eitaa logo
بچه حزب اللهی
5.9هزار دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
8.2هزار ویدیو
21 فایل
🌺بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 ⚜️کانال » بچه حِزبُ اللّٰهی 💛 فَإِنَّ حِزبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبونَ💛 خبر وتحلیل کم ولی خاص . سیاسی ونظامی . داخلی وخارجی . جبهه مقاومت. 🌹 ادمین: @Pirekharabat313 تبلیغات: @Amirshah315 لینک کانال: @BACHE_HEZBOLLAHI
مشاهده در ایتا
دانلود
بچه حزب اللهی
داستان«ماه آفتاب سوخته» #قسمت_نوزدهم🎬: رباب سراپا گوش شد تا نظر مولایش را بداند که حسین چنین فرمود:
داستان«ماه آفتاب سوخته» 🎬: زنها و بچه ها بر کجاوه نشستند و کاروان حسین با سرعت به پیش میرفت. رباب، سکینه و رقیه را در کنار خود گرفت، حالا علی اصغر شش ماهه شده بود و عجیب دلبری می کرد، با هر حرکت علی اصغر، خنده بر لبهای رقیهٔ سه ساله می نشست. شتر شتابان گام برمی داشت و هراز گاهی بچه ها به طرفی خم می شدند و این خود گویی بازیی بود برایشان.. و اما رباب خوب می دانست که دلیل این شتاب چیست، او از زبان حجت خدا شنیده بود که یزید نقشه ها دارد، اولین نقشه اش کشتن پنهانی حسین در حریم بیت الله الحرام بود، او گفته بود اگر این نقشه نگرفت، حسین مجبور است راه خروج از مکه را در پیش گیرد و بی شک اهل و عیالش را همراه نخواهد برد، نقشه دوم اسارت و‌گروگان گیری، اهل بیت حسین بود و سپس مجبور کردن حسین با این حربه تا بیعت کند یا کشته شود و اما حال که این دونقشه نگرفته بود، والی جدید مکه که از خروج حسین علیه السلام آگاه شده بود، جنگاوران سپاه یزید را در گروهی جمع کرده بود و در تعقیب این کاروان کوچک اما تاثیر گذار فرستاده بود، پس حسین باید به شتاب میرفت تا از کمند سربازان یزید رهاشود. روز به نیمه رسیده که سوارانی با اسب های تیزرو و شمشیر و تازیانه به دست کاروان را دوره می کنند. صدای همهمهٔ بیرون کجاوه بچه ها را از عالم بازی بیرون میکشد، رباب پرده کجاوه را کمی کنار میزند، سکینه با نگرانی می گوید: چه شده مادر؟! رباب آهی می کشد و می گوید: گمانم سربازان یزید ما را محاصره کرده اند و حتما قصد دارند، ما را به مکه بازگردانند و... رباب خاموش میشود و سکینه در خود فرو میرود، ناگهان صدای ناز و کودکانهٔ رقیه در کجاوه می پیچد: تا عمویم عباس هست، آنها نمی توانند کاری کنند آخر عمو عباس یل عرب است و هیچ کس توان مبارزه با او را ندارد، صدای خنده علی اصغر بلند می شود و گویی او هم با حرکتش، حرف رقیه را تایید می کند، رقیه دستی به گونه نرم علی اصغر می کشد و رو به رباب می گوید: علی اصغر بزرگ شود هم مثل عمو عباس پهلوانی شجاع میشود و جنگاوری می کند. رباب لبخندی میزند و بوسه ای از گونه این دخترک شیرین زبان میگیرد و می گوید: آری براستی که چنین است، من نذر کرده ام خداوند فرزند پسری به من دهد تا برای پدرش سربازی کند. در همین حین صدای یل ام البنین، قمر بنی هاشم است که گویا هل من مبارز میطلبد و بنیان زمین را می لرزاند: آهای سپاهیان یزید، منم عباس بن علی، فرزند ابوتراب، شمشیر زنی را از مادرم که شمشیری زنی قهار در عرب بود فرا گرفتم و در رکاب پدرم علی، مشق سربازی و جنگ کرده ام، من خون حیدر کرار در رگ دارم، همان کس که پهلوانان کفار را با یک اشاره ذوالفقار به دونیم کرده، همان کس که با یک ضربه درب قلعهٔ خیبر از جا کند، اگر مرد این میدان هستید جلو بیایید، بدانید تا من هستم محال است بگذارم چشم زخمی به مولایم حسین برسد. سواران یزید از برق نگاه عباس و رجز خوانی این شیر بیشهٔ حسین، لرزه بر اندامشان افتاد و راه آمده را بازگشتند. رباب که شاهد ماجرا بود، دستی به سر رقیه کشید و گفت: همانطور شد که تو گفتی، تا عباس هست هیچ کس جرات آن را ندارد که نگاهی چپ به ما کند، خوشا به حال حسین و زینب که چنین برادری دارند و خوشا به حال شما که اینچنین عمویی دارید و خوشا به حال ما که در جوار قمر بنی هاشم هستیم. وکاروان دوباره حرکت کرد. ادامه دارد... 📝به قلم:ط_حسینی 🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤 @BACHE_HEZBOLLAHi
بچه حزب اللهی
داستان«ماه آفتاب سوخته» #قسمت_بیستم🎬: زنها و بچه ها بر کجاوه نشستند و کاروان حسین با سرعت به پیش می
داستان«ماه آفتاب سوخته» 🎬: غروب دوازدهم ذی الحجه است، کاروان چهار روز است بی وقفه، شب و روز رانده است، اکنون به وادی عقیق رسیده اند و به حد کافی از مکه دور شده اند، دیگر خطر حمله یزیدیان، کاروان حسین را تهدید نمی کند و یزید باید نقشه دیگر و حیله ای دیگر به کار برد تا به حسین دست یابد. همه خسته شده اند، پس دستور توقف و استراحت صادر میشود. شترها را می نشانند و اهل بیت حسین از کجاوه پایین می آیند، قارب غلام رباب مشغول برپا کردن خیمهٔ بانویش است که دیده بان کاروان ندا میدهد: چند سوار به سمت ما می آیند، تعدادشان زیاد نیست اما انگار هدفشان ما هستیم. رباب علی اصغر را در آغوش می فشارد و به سمتی میرود که جمعیت جمع شده اند و به رد آمدن آن سواران خیره شده اند. کمی که میگذرد، سه سوار به کاروان میرسند، رباب دقت می کند و بعد نفس راحتی می کشد، بوسه ای از گونه علی اصغر میگیرد و می گوید: عبدالله بن جعفر، همسر عمه جانت زینب است با دو پسرش عون و محمد آمده است و بعد زیر لب می گوید: عبدالله بن جعفر که نماینده امام در مکه بود و قرار شد آنجا بماند و اخبار مکه را به سمع حسین برساند، پس برای چه آمده؟! خیلی نمی گذرد که همه اهل کاروان میفهمند عبدالله نامه ای از والی مکه دارد که از حسین خواسته برگردد و قول داده که از یزید برای حسین امان نامه بگیرد. رباب با شنیدن این حرف سری تکان میدهد و میگوید: والی مکه چه فکری با خود کرده که اینچنین پیشنهاد مضحکی به مولایم حسین میدهد؟ مگر نمی داند که حسین حجت خداست و همراه شدن حسین با کسی چون یزید خیالی خام نیست، مگر نمی داند امان نامهٔ همه دست خداست و یزید در این وادی راهی ندارد.. عبدالله بن جعفر، نامه والی مکه را به حسین تسلیم می کند و حسین میداند که این هم خدعه ایست از طرف یزید تا او را به بند کشد پس چنین جواب میدهد: «نامه تو به دستم رسید، اگر قصد داشتی به من نیکی کنی، خدای جزای نیک به تو دهد، تو به من امان دادی اما بهترین امان ها، امان خداست» واینچنین است که باز نقشهٔ یزید نقش بر آب میشود، عبدالله قصد برگشتن می کند، اما عون و محمد دلشان پیش دایی شان حسین است و از پدر رخصت می گیرند که در کنار مادرشان زینب و مولایشان حسین بمانند. عبدالله که عشق زینب را به حسین دیده و خوب میداند این عشق را با شیر خود به خورد فرزندانش داده و آنان هم عاشقانه سر بر مهر حسین نهاده اند،مخالفتی نمی کند. خداحافظی زینب و فرزندانش با عبدالله تماشایی ست...عبدالله هم دل در گرو حسین دارد، اما چه کند که حسین امر کرده او در مکه بماند، پس سفارش زینب را به عون و محمد می کند و می گوید: مبادا بگذارید خم به ابروی مادرتان بیاید. زینب که دختر حجت خداست و خواهر حجت خداست و عمه حجت خداست و خود حجتی ست بر حجت خدا، خوب می داند که این سفر به کجا ختم می شود پس از عبدالله تشکر می کند و گویی با زبان بی زبانی به او می گویید: ممنون از اینکه به فکر من بودی و نگذاشتی در قربانگاه ابتلای کربلا من بدون قربانی باشم و فرزندانت را در آن روز عظیم به قربانگاه دفاع از حجت خدا بفرستم... عبدالله آخرین نگاه را به فرزندانش می کند و به سمت مکه می تازد. ادامه دارد... 📝به قلم:ط_حسینی 🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤 @BACHE_HEZBOLLAHi
34.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴ساعت به ساعت عاشورا از زبان لشکر دشمن روایت واقعه کربلا از زبان یکی از لشکریان دشمن، کسی که در عاشورای ۶۱ صدای درهم‌های وعده داد شده یزید آن‌قدر گوشش را پرکرده بود که ندای «هَل مِن ناصر» امام حسین علیه‌السلام را نشنید. @BACHE_HEZBOLLAHi
🚨اوضاع در حال پیچیده‌تر شدن است... ⭕️🖊در آینده خیلی نزدیک ، نفت عنصر اساسی پیشرفت و تولید کالای اروپا و اختلال در ترانزیت کالا و تردد مردم ، با انهدام زیر ساخت‌های نفتی کشورکهای خلیج فارس و عر بستان ، و عدم توانایی جلوگیری از این پیش آمد، توسط هیچ قدرتی ، قیمت نفت را به خدادتا خواهد رساند ، عملا باید برای رفع این مشکل ، اروپا نفت تحریم شده ایران را بخرند ، هر جنگی در آتی برای کشور بدون نفت ، یعنی شکست ان کشور همان طور که آلمان بلحاظ عدم دسترسی به نفت قفقاز در جنگ دوم از شوروی شکست خورد . ⭕️🖊شکسته شدن تحریم بنادر ومحاصره یمن توسط روسیه ، قدرت مانور شرق را در آبراهه دریای سرخ و اقیانوس هند و دریای مدیترانه و خلیج فارس ، افزایش خواهد داد ، آنکه چه اقلامی توسط روس به یمن از یاران ایران داده می‌شود، غیر از گندم ، اقلام دیگر ، حتما ادوات نظامی تهاجمی می باشد که برای جریان عبری غربی عربی در پی جنگهای آتی، بسیار دردناک است . @BACHE_HEZBOLLAHi
🔴اسد: هر وقت ترکیه در مورد چرایی اشغالگری‌اش توضیح داد، دیدار مشکلی ندارد 🔻 بشار اسد در مورد احیای روابط با ترکیه با بیان اینکه اگر دیدار با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه نتایجی داشته باشد یا اگر در آغوش گرفتن یا سرزنش کردن به نفع کشور باشد، آن را انجام خواهم داد، تاکید کرد: مشکل در دیدار با رئیس جمهور اردوغان نیست، بلکه در محتوا و هدف این دیدار است. اولین سوالی که می‌پرسیم این است که چرا روابط ۱۳ سال پیش از مسیر عادی خود خارج شد؟ ما نشنیدیم که هیچ مقام ترکیه‌ای به صراحت درباره این موضوع صحبت کند. 🔻به گفته اسد: دیدار، وسیله است و وسیله نیازمند قواعد و اصول عملی است و شکست این وسیله در مرحله‌ای از مراحل ممکن است ما را به مسیر بدتری سوق دهد ..!!.. دیدارها با ترکیه متوقف نشده و ادامه دارد، نشستی در سطح امنیتی از سوی برخی میانجی‌گران برگزار می‌شود و ما در این باره مثبت بودیم. هنگامی که با طرف ترکیه دیداری برگزار شود، آن را اعلام خواهیم کرد، زیرا هیچ چیز پنهانی وجود ندارد. 🔻اسد افزود: ما می‌پرسیم که اساس این دیدار چیست آیا این دیدار برای پایان دادن به دلایل مشکلی است که با حمایت از تروریسم و خروج ترکیه از خاک سوریه مرتبط است؟ هیچ تضمینی به ما داده نشد و ما بر اساس اصول روشن حقوق بین‌الملل و حاکمیت ملی به طور مثبت پیش می‌رویم. وقتی بر اصول و الزامات تاکید می‌کنیم، این بر اساس نگرانی ما برای موفقیت روند است و نه از روی سختگیری یا تردید. ما هیچ تردید و تکبری نداریم، زیرا قبل از هر چیز بر اساس اصول روشن به دنبال منافع خود هستیم. @BACHE_HEZBOLLAHi
⭕️🖊برنامه حضرات برای ۴ سال آینده مملکت: رفتن به هیئت‌ها و گزارش خبری از لحظه به لحظه آنچه که در هیئت گذشت 🔔ده روز تمام همه‌ی خبرگزاری‌های مملکت شده از هیئت رفتن این بنده خدا 💠درحالیکه مسئولیت خطیر انتخاب وزرا به کارگروه‌هایی سپرده شده که خودشون منشاء خطر هستند 👈اگر رئیسی بود میگفتن مملکت روضه خون نمیخواد مملکت مدیر میخواد ⭕️🖊ما اون انقلابی بودن رو نمی فهمیم که به هیئت رفتن جلیلی تیکه می ندارن اما از هیئت رفتن پزشکیان ذوق زده می شن جالب اینکه یکی حامی آقای قالیباف بوده و دیگری حامی آقای پزشکیان 💥نقطه برخورد هر دو جلیلیه! @BACHE_HEZBOLLAHi
بچه حزب اللهی
❌️اصلاح طلبان و این همه تضاد با انقلاب؟! ⭕️🖊اگر به حافظه تاریخی عملکردها در طول انقلاب اسلامی رجوع ش
🔔🚨🔔🚨🔔🚨🔔🚨🔔 ⭕️در زمان جنگ و اوائل انقلاب اینها فهم درستی از انقلاب نداشتند برای همین اینها در طول سالها ریزش کردند و حتی مخالف انقلاب شدند 📌برای بدست آوردن قدرت به انواع دروغها متوسل می شوند و مثل آفتاب پرست رنگ عوض می کنند ❌️اول انقلاب خاتمی چگونه بود بعد که شرایط جامعه را مناسب دید بر اثر شرایط خفقان و استبدادی زمان رفسنجانی شعار آزادی سر داد کاملا برعکس زمان انقلاب یا همین پزشکیان 📌زمان انقلاب همرنگ فضای انقلابی بعد که فضای اصلاحات شکل می گیرد رنگ عوض می کند ⚠️قبل انتخابات هم برای رای جمع کردن خود واقعی اش را نشان داد رفتن به سمت اصلاح طلبها و کمک گرفتن از خاتمی از رده خارج و امثال روحانی و... و زیر سوال بردن رهبری و توهین به سردار شهید سلیمانی و تخریب دوره پرفعالیت شهید رئیسی 📌و اکنون هم حاضر شدن در هیات مذهبی و خود را همرنگ مردم نشان دادن و رفتن به منزل شهید رئیسی و در عمل تخریب او 👈فردا روز هم که کوچکترین انتقادی به وی شود سریعا باز رنگ عوض خواهد کرد که اینها یک گروه اقلیت هستند و من اختیار ندارم 📌اینها چون مبانی و اصل اعتقادشان ایراد دارد ایمان به انقلاب و هدف آن ندارند برا همین تا هر زمان که دنیا و معیشت و پول براشون فراهم باشد انقلاب خوب است اما چنانچه ویرانیها و خرابیهائی که بر اثر عملکرد خود بجا می گذارند را مردم معترض شوند سریعا رنگ عوض کرده و هم رنگ مردم معترض می شوند که ما می خواهیم کار کنیم اینها نمی گذارند مثل جملاتی که الان دارد پزشکیان می گوید که من یکی مثل خود شما هستم این حرفها که می زنید یه وقت فکر می کنم کسی هستم ⚠️ایا قصدش زدن جایگاه رهبری است‼️...که یعنی همچون که من کسی نیستم هیچ کس دیگری هم کسی نیست مردم و از شما بالاتر نیست در صورتی که جایگاه رهبری و ولایت کس بودنش و اعتبارش به عدالت و پاکدستی و تقوا و زاهد بودن و دشمن شناسی است که اعتبار پیدا می کند برای شیعه برای اطاعت پذیری از یک نفر برای حفظ کشور ✌️خاکی بودن و هم سطح مردم دانستن آقای پزشکیان به کارجهادی و به عمل است و به رفتار است نه به گفتار شما در گفتار خود را همرنگ مردم نشان می دهی ولی در عمل کسانی را برای اداره کشور دور خودت جمع کردی که خائن هستند و برای برجام خسارتبار سکه ها گرفتند اگر شما کسی نیستی قرار نیست این را اینگونه جا بیندازی که پس همه کسی نیستند و مردم لازم نیست از کسی تعریف کنند و سپس لازم نیست اطاعت از کسی کنند انشاالله نیت باطنی خود را با حرفهایت ثابت خواهی کرد عزیز برادر آری اصلاح طلبها تا کنون وطن پرست واقعی و مطیع رهبری نبوده و نیستند اگر این را بدانیم دچار فریب آنها نمی شویم مشکل آنها اعتقادی است ایمان و درک درستی از مذهب و اسلام ندارند و اگر قرار باشد برای همیشه مملکت به اینها سپرده بشه هر چه بگذرد بیشتر مردم را ناامید و اقتصاد را خراب و عملکرد خود را گردن نظام می اندازند و جمعیت بیشتری را جذب می کنند برای روزهای آشوب و اغتشاش برای براندازی اصلاح طلبها براندازهائی هستند که چون توان تغییر نظام را ندارند سعی می کنند در قدرت شرایط را آرام ارام برای براندازی فراهم کنند علت اصلی و دلیل این سخن هیچگاه اینها مطیع ولی امر و ولایت نبودند و همیشه در جهت تضعیف جایگاه رهبری و از بین بردن قداست آن کار کردند @BACHE_HEZBOLLAHi
18.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کانال 🎬 عاشورا، روز مقاومت محور مقاومت حُرّ می‌خواهد.. @BACHE_HEZBOLLAHi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
| تصویری کمتر دیده شده از امیران ارتش سرلشگر موسوی و دریادار سیاری در عزاداری دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش(ابتدای دهه۸۰) @BACHE_HEZBOLLAHi