای دیگر به شریعت می‌تازد که «امر و نهی یدی نداریم و فقط در یک مرحله آن‌هم امر و نهی لفظی است». حجت‌الاسلام پاسخی ندارد برای این مهم که اساساً حکومت، فارغ از دینی یا غیردینی بودن آن، چه جایگاهی دارد جز تامین ضمانت اجرایی آنچه تشخیص به الزام آن دارد. و حکومت دینی موظف به اجرای دین و شریعت در جامعه است و مگر می‌توان گفت یک جامعه‌ در موارد گوناگون فاقد گروهی هرچند معدود عصیانگر است. و کدام عقلی معتقد است در برابر این عصیان می‌توان به لفاظی بسنده کرد؟! ۴. ایشان در گوشه‌ای دیگر می‌گوید «تا زمانی که اکثریت قابل توجه مردم می‌خواهند در اجتماعی، مقررات خاصی اجرا شود، می‌توان آن را اعمال کرد، وقتی هم مردم نخواستند نباید اجرا شود». فراتر از اینکه ایشان «اکثریت» را چگونه بر جماعت مکشفه بار می‌کنند، این عبارت چشم خود را بر این واقعیت فروبسته است که قبایح، همچون یک بیماری فراگیر در اجتماع قابل انواع سرایت‌اند؛ و به مرور، هم سایر افراد اجتماع را درگیر خواهند کرد و هم از قبحی به قبح دیگر خواهند رسید. این واقعیت که کار از نداشتن پوشش سر به برهنگی بخشی از بدن رسیده در پیش چشمان ماست و نمی‌توان آن را انکار کرد. حجت‌الاسلام منتظرقائم باید پاسخ بگوید که آیا از نظر ایشان اگر با تساهل حکومت، چند صباح دیگر گروهی گرایش‌های خود مثلاً در هم‌جنس‌گرایی را در علن ابراز کردند، حکومت باید بر شیوع این بیماری مهلک نیز چشم بربندد؟! به‌روشنی مشهود است که روایت آقای منتظرقائم، روایت جدایی دین از جامعه است، که در رنگ‌ولعاب عقلانیّت نیز مخفی نمانده است. کج‌روایتی که در دل خود خطراتی مهلک را به‌همراه دارد. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/404