💠لذيذترين و خبيث ترين عضو حيوان
🌸لقمان، برده اى حبشى و نجّار بود. مولايش بدو گفت: گوسفندى را برايم سر ببر.
گوسفندى را برايش سر بريد. آنگاه، گفت: لذيذترين دو عضو آن را برايم بياور!
لقمان، زبان و دل آن را برايش آورد.
مولا گفت: آيا در آن، چيزى لذيذتر از اين دو هست؟
لقمان گفت: «نه». آنگاه، ساكت شد.
بار ديگر، مولا گفت: گوسفندى را برايم سر ببر.
لقمان، گوسفندى برايش سر بريد. گفت: خبيث ترين دو عضو آن را دور بيندازد. لقمان، زبان و دل را دور انداخت. مولايش گفت: به تو گفتم: لذيذترينِ آن را برايم بياور، تو زبان و دل را آوردى. سپس گفتم: خبيثترينِ آن را دور بينداز، باز تو زبان و دل را دور انداختى!
لقمان گفت: «هيچ چيزى لذيذتر از آن دو نيست؛ هنگامى كه سالم باشند، و هيچ چيزى خبيث تر از آن دو نيست؛ هنگامى كه فاسد باشند.
✍المصنف لابن أبي شيبة: جلد 8 ص 122
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ببینید :
👑 دروغ های محمدرضا پهلوی...!؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEAbLRT9deqJ4v5sMQ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ببینید :
✔️ این عمار....!؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEAbLRT9deqJ4v5sMQ
💠امام خمینی رحمت الله علیه :
✔️این ملت ما هستند الان صدای شان اینجا بلند است این ملتی که الان دارند فریاد می زنند #مرگ_بر_آمریکا مقصودشان کارتر است ، ملت آمریکا که به ما کاری نکرده ملت آمریکا اگر بفهمد مطلب را اگر بفهمد ، اگر بفهمد مطلب را ملت آمریکا به حسب وجدان انسانیش با ما موافق است این هایی که مخالفت می کنند این ها از وجدان انسانی بیرونند.
✍صحیفه نور، جلد ۱۱، صفحه ۹
📚 بخوانید :
❤️ کار بزرگی انجام دادید...
https://t.me/joinchat/AAAAAEAbLRT9deqJ4v5sMQ
✔️ غريب نوازي ثامن الحجج
💠مرحوم نوري نقل مي كند كه شيخ علي نامي كه از مردان شايسته و پارسا بود در معيّت حاج شيخ مهدي نجفي عازم زيارت آقا علي بن موسي الرضا عليه السلام مي شود . شيخ علي كه كفيل خدمت و امين خرج شيخ مهدي و از ملازمان او بود مي گويد :
ما از شهر بغداد خارج شديم . من بيش از نيم درهم با خود نداشتم . وقتي وارد مشهد شديم و مدّت زماني در آنجا مانديم چيزي براي خرجي ما باقي نماند و كسي را هم نمي شناختيم كه از او پولي بعنوان قرض بگيريم . به همراهاني كه مهمان شيخ مهدي بودند گفتم : امشب چيزي براي خوردن نيست . آنها هم هر كدام از پي كار خود رفتند .
ما وارد روضه مطهّر امام هشتم عليه السلام شديم و نماز خوانديم و زيارت كرديم . ديدم يك نفر پهلوي شيخ مهدي ايستاده و شيخ هم دست به دعا برداشته است . آن مرد كيسه اي در ميان دست شيخ گذاشت . شيخ اشاره كرد كه شايد اشتباهي كيسه را در دست وي گذاشته است .
امّا آن مرد رو به شيخ نمود و گفت :
اَما عَلِمتَ اِنَّ لِكُلِّ اِمامَ مَظهَر و اِنَّ الاِمام عَليِّ بنِ موسَي الرّضا عليه السلام مُتَكَفِّل لِاَحوالِ الغُرباء :
مگر نمي داني براي هر امامي مظهري است ؟ و براستي امام رضا عليه السلام كفيل حال غريبان است ! آنگاه اشاره به كيسه نمود وگفت : اين از جانب امام رضا عليه السلام است . بعد هم رفت .
مهدي شگفت زده شد . آنگاه به من نگاهي كرد وگفت : بيا كيسه را بگير . من كيسه را از دست شيخ گرفتم ، به بازار رفتم براي مهمانان ، غذا و ميوه خريداري كردم . مهمانان وقتي طعامها را ديدند گفتند : تو كه سر شب ما را نااميد كردي . اكنون مي بينيم غذاي ما از هز شب بهتر و بيشتر است . داستان شيخ و مردي كه كيسه اهدايي را داده بود را براي آنها بازگو نمودم . در ميان كيسه سيصد اشرفي بود .
✍دارالسّلام نوري . جلد 2 ، ص 258