گر در طلبت رنجی، ما را برسد، شاید
چون عشقِ حرم باشد، سهل است بیابانها
- سعدی
عاشق اون لحظهام که میری یه چیزی از اتاقت بیاری
وقتی میرسی اونجا هیچ ایدهای نداری برای چی اومدی.
امروز نه تنها به خودم تخفیف دادم و سرکار نرفتم،
بلکه تمام روز به بازی کردن گذشت.
واقعاً این حجم از علاقهم به بازی کردن رو درک نمیکنم :)
ولی همینکه این بیکاری حس اتلاف وقت و پوچی نمیده، خیلی خوبه.
انگار بعضی وقتها باید به کودک درونمون هم یه سری بزنیم
و بذاریم اون زندگی کنه.
- ٨ شهریور ١۴٠۵
هرچی بیشتر صبر کنی،
احتمال اینکه صدای خودت رو پیدا کنی کمتر میشه.
- انجمن شاعران مرده
امروز از اون روزهای فوقالعاده معمولی بود؛
کار کردم، چندتا کار کوچیک انجام دادم و بخشی از روز هم با خانواده گذشت.
ولی الان که دارم اینو مینویسم، به این فکر میکنم که شاید همین که یه صبح دیگه تونستم از جام بلند شم، برم سرکار و برگردم، خودش یه نعمته؛
نعمتی که ممکنه با یه بیماری یا هر اتفاق غیرمنتظرهای، دیگه نداشته باشمش.
- ٩ شهریور ١۴٠۵
صبح بخیر به شما
و به تمام کارهایی که قرار بود دیروز انجام بدیم و ندادیم :))
خیلی یهویی یادم افتاد که چرا انقدر اتوبوس رو دوست دارم.
اینکه لازم نباشه حواست به پدال و سرعت و واکنش باشه و فقط خیابونها و مردم رو نگاه کنی، حس قشنگیه :)
گاهی آدم دلش میخواد فقط تماشاگر مسیر باشه.