eitaa logo
بچه حزب اللهی
5.9هزار دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
8.2هزار ویدیو
21 فایل
🌺بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 ⚜️کانال » بچه حِزبُ اللّٰهی 💛 فَإِنَّ حِزبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبونَ💛 خبر وتحلیل کم ولی خاص . سیاسی ونظامی . داخلی وخارجی . جبهه مقاومت. 🌹 ادمین: @Pirekharabat313 تبلیغات: @Amirshah315 لینک کانال: @BACHE_HEZBOLLAHI
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️تصاویری از نیرو های امنیتی حزب الله و صحبت های سید حسن نصرالله...
⭕️نهاد اطلاعاتی شیعیان به رهبری معصومین... 🔹️امام هادی(ع) تحت شديدترين تدابیر امنیتی بودند چرا که ایشان را به منطقه ای کاملا نظامی فرستاده بودند. بنابراین برای حفظ روابط تشکیلاتی با شیعیان بدون آنکه هویت آنان شناسایی شود یک سری اقدامات امنیتی و حفاظتی توسط شخص امام و اطرافیانش اعمال گردید. 🔹️هدف از حفظ این روابط تببین درست اسلام و جلوگیری از منحرف شدن دین و مبارزه با دشمنان بود. 🔹️ بنابراین راهبردهایی توسط امام اندیشیده شد و برای به انجام رسیدن این راهبردها نیازمند یک سری اقدامات امنیتی بود. 🔹️یکی از این اقدامات تشکیل سازمان وکالت هست، از شاخص های مهم این سازمان عبارتند از: ۱- تشکیلات وکالت به مثابه سازمان اطلاعاتی : 🔹️این سازمان یک نهاد رسمی بود و از ویژگی های برجسته ای برخوردار بود. 🔹️وکلای انتخاب شده نمایندگان امام بودند که شیعیان به راحتی بتوانند در هر منطقه ای به آن ها دسترسی داشته باشند. در این سازمان که ساختار تشکیلاتی داشت هر یک از اعضا اختیارات مشخصی داشتند و نحوه ی ارتباط گیری اعضا با هم نیز مشخص شده بود. 🔹️۲- فعالیت های مخفی و زیر زمینی تشکیلات : سازمان مخفی و زیر زمینی وکالت که التنظیم السری نام داشت.اصل کارش اجرای تقیه بود که باعث شد شرایطی ایجاد کند که رهبران و اعضای این سازمان بتوانند در اوج خفقان تشکیلات را سازماندهی کنند که دستگاه عباسی نتواند کوچک ترین نفوذی داشته باشد. 🔹️۳-ارتباط گیری با امام به روش های مستقیم و غیر مستقیم: سازمان وکالت با ایجاد شبکه ی ارتباطی مطمئن؛ ....
بچه حزب اللهی
⭕️نهاد اطلاعاتی شیعیان به رهبری معصومین... 🔹️امام هادی(ع) تحت شديدترين تدابیر امنیتی بودند چرا که ای
مطمئن؛ همچون رگ های بدن، تمامی قسمت های تحت پوشش این سـازمان را با قلب سازمان، یعنی رهبری، و نقاط دیگر مرتبط می ساخت و از راه های ارتـباطی قـابل اعتمادی برخوردار بود. 🔹️۴- یکی دیگر از راه های ارتباطی وکلا با امام نامه نگاری بود که نامه ها به دست افراد تعیین شده سازمان که پیک نام داشتند سپرده میشد. 🔹️از اقدامات اطلاعاتی دیگر امام هادی می‌تواند موارد زیر را نام برد. ۱-هدایت اطلاعاتی واپایش ، نظارت، کشف اشکالات از قبیل نحوه ارتباط گیری، گزارش دهی و میزان رعایت حفاظت بود . ۲-مدیریت اطلاعاتی امام گاهی عزل و نصب هایی در درون سازمان انجام می‌دادند . ۳- نظم اطلاعاتی عدم هرج و مرج در سازمان و تاکید بر ارتباطات مکتوب . ۴- واپایش و نظارت انتخاب وکلا زیر نظر مستقیم امام بود و بر فعالیت آنها نظارت میشد. 🔹️همه ی این اقدامات در جهت حفظ جان شیعیان و همچنین حفظ تشکیلات برای اینکه بتوانند به راحتی دین اسلام را آنگونه که صحیح هست به مردم نشان دهند و روش مبارزاتی خود راعلیه طاغوت اعمال‌ کنند. @BACHE_HEZBOLLAHi
بچه حزب اللهی
مطمئن؛ همچون رگ های بدن، تمامی قسمت های تحت پوشش این سـازمان را با قلب سازمان، یعنی رهبری، و نقاط دی
⭕️آقاخان چهارم امام ۴۹ ام فرقه اسماعلیه گویا مرده است. 🔹️این فرقه انحرافی در زمان ائمه شکل گرفت و از آنجایی که قبل تر شیعه بودند و با ساز‌و کار تشکیلات اطلاعاتی وکلا و عملیات های اطلاعاتی ائمه آشنا بودند، تمام این فن ها را علیه شیعه اجرا کردند. 🔹️آنها بعد تر به شوالیه های معبد پیوستند و اکنون یکی از بزرگ ترین لابی های فراماسونری جهان به دلیل داشتن رانت بزرگ و اقتصاد قوی هستند. 👈 پست ریپلی شده در مورد دستگاه اطلاعاتی ائمه میباشد که جزو جذاب ترین و کم یاب ترین مطالب موجود در حوزه اطلاعاتی است .. @BACHE_HEZBOLLAHi
📌امام صادق عليه‌السلام : ⚠️ آزاری که قائم (عجل الله فرجه) به هنگام قیام خویش، از جاهلان آخرالزمان می‌بیند، به‌ مراتب‌ سخت‌تر‌ است از آن همه آزار‌ که‌ پیامبر (صل الله علیه و آله) از‌ مردم جاهلیت دید. ⁉️راوی گفت: این چگونه می‌شود؟ 🔻امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد در حالی‌که آنها سنگ و صخره و چوب و تخته‌های‌ تراشیده (بت‌های‌ چوبی) را می‌پرستیدند، ولی قائم ما که قیام کند مردمان‌ همه‌ از کتاب خدا برای او دلیل می‌آورند و آیه‌های قرآن را تأویل و توجیه می‌کنند! 📚بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۶۲ @BACHE_HEZBOLLAHi
🔻دوستی خاله خرسه خبرنگار حامی وزیر اقتصاد کارسازی همتی برای مدیران کروز را لو داد/ بهنام صمدی: همتی از اول صبح تلفن به دست به دنبال برگزاری مجمع بود و در نهایت ایران خودرو به کروز رسید 🔹️اظهارات خبرنگار نزدیک به همتی بیانگر پشت پرده هایی از واگذاری غیرقانونی ایران خودرو به شرکت کروز بوده است. بهنام صمدی خبرنگار نزدیک به همتی نوشت: 🔹" برگزاری مجمع ایران خودرو یه حامی پشت پرده هم داشت: عبدالناصر همتی! از همون اول صبح، آقای همتی تلفنی پیگیر اوضاع مجمع بود و با تماس‌هایی که با نمایندگان بانک‌ها داشت، تاکید کرد که مجمع حتما باید برگزار بشه. و در نهایت، با پافشاری همین نماینده‌ها و شرکت کروز، این اتفاق تاریخی رقم خورد." 🔹اما مطلبی که این خبرنگار حامی همتی  ندانسته فاش کرده کارسازی وزیر اقتصاد برای مدیران شرکت کروز بوده که به فساد اقتصادی متهم بوده اند. 🔹واگذاری شبهه ناک ایران خودرو به عنوان یک سرمایه ملی که از پول نفت تمامی مردم ایران ارتزاق می کرده به یک شرکت خصوصی طبیعتا منافع قابل توجهی را نصیب مدیران جدید به ارمغان می آورد اما سوال این است وزیر اقتصاد به چه علت به دنبال برگزاری مجمعی بوده که مشخص بود  کروز برنده آن است؟ 🔹آیا وزیر اقتصاد حق دارد به نفع یک شرکت خصوصی از قدرت خود استفاده کند و آیا قوه قضاییه پیگیر این تخلف آشکار همتی می شود یا ترجیح می دهد نسبت به این موضوع هم بی تفاوت باشد؟ @BACHE_HEZBOLLAHi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👈تلفظ اشتباه واژه "قدس‌سره" برای امام خمینی توسط وزیر راه‌! خاک برسرت آقای پزشکیان با این وزیر بیسواد
⭕️کل طرح ترامپ برای غرب اسیا و چین و روس و کل دنیا با چند عدد موشک و پهپاد تیر غیب که به صنایع نفت عربستان، کویت ، امارات، قطر ، بخورد ، نیست می‌گردد، به سر صدای ترامپ توجه نکنید . 🔔غرب و آمریکا، در طی چهار قرن اخیر در ضعیف ترین موقعیت هژمونی خود قرار دارند ، و این نیست مگر بلحاظ تحقق آیه هفتم اسراء ، مبنی بر تضعیف غرب و سرکوب دوم بنی اسرائیل ✌️مقام معظم رهبری به کلیه اتفاقات و تحولات ایران و جهان اشراف دارد ،مشکلات به زمان جراحی برسد ، بدون بی هوشی ، آنرا جراحی خواهد کرد . 🖊حسین زاده @BACHE_HEZBOLLAHi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چهار نکته درباره توهم مذاکره! جهت یادآوری: دکتر ایزدی همونیه که تو نشست بررسی برجام در شورای راهبردی روابط خارجی ۲۳ روز قبل ازتصویب برجام در مجلس از ظریف پرسید که افرادی به نام ترامپ نامزد انتخابات امریکا هستند اگر انتخاب بشوند برجام را پاره خواهند کرد. ظریف هم با خنده‌ای تمسخرآمیز پاسخ داد: نمیتونه این کار رو بکنه آقای دکتر ایزدی من به شما اطمینان میدم . ترامپ تحریم‌ها رو برگردونه کیه توی دنیا اجرا بکنه؟ @BACHE_HEZBOLLAHi
24.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این کوران حوادث منه جامانده خود را گم کردم... گاهی بی اختیار دقایقی را به تصویر نائبت خیره میشم تا در آیینه روحش تورا ببینم آقا جان..ای آینه تمام نمای جمال و جلال خداوند روی زمین  تماشای این آینه ؛ همان پل صراط المستقیمی ست سوی عرش کبریایی حضرت حق و شمیشر زدن در راه  نائب تو حکم میانبری برای یافتن این پل! چقدر دقیق بود کلام حاج قاسم سلیمانی که میگفت والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد «دل نوشته از : امین جهانشاهی نسب» @BACHE_HEZBOLLAHi
بچه حزب اللهی
🌹:روایت دلدادگی قسمت ۱۱۳🎬: عبدالله کنار دست زنش نشست و با اشاره به فرنگیس گفت : زن ! این کیه؟! از ک
🌹:روایت دلدادگی قسمت ۱۱۵🎬: شور و شوقی عجیب در روستا در گرفته بود ، بوی آتش اجاق و جلز و ولز گوشتهایی که در دنبه تفت داده می شد تا آبگوشتی خوشمزه به بار آید ، تمام فضا را برداشته بود ، همه می دانستند که امشب میهمان سفره نذری ننه صغری هستند. زنان با تجربه ده هم ، یکی یکی بر بالین دخترک بی هوش حاضر می شدند و هر کس برای زودتر بهوش آمدن این دختر نظریه ای می داد . تمام صورت ننه صغری از شادی میدرخشید ، وقتی ننه صغری ،فرنگیس را به زنها نشان می داد و می گفت جمیله از چنگ از ما بهتران گریخته و خودش را به مادرش رسانده ، زنان ده که می دیدند این دخترک زیبا رو ، کسی غیر از جمیله است ، در دل ،ننه صغری را مسخره می کردند ولی در ظاهر، حرف او را تایید و به به و چه چه ،می زدند. برق طلاهای سر و دست فرنگیس ، النگو‌ و گردنبند و گوشواره و حتی زیر گلویی و حلقهٔ بینی او که نشان میداد شاید نوعروسی نگون بخت بوده و دست تقدیر او را به این کوره ده کشانده، چشمان هر بیننده ای را خیره می کرد. ننه صغری ، چند متکا پشت سر فرنگیس گذاشته بود و او را به حالت نشسته ،قرار داده بود و آرام آرام ، شربت گلاب و عسل ناب کوهی را به دهان این دخترک بیهوش می ریخت. وقت اذان مغرب بود ، بوی آبگوشتی که در فضا پیچیده بود ،نشان می داد که غذا حاضر است ، اما هنوز فرنگیس در عالم بی خبری و بیهوشی بود. ننه صغری که دلش نمی آمد ، حتی برای لحظه ای دخترش را تنها بگذارد. ظرف آبی خواست ، و همان جلوی درگاه اتاق ،وضو گرفت، سپس داخل آمد و همانطور که بین زنانی که چفت هم با فشار داخل اتاق نشسته بودند، چشم می گرداند گفت : من خوشحالم که همسایه های خوبی مثل شما دارم ، به گمانم آبگوشت حاضر است ، اگر می شود بروید و سهمتان را بگیرید و مرا با دخترم تنها بگذارید، قول می دهم هر وقت بهوش آمد ، خبرتان کنم‌. این حرف ننه صغری یعنی ، مرحمت زیاد و مشرف.. زنها یکی یکی از جا بر خواستند و همانطور که زیر چشمی فرنگیس را می پاییدند از اتاق بیرون رفتند. و در پشت درب اتاق ، نیشخنده های فرو خورده شان را رها می کردند و پشت سر ننه صغری برای خود لطیفه ها می گفتند و بعضی ها غبطه می خوردند که چرا این دخترک پری رو که سرتا پایش را طلا پوشانیده ، جلوی راه آنها قرار نگرفت.. اتاق خلوت شد، ننه صغری ماند و فرنگیس...پیرزن درب اتاق را بست، چادر سفید گل گلی اش را بر سر انداخت و کنار بستر فرنگیس رو به قبله نشست، جانمازش را باز کرد و مشغول خواندن نماز شد‌ ننه صغری در کل ،انسان با ایمانی بود و هیچ وقت از نمازش غافل نمی شد و شاید برای همین بود که دوباره بعد از آن داغ کمرشکن، خداوند به او لطف کرده بود و انگار دخترش را به او برگردانده بود. نماز تمام شد و ننه صغری به سجده شکر رفته بود که حس کرد صدای ضعیفی از کنارش می آید... 🌹💠🌹💠🌹💠🌹💠 روایت دلدادگی قسمت۱۱۶🎬: ننه صغری سر از سجده برداشت و ناباورانه چشمان درشت و زیبای فرنگیس را که خیره به تیرهای چوبی سقف بود نگاه کرد و ذوق زنان ، جلوتر خزید و نزدیک فرنگیس نشست با دستانش قرص صورت او را به طرف خود گردانید و همانطور که صورتش را بوسه باران می کرد گفت: الهی قربون این رخسار قشنگت بشم مادر ، چی میگی عزیز دلم؟! فرنگیس با نگاهی غریب چهره پیرزن را نگاه انداخت و گفت :من...من کجا هستم؟شما...شما...کیستید؟ اصلا من کیستم؟! ننه صغری لیوانی که تا نیمه شربت داشت را به لبان فرنگیس نزدیک کرد و گفت : منم مادر، ننه صغری نمی شناسی؟ اینجا هم خانهٔ خودمان است، تو هم دختر خودم جمیله هستی... فرنگیس که انگار گیج بود ، خیره به چهره پیرزن شد و گفت : من...من چیزی را به یاد نمی آورم...چه اتفاقی افتاده؟! ننه صغری که ذوق زده بود ، بوسه ای دیگر از گونهٔ فرنگیس که حالا در اثر گرمای اتاق ،گل انداخته بود، گرفت و گفت : حق داری مادری به یاد نیاوری...اما من خوب می دانم که دخترم هستی ،خودم از رودخانه گرفتمت ، تو از چنگ از ما بهتران گریختی ، نگاه به سر و دستت کن ، چقدر زر و زیور به پات ریختند ، حکمن می خواستند پیش خودشان ،ماندگارت کنن ، اما تو ...تو ...ما را فراموش نکردی و بالاخره خودت را به ما رساندی‌... فرنگیس که احساس دردی شدید در سرش می کرد و هر چه به مغزش فشار می آورد هیچ چیز از گذشته اش را به خاطر نداشت ، دستانش را به سمت سرش برد و گفت : درد...درد دارم‌.. ننه صغری هراسان از جا برخواست و گفت : الهی قربان این سخن گفتن شیرینت بشم ، الان میرم برات جوشونده درست می کنم و با این حرف از جا برخواست و به سمت درب رفت تا از اتاق کناری داروهای گیاهی را بیاورد و خبر به هوش آمدن دخترش را به همه بدهد و فرنگیس را در دنیایی مبهم ،تنها گذاشت... ادامه دارد‌.... 📝به قلم :ط_حسینی 🌹💠🌹💠🌹💠🌹💠 @BACHE_HEZBOLLAHi