امروز به این فکر کردم که بعضی دلتنگیها عجیبن.
گاهی دلت برای خودِ یه اتفاق یا یه زمان تنگ نمیشه؛ برای حسی تنگ میشه که توی اون روزها تجربه میکردی.
شاید برای همینه که بعضی وقتها دلمون برای چیزی تنگ میشه و خودمون هم دقیق نمیفهمیم که چرا.
امروز تصمیم گرفتم کمتر گوشی دستم بگیرم.
گوشیم رو گذاشتم کنار،
بعد برداشتم ببینم ساعت چنده:)
بعضی وقتا ساعتها پشت سیستم نشستن باعث میشه هم چشمت درحال بیرون زدن از حدقه باشه و هم اینکه کمرت خشک شه.
و از قضا امروز یکی از همون روزا بود؛ به حدی خسته بودم که وقتی رفتم برای نماز، مثل وقتی که روی برف پروانه میزنیم؛
دیدم کسی نیست، همینجوری خوابیدم کف نمازخونه و پروانه زدم.
خدایی خیلی حال داد حس بچه دوساله بهم دست داده بود. شاید خیلی وقتا اگه سنمون رو بیاریم پایین بتونیم یکم انرژیمون رو تمدید کنیم برای راندهای بعدی.
- ١۴ شهریور ١۴٠۵
امیدوارم امروز کمتر دنبال کامل بودن باشیم
و بیشتر حواسمون به خوب بودن باشه.
لاجوردی | Azure
-
گاهی قشنگترین مسیرها هم فقط برای اینن که ازشون عبور کنیم، نه اینکه همونجا بمونیم.
باید همیشه یادمون باشه که به چیزها
از زاویهای متفاوت نگاه کنیم.
- انجمن شاعران مرده