eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
528 دنبال‌کننده
261 عکس
95 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجله عصر زنان
زن ایرانی؛ از حافظۀ مقاومت تا کنش اجتماعی در لحظه‌های بحران، نقش زنان تنها به روایت‌کردن یا همراهی‌کردن محدود نمی‌ماند. تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد زن، هم در حفظ پیوندهای خانواده و هم در بازسازی روحی و اجتماعی جامعه، حضوری مؤثر داشته است. این حضور، چهره‌ای از زن ایرانی را نشان می‌دهد که بحران را صرفاً تماشا نمی‌کند؛ مسئولیت می‌پذیرد، معنا می‌سازد و در متن زندگی جمعی می‌ایستد. 📕 مجله عصر زنان @asrezanan_mag
یادداشت‌های آزاده محمودیان
@AzadeMahmoudian
🚩از تسلیم‌خواهی تا روایت اقتدار دبیر شورای‌عالی امنیت ملی، ضربۀ کلامیِ سهمگینی را بر جان دشمن و متّحدان او فرود آورد. پس از مدت‌ها، روایت اقتدار از سوی یک مقام رسمی ایران به میدان نبرد روایت‌ها وارد شد. وی حتی به مولفه بصریِ روایت‌پردازیِ اقتدار توجه داشت و با پوشش نظامی جلوه‌گری کرد. روایت او بر روایت حریف برتری می‌یابد، چرا که: گام‌هایی بلندتر و فراتر از روایت پیشین ایران برداشته است؛ از ادبیاتی صریح بهره می‌برد، نه آنکه وسط‌نشینی را برگزیند و هم بر نعل بکوبد و هم بر میخ؛ حامل ایده‌های خلاقانه و نو است؛ با شجاعت و بدون لکنت، با دوست و دشمن سخن گفته است؛ حجت را بر همسایگانِ بدسابقه تمام کرده است؛ و شخصیت فردِ راوی در فهم جهانی، مرد اقدامِ انقلابی است، نه یک دیپلمات صرف. شدت ضربه او، خوابِ آشفتۀ دشمن برای آغاز جنگ اقتصادی علیه ایران را بر هم می‌زند و محاسباتش را مختل می‌سازد. 📌 روایت اقتدار چنین است: . در ادبیات، قدرتمندتر از حریف ظاهر می‌شود؛ . هیچ جنبه‌ای از تهدیدات دشمن را مغفول نمی‌گذارد؛ . در شدت ضربه، گامی فراتر می‌نهد؛ . و از همه مهم‌تر، در باب اقدام آتی خود، در دل دشمن التهاب و تردید می‌آفریند؛ همان کاری که دبیر قدرتمند شعام با روایت اتم به انجام رساند. نکته حائز اهمیت آنکه: این روایت، نیازمند روایت‌های پشتیبان است، و مستلزم همراهیِ سایر روایت‌پردازانِ رسمیِ نظام سیاسی است. اگرچه این روایت، خشم تسلیم‌خواهانِ نشسته در قدرت را برانگیخته است... . آزاده محمودیان @AzadeMahmoudian
🔻 ضرورت تکثیر خیابان؛ در کنش‌گریِ حلقه‌های میانی آزاده محمودیان ۱. تمام روایت‌ها، از وقوع یک پیچیدگی اجتماعیِ شدید و غلیظ، در آیندۀ نزدیک حکایت می‌کنند. هم احتمال مجدد جنگ نظامی افزایش یافته است و هم سیاست‌های داخلیِ پیش‌رو، آشکارا در مسیر تحقق انواع فتنه‌ها و آشوب است. همچنان که راز کودتای دی‌ماه مکتوم مانده، عوامل رقم زدن کودتایی دیگر بیش از گذشته قدرت گرفته‌اند. مذاکره‌خواهانِ سیاست‌گذار، با وجود نابودی تفاهم‌نامه، با راهبرد مقاومت هم‌نوا نمی‌شوند؛ و از «گران‌سازی» تا «قحطی‌نمایی»، در پی یافتن راهی هستند تا با مدیریت بحران‌های ساختاری، مقاومت را در معدن اصلی آن، یعنی دل مردم، بشکنند. بدیهی است که مانع اصلی در عملیاتِ «تحمیل تسلیم»، حضور فعال و منسجم مردم در خیابان است. ۲. مردم فهمیده‌اند که اگر فریاد بزنند و استقامت بورزند، فضای عملیاتی برای پیش‌برد تصمیم‌های ولی‌فقیه گشوده می‌شود؛ به چشم دیده‌اند که راهبرد انتقام، که حتی لفظ آن بر زبان مسئولان نمی‌آمد، با خیل عظیم پرچم‌های سرخ و دست‌نوشته‌ها به دستور ولایت تبدیل شد. مردم می‌دانند اکنون، خیابان است که تعیین می‌کند میدان، پای کار ولی‌فقیه بماند یا در برابر اصرار «صلح‌خواهی» با دشمن «جنگ‌طلب»، سر تسلیم فرود آورد. پس، ناملایمات و انگ‌زنی‌ها از چپ و راست بر مردم نجیبِ خیابان زخم می‌زند، و فتنه‌ها و دسیسه‌ها برای شکستن صفوفِ منسجم و نظم خودجوش آن، هر شب به‌گونه‌ای هجمه می‌کند. اگرچه امروز خیابان، استوارتر از گذشته ایستاده است، اما ضروری است که این سنگر هم‌زمان با غلیظ‌تر شدن فتنه‌ها، خود را بازتولید و تجهیز کند. مردم مبعوث به آن یقین رسیده‌اند که دیگر فرصتی برای تعلّل نیست، و برای اقدام به‌موقع، داشتنِ «راهبرد رفتاری» گریزناپذیر است. ۳. یک راهبرد اساسی، تکثیر «معرفت خیابان» است؛ و این یعنی «تبیین» حقیقت جاریِ این روزها برای سایر بخش‌های جامعه. باید بر کمیّت خیابان افزود؛ باید «روایت مقاومت» را تکثیر کرد و آن را به گفتمان مرکزی تبدیل نمود، و نجات را محصولِ ضروری مقاومت معرفی کرد. باید از تعلّل‌های گذشته نسبت به رهبر شهید گفت، تا داغ «خسارت‌های جبران‌ناپذیر» سرد نشود. باید به خانه‌نشینی بخشی از جامعه راضی نشد؛ انگیزه‌های معنوی ریشه در قلب‌های ایرانیان دارد، باید از این ریشه‌ها بهره برد و از توجه اولیای الهی مدد گرفت و حضور در خیابان را حداکثری کرد. این راز سربه‌مهرِ حیات ققنوس‌وارِ ایرانیان است، که درست در آنجا که تمام محاسبات اهل دنیا در انتظار شکستن این ملّت است، باشکوه‌تر از همیشه جلوه‌گر می‌شود. نباید از این «حقیقتِ کارساز» غافل شد؛ امروز، زمان روایت و به‌رخ کشیدنِ «مدد جاری الهی» بر این ملّت است. ۴. راهبرد بعدی، ارتقای کیفیِ خیابان است. تاریخ انقلاب اسلامی نشان می‌دهد حرکت‌های خودجوش مردمی همواره نسخۀ علاج مشکلات تحمیلی و بی‌تدبیری‌های سیاست‌مداران غرب‌گرا بوده است. همان‌طور که در دوران کرونا، با ایدۀ «مواسات مؤمنانه» رهبر شهید، مردم با کنشگری خود مرهمی بر تنگیِ معیشت و کسادی کسب‌وکارها نهادند، در این ایام نیز خیابان باید خود را در موقعیت «جنگ معیشتی» ببیند و برای مبارزه با آن، سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی‌شده عمل کند. باید برای بحران‌های فرهنگی و پوشش، تدبیری عملی اندیشید و در برابر پروپاگاندای رسانه‌ای، با سیل «روایتِ حقیقت»، لشگر کج‌روایت‌ها را بی‌اثر کرد. ۵. این راهبردها، در چیستیِ پردازش و چگونگیِ اجرا، نیازمند نخبگان است. اکنون زمان حضور «حلقه‌های میانی» است؛ به‌عنوان عقل منفصل و زنجیر اتصالِ مردم با اندیشه ولی‌فقیه. حلقه‌های میانی از یک‌سو، زبان صریح و رفتار مردم را سامان می‌دهند و به آن‌ها توانِ تمرکز می‌بخشند، و از سوی دیگر، اندیشه و ارادۀ ولایت را تبیین کرده و به لایه‌های مختلف جامعه بسط می‌دهند. اکنون که دشمن ترکیبی از تمام فتنه‌های گذشته را روانۀ میدان می‌کند، ما نیز باید تمام توان و عبرت‌های گذشته را در قالب یک «روایت منسجم» به کار بگیریم و به آن عینیت میدانی ببخشیم. @AzadeMahmoudian
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 طنین قدرت خیابان این شب‌ها خیابان‌ها جان تازه‌ای گرفته‌اند؛ درست مثل شب‌های نخستین که حضور در آن‌ها تبدیل به یک نیاز شده بود و در خانه قرار و آرام نداشتیم. ما تازه فهمیده‌ایم اینکه در جمهوری اسلامی، مردم صاحب واقعی انقلاب هستند، یعنی چه؛ و ارادۀ ولی‌فقیه با صدای بلندِ مردم زنده می‌ماند. یادمان آمده که اگر در برابر مذاکراتِ ناصواب، با همبستگیِ میلیونی، مسیر را روشن می‌کردیم، امروز داغ جاودانه بر دل نداشتیم و در حسرت تصمیم شجاعانه نمی‌سوختیم. ما دریافته‌ایم که اصلاح حقیقی، ثمرۀ کنش‌گریِ مردم است، نه سکوت آنان؛ ما فهمیده‌ایم که انتظار برای اقدام مسئولان ناتوان‌ و مردودشده در آزمون مقاومت، خسران محض و پشیمانیِ جانسوز در پی دارد. حالا می‌دانیم صبر یعنی چه: صبر یعنی احساس مسئولیت و تکلیف در برابر امر ولی‌فقیه، و کنش‌گری و فعال و پیگیر بودن تا هنگام تحقق آن. صبر یعنی رها کردنِ خوش‌خیالی به نسخۀ غربگرایان و ترک امید به نابلدان. صبر یعنی به‌جای انتظار، اراده‌ها را به میدان عمل کشاندن و دست‌به‌کار شدن برای گشودنِ معبرها؛ معبر تسلیم‌خواهی، معبر بی‌حیایی و بی‌حجابی، معبر غرب‌پرستی، معبر معاش، و... . آزاده محمودیان @AzadeMahmoudian
🚩 تأملات نظری و معرفتی با موضوع «بعثت مؤمنانۀ خیابانی» (سخنرانی، مصاحبه، ارائه‌های علمی و یادداشت‌های من) 🔻شعارنوشته به مثابه سلاحِ نمادین؛ راهبرد ارتباطی هوشمندانۀ خیابان https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/564 🔻تجربۀ تلخ تغافل‌ها؛ در نسبت میان دیپلماسی و خیابان https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/567 🔻بعثت ملت ایران و آینده فرهنگ: سناریو‌های نوین قدرت‌آفرینی فرهنگی در جنگ تحمیلی سوم https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/571 صوت سخنرانی: https://ble.ir/AzadeMahmoudian/1298775525281831841/1778750657216 🔻چگونه خیابان خط مقدم شد؟ https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/582 🔻ارائۀ علمی تجمعات مومنانه و نقش زنان در جهاد تبیین https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/587 🔻ارائه علمی خوانش امر قدسی در خیابان https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/632 🔻ارائه علمی خیابان و مراسم تشییع https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/645 🔻عقل ولایی در هندسۀ خیابانی خون‌خواهی؛ مطالبۀ فزایندۀ ملت مبعوث https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/653 🔻زن ایرانی؛ از حافظۀ مقاومت تا کنش اجتماعی https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/670 🔻ضرورت تکثیر خیابان؛ در کنش‌گریِ حلقه‌های میانی https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/672 🔻طنین قدرت خیابان https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/673 @AzadeMahmoudian
🔻روایت ضعف، تشدید تهاجم؛ از گفتمان مرعوبیت به روایت انسجام (در امتداد معناییِ پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت) آزاده محمودیان ۱. روایت‌های رسمی بر سرنوشت یک جامعه اثرگذار است. کلان‌روایت امروز «ایران قوی‌تری» است و تمام خرده‌روایت‌‌ها می‌بایست حول این محور بگردند. ۲. روایت ضعف از سوی کارگزاران رسمی نظام، با هیچ توجیهی پذیرفته نیست؛ حتی اگر روایت‌ها برخاسته از واقعیت باشند، باز هم مسئولان نباید بازتاب ضعف‌ها و کاستی‌ها باشند، خودِ این ابراز، یک ضعف مضاعف است. مشکلات باید تنها در مقام عمل و اصلاح، محل توجه کارگزاران باشند، نه در مقام سخن و روایت. ۳. در مقابل، زبان ملامت و نقّادیِ مردم و نخبگان باید گشوده باشد. کاستی‌ها و کم‌کاری‌های مسئولین اگر با تمام پهنای زبانِ نخبگان نقد و شماتت نشود، ناامیدی در مردم و رخوت در مسئولین ضربه‌های دردناکی را بر پیکر جامعه خواهد نواخت. بگذریم که در همین چند روز لیبرال‌های قدرت‌نشین، در مغالطه‌ای بزرگ، تمام سعی خود را برای بستن دهان نخبگان و تعطیلی خیابان، این منتقدان فعّال، به‌کار بسته‌اند. ۴. هنگامی‌که مبدأ شکل‌گیری روایتِ ضعف، کارگزاران رسمی باشند، هم قلبِ انسجام و تاب‌آوریِ اجتماعی دریده می‌شود، هم دشمن، بر تخاصم بیشتر جسور و امیدوار می‌شود. روایت ناتوانی از زبان مسئولان رسمی و اعلام مکررِ نیاز به تفاهم با دشمن، بی‌تردید از عوامل عمدۀ حوادثِ تلخ روزگارِ دولت چهاردهم بوده است. ۵. اینکه باوجود تأکید مکرر رهبر انقلاب و رهبر شهید، همچنان لیبرال‌های قدرت‌نشین اصرار و عادت به روایت ناتوانی دارند، ناشی از «ذهن مرعوب» اینان است. ذهن مرعوب، زبان و روایت مرعوب می‌آفریند. شخصیت ضعیف، زبانش به ضعف می‌چرخد. در واقع، حدیث نفس می‌کنند، چون جز این در باطن ندارند و ضعف، برای اینان سهوالسان نیست، بلکه حاصل اختلال محاسباتی است. ۶. اختلال دستگاه محاسباتی، امر ذاتیِ لیبرال‌هاست. امکان علاج و نسخۀ درمان ندارد. همه اختلال‌ها که عرَضی نیستند. خوف از دشمن و کدخداپنداری، معضل ذاتیِ لیبرال‌هاست. اشتباه از آن جایی است که بستر و امکان حضور اینان را در بالاترین سطح قدرت سیاسیِ نظام جمهوری اسلامی فراهم کرده است. ۷. چه باید کرد؟ الف. ربط علّیِ میان روایت ضعف و اقدام تخاصمی دشمن نیازمند اثبات و تبیین است. باید به سراغ آسیب‌شناسی راهبردی روایت‌های کارگزاران رسمی رفت تا چالش‌ها و خطراتی که تا کنون خلق کرده، به چشم بیاید. ب‌. اکنون محفل‌های نخبگانی باید برای نحوۀ روایتِ قوت‌، در سطح حاکمیت، ساختار بسازند و منطق سواد روایتِ مثبت را بپردازند. ج. هم در فضای نخبگانی و هم در اذهان عمومی، روایت ضعف باید مبدّل به ضدارزش سیاسی بشود. یک گفتمان‌پردازی‌ اجتماعی لازم است تا روایت‌های رسمیِ ضعف را هزینه‌دار کند، و راوی را ملزم به پرداخت این هزینه‌ها. @AzadeMahmoudian
🔻کودتاگران مشغول کارند! در نسبت نهادهای رسمی و کودتا آزاده محمودیان ۱. دور جدیدی از تقابل‌های نظامی آغاز شده است. این‌بار، جبهۀ نظامی ایران با رویکردی هوشمندانه در پی بازتعریف پارادایم بازدارندگی است. اما هم‌زمان، ناجبهۀ فرهنگی، جلوه‌ای تمام‌عیار از «ستون پنجم» را در قالب دو عرصۀ عملیات رسانه‌ای و کنشگری میدانی به نمایش گذاشته است. در این میان، نه مانعی، نه ناظری و نه حتی پرسشی! فشلی و گسست ساختاری در تاروپود نظام ارتباطی‌رسانه‌ای رسوخ کرده است. ۲. امروز می‌توان با صراحت، مرگ کامل حکمرانی رسانه‌ای و فضای مجازی در کشور را اعلام کرد. شورای عالی فضای مجازی به‌عنوان متولی اصلیِ تنظیم‌گری این حوزه، به‌طور کامل از چرخه تصمیم‌سازی حذف شده است؛ آقای دولت(!) خود تصمیم می‌گیرد؛ برخلاف تشخیص دستگاه‌های امنیتی، تصمیم را اجرا می‌کند؛ قانون و حکم دستگاه قضایی را در فرآیند اجرا دور می‌زند؛ در برابر پیامدهای مخرب این تصمیمات بر زیست‌جهان مردم، خود را به ندیدن می‌زند؛ و در سکوت و بدون هیچ مجوزی، اندک‌حصارهای مقابله با هجوم سکوهای صهیونی را از میان برمی‌دارد. اکنون، می‌توان بدون تردید اعلام کرد که از آغاز دولت چهاردهم، همان سازکار نیمه‌جانِ حکمرانی سایبری به‌مرور به اغما رفت و امروز در میانۀ درگیری کشور با یک جنگ شناختیِ تمام‌عیار، مرگ کامل این حکمرانی فرارسیده است. ۳. مرگ حکمرانی فضای مجازی یعنی کنترل و نظارت و ساماندهی فضای مجازی کشور دیگر در درون و به دست نهادهای مسئول نیست؛ و مدیریت این فضا در بیرون از مرز‌ها انجام می‌شود. درد مضاعف آنکه دولت چشم خود را بر این حقیقت بسته است که امروز بخشی از مدیریت اذهان عمومی جامعه را به دست طرف مقابل، در جنگ نظامی سپرده است! ۴. آنچه شرایط را پیچیده و نیازمند واکنش و‌ تدبیر فوری می‌نماید، بازتولید چرخه‌ای است که پیش‌تر در دی‌ماه ۱۴۰۴، یک کودتای خونین را رقم زد. چرخه‌ای که این‌بار با تقویت برخی حلقه‌های روایت‌ساز، فاجعه‌ای وسیع‌تر را درپی خواهد داشت. این‌بار آشفتگی بازار، فشار معیشتی، بازگشت دانشجویان اغتشاشگر به دانشگاه‌ها و فعال شدن لیبرال‌ها، موج انگ‌زنی‌ها به جمهوری اسلامی در تولیدات فرهنگی و سینمایی و نمایش خانگی، طوفان برهنگی‌های سازمان‌یافته، و جریان بازگشت چهره‌های اپوزیسیون با سوابق ضدامنیتی، همگی چرخ‌دنده‌های ماشین کودتای ۱۴۰۵ هستند. تمام این عوامل برای پیش‌برد هدف خود به سازماندهی و روایت‌پردازی در فضای مجازی نیاز دارند. ما نمونه این سازماندهی را در کودتای دی‌ماه توسط اینستاگرام دیده‌ایم؛ و میوۀ بازنمایی‌های زهرآگین آن را با بیش از سه هزار جان‌باخته چشیده‌ایم. اکنون با رفع همان محدودیت نیم‌بندِ این سکوی صهیونی، در سکوت و بدون ضوابط قانونی، قدرت جهت‌دهی و تخدیر ذهن‌ها بیش از پیش تقویت شده است. ۵. در آتش یک جنگ شناختی، از سوی دیگر، کانال‌های تلگرامی با گردآوری جزئیات و تصاویر، نقش واسطه را در بازنشر فراخوان‌های اپوزیسیون و دشمن ایفا می‌کنند. سرعت انتشار اخبار حملات و بازنمایی موقعیت‌های هدف، در کسری از ثانیه توسط این کانال‌ها به واقعیتِ کاذب بدل شده و به‌صورت میلیونی بازنشر می‌شود. در سال‌های ۸۸، ۹۶، ۹۸، و ۱۴۰۱، ما از فقدان حکمرانی فرهنگی، به‌ویژه در فضای سایبر، ضربات هولناکی خورده‌ایم. از اینستاگرام تا تلگرام، ما در برابر این جریان‌های روایت‌ساز، مقهور و منفعل بوده‌ایم. ۶. امروز، در حالی که نیروهای مسلح با رویکرد بازدارندگی هوشمندانه در حال عمل هستند و ملت از این استراتژی حمایت می‌کنند، بخشی از کارگزاران، مسیر تحقق یک کودتای تمام‌عیار را از طریق مدیریتِ روایت‌ها مهیا می‌کنند. نهادهای فرهنگی یا مدت‌هاست از چرخه تأثیرگذاری خارج شده‌اند، یا با سکوت‌ و انفعال‌ خود، توازن قدرت در فضای رسانه‌ای را مختل کرده‌اند. شورای عالی انقلاب فرهنگی مدت‌هاست کالعدم شده؛ از شورای عالی فضای مجازی حتی پوسته‌‌ای هم باقی نمانده؛ نمایندگان انقلابی در مجلس، در شطرنج قدرت مات شده‌اند، و خلّاقیت و توان لازم برای خروج از این مخمصه را ندارند. این گره‌های کور تنها با بیش‌فعالی حلقه‌های میانی و تکثیر کیفیِ خیابان بازشدنی است. مردم باید در ساحت عمل، وارد محاسبات خُرد سیاسی بشوند. @AzadeMahmoudian