... فقط ایمان عمیق انقلابی باعث دوام اجتماعات مؤمنانۀ شبانه شد. مؤمنان میدانند آنچه این شرایط هولناک را به ایران تحمیل کرده است، سیاستهای غلط، اختلالهای محاسباتی کارگزاران و عدم اجرای دقیق فرامین ولیفقیه بوده است... .
📌تولّد و بسط مقاومت مؤمنانه؛
فتحالفتوح در خیابان
در نوبنیاد امروز بخوانید:
https://nobonyadonline.ir/newspapers/135
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
... فقط ایمان عمیق انقلابی باعث دوام اجتماعات مؤمنانۀ شبانه شد. مؤمنان میدانند آنچه این شرایط هولنا
📌برشی از یادداشت:
محاسبات مؤمنانِ خیابانهای ایران، جغرافیای آشنای زمان و مکان را درهم شکسته است؛ متفاوت است از تمام تاریخ و مرزها. در صیرورتی جهشی اکنون این مردم هستند که تعیینکنندۀ تمام ساحات سیاستورزی شدهاند.
📌اگر حضور در خیابان، در بحرانیترین شرایط امنیتی، به میدانِ نیروهای مسلح، قدرت حرکت تا مرزهای بازدارندگی را بخشیده، اگر برای رهبر، امکان و بسطِید برای ابراز آرای علیالاصولش را فراهم کرده، چرا نتواند نوک پیکان سیاستمداران را به سوی خط قرمز شدن توافق با دشمنان، بچرخاند.
📌اینکه رهبر انقلاب دوگانۀ مذاکره و صلح را باطل خواندهاند، نه چون نباید سخن از تقابل مذاکره با مقاومت گفت، بلکه چون مقاومت تنها راه پیشروی ایران است. یعنی مذاکره، پذیرفتنی است، اما تنها در شرایطی که دشمن دستبرتر ایران را پذیرفته باشد و در تمام عرصهها به کرنش و اطاعت افتاده باشد؛ نه چون چیزی بستاند تا چیزکی بدهد.
📌فهم این مهم باید فراگیر بشود و این جز با تکثیر خیابان و اجتماعات مؤمنانۀ میسّر نیست.
مؤمنان خیابان نباید به این گعدههای شبانه اکتفا کنند، اگرچه پرجمعیت و پرشور است. باید بنای خود را بر تکثیر این فهم و این حضور بگذارند؛ هم بر عده و هم بر عُده بیافزایند. و این امر ضروری تنها با تبیین ممکن است.
باید هر فردِ خیابان به چندین نفر تکثیر گردد. عشق و ارادت به ایران و اسلام و ادراک از استقلال و عزّت را هدف بگیرد و از همسایه و همکار و خانواده، همراه و همدل، در این راه مقدّس بسازد.
اگر بر دل اکثر ایرانیان، بعثت خیابانی وحی شده، چرا این اکثریت به تمامیّت مبدّل نگردد!
📌اکنون که پردههای تبلیغات و کجروایتهای بیگانگان و خائنان دریده شده، ذهنها و دلها بیش از گذشته آمادۀ پذیرش حق شدهاند. باید بهجای انتظار برای وقوع کودتا در دل دانشگاه و خیابان، چلّهای هم، اجتماعات مؤمنانه را در کف دانشگاه و خیابان و بازار، پرشورتر از پنجچلّۀ پیشین، گسترش داد.
@AzadeMahmoudian
🔻هنر پاسخ در جنگ روایتها
از زبان مظلومیت تا منطق قدرت
آزاده محمودیان
۱. درست همانطور که برخی جریانهای انقلابی، میان خوشحالی و تردید معلقاند، از اینکه رئیسدولت در سازمان ملل سخنی شائبهدار نزده، عکس شهدا را سرِدست گرفته و از سربلندی و مقاومت ملت گفته، من مؤلفههای «نبرد شناختی» و «جنگ روایتها» را در ذهن خود ورق میزنم.
در نبرد روایتها، انتخاب زبان متناسب با زبان حریف، یک اصل بنیادین است. یعنی وقتی رقیب، زبان به «تهدید و خشونت» گشوده، جایگاه تو بیانِ «کرامت و مظلومیت» نیست؛
اگر او بازیِ دوگانهٔ «توافق یا نابودی» را پیش میکشد، تو نباید از آمادگی برای توافق بگویی؛ بهخصوص وقتی این دشمن، پیشینهای از خشونت و بدعهدی در توافقها دارد.
۲. برخی از این تدابیر، حتی نیازمند دانش تخصصی روایتپردازی نیست و منطق و تجربه، برای اتخاذ آنها کفایت میکند. به زبان ساده، در جنگ شناختی، اگر حریف از نابودی تو سخن میگوید، تو باید از سلاح جدیدی بگویی که او را به آتش خواهد کشید. وقتی او از پایان قصه تو و اتحاد با همسایگانت دم میزند، تو باید از نابودی داراییهای در دسترس او بگویی؛ باید همکاران منطقهایاش را از فلج شدن تمام امکانهایشان بترسانی تا جرئت ورود به چرخه درگیری را نکنند و در محاسبات خود، تنها گذاشتن حریف را اولویت ببخشند. پس اگر او روایت «حمله» را برگزیده، تو باید «حملهای بُرندهتر و گزندهتر» را انتخاب کنی.
اگر زبان روایت تو با روایت حریف ناهمخوان باشد، این پیام در جایگاهِ کاهش آمادگی برای «مقابلهبهمثل» قرار میگیرد و این یعنی تهدید او اثر کرده است.
۳. مواضع دبیر جدید شورایعالی امنیت ملی نشان داد که او این اصول حیاتی را بهخوبی میشناسد. او در این مدت کوتاه، ثابت کرده است که بهواقع فرماندهٔ روایتپردازی است.
در شرایطی که دولتمردان در سازمان ملل روایت «مظلومیت» را مخابره میکنند، و در حرکتی پرخسارت، در سالن سخنرانی، شنوای سخنان سراسر تهدید و تحقیر دشمن علیه ملت مینشینند، او با زیرکی و وقتشناسی، روایت «قدرت» را میسازد و «دست برتر نظامی» را با نسخههای آمادهٔ آفندی و پدافندی به رخ میکشد. البته، توان او، که در واقع زبان فصیح رهبر معظم انقلاب است، در خلق «روایت قدرت» است، نه لزوماً خلق «روایت اقتدار». چرا که اقتدار، نیازمند وحدت رویه در تمام راویان یک جبهه است.
۴. تناقض روایتها در یک جبهه، اقتدار بینالمللی را تخریب و اعتماد داخلی را کاهش میدهد. اگر میدان و خیابان راوی «مقاومت» باشند و دولتمردان، راوی «عطش توافق»، هم اقتدار ایران در جهان فروکاسته میشود و هم اعتماد عمومی مردم به تصمیمات سیاسی مخدوش میگردد؛ و این دو در کنار هم، مسیری نزولی برای اقتدار بهدستآمدهٔ کشور ترسیم میکنند.
@AzadeMahmoudian