✔️قاعده دفع ضرر محتمل، آخرین راه، برای هدایت کافران
💠خداى متعال در آیه ۵۲ سوره «فصّلت» اصل عقلى معروف «دفع ضرر محتمل» را با بیانى روشن براى افراد لجوج تشریح مى کند، خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده، مى فرماید: (به آنها بگو! به من خبر دهید! اگر این قرآن از سوى خداوند یگانه یکتا باشد [و حساب و جزا و بهشت و دوزخى در کار باشد] و شما به آن کافر شوید، چه کسى گمراه تر خواهد بود از آن کس که در مخالفت، شدیدى قرار دارد؟!)؛ «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کانَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقاق بَعِید». (۱)
البته، این گفتار، در مورد کسانى است که هیچ دلیل منطقى در آنها کارگر نیست، در حقیقت آخرین سخنى است که به اشخاص لجوج و مغرور و متعصب گفته مى شود، و آن این که: اگر شما حقانیت قرآن و توحید و وجود عالم پس از مرگ را صددرصد، نپذیرید، مسلماً دلیل بر نفى آن نیز ندارید، بنابراین، این احتمال باقى است که دعوت قرآن و مسأله معاد واقعیت داشته باشد، آنگاه فکر کنید چه سرنوشت تاریک و وحشتناکى خواهید داشت با این گمراهى و مخالفت شدید و موضع گیرى در برابر این مکتب الهى.
این همان سخنى است که ائمه دین(علیهم السلام)، در برابر افراد لجوج در آخرین مرحله، مطرح مى کردند چنان که در حدیثى که در کتاب «کافى» آمده، مى خوانیم: امام صادق(علیه السلام) با «ابن ابى العوجاء»، مادى و ملحد عصر خود، سخنان بسیارى داشت، آخرین مرحله که او را در «مراسم حج» ملاقات کرد، بعضى از یاران امام عرض کردند، مثل این که «ابن ابى العوجاء» مسلمان شده؟! امام فرمود: او از این کوردل تر است، هرگز مسلمان نخواهد شد، هنگامى که چشمش به امام صادق(علیه السلام) افتاد گفت: اى آقا و بزرگ من!
امام فرمود: «ما جاءَ بِکَ إِلى هذَا الْمَوْضِع»؛ (تو اینجا براى چه آمده اى؟!)
عرض کرد: «عادَةُ الْجَسَدِ، وَ سُنَّةُ الْبَلَدِ، وَ لْنَنْظُرَ مَا النّاسُ فِیْهِ مِنَ الْجُنُونُ وَ الْحَلْقِ وَ رَمْىِ الْحِجارَةِ»؛ (براى این که هم جسم ما عادت کرده، هم سنت محیط اقتضاء مى کند، ضمناً نمونه هائى از کارهاى جنون آمیز مردم، و سر تراشیدن ها، و سنگ انداختن ها را تماشا کنم!)
امام فرمود: «أَنْتَ بَعْدُ عَلى عُتُوِّکَ وَ ضَلالِکَ، یا عَبْدَالْکَرِیْمِ»؛ (تو هنوز بر سرکشى و گمراهى خود باقى هستى، اى عبد الکریم!). (۲)
او خواست شروع به سخن کند، امام فرمود: «لاجِدالَ فِى الْحَجِّ»؛ (در حج جاى مجادله نیست) و عباى خود را از دست او کشید، و این جمله را فرمود: «إِنْ یَکُنِ الْأَمْرُ کَما تَقُولُ ـ وَ لَیْسَ کَما تَقُولُ ـ نَجَوْنا وَ نَجَوْتَ ، وَ إِنْ یَکُنِ الْأَمْرُ کَما نَقُول ـ وَ هُوَ کَما نَقُولُ ـ نَجَوْنا وَ هَلَکْتَ»؛ (اگر مطلب این باشد که تو مى گوئى [خدا و قیامتى در کار نباشد] ـ که مسلماً چنین نیست ـ، هم ما اهل نجاتیم و هم تو، ولى اگر مطلب این باشد که ما مى گوئیم، ـ و حق نیز همین است ـ، ما اهل نجات خواهیم بود و تو هلاک مى شوى).
«ابن ابى العوجاء» رو به همراهانش کرد و گفت: «وَجَدْتُ فِى قَلْبِی حَزازَةً فَرُدُّونِی، فَرَدُّوهُ فَماتَ»؛ (در درون قلبم دردى احساس کردم، مرا بازگردانید، او را بازگرداندند و به زودى از دنیا رفت!). (۳)، (۴)
✍پی نوشت :
(۱). «أَرَأَیْتُمْ» معمولًا آن را به معنى «أَخْبِرُونِى»؛ (به من خبر دهید) تفسیر مى کنند؛ بحث مشروحى در این زمینه در تفسیر نمونه، جلد ۵، صفحه ۲۳۱ آمده است.
(۲). «عبدالکریم» اسم اصلى «ابن ابى العوجاء» بود، و چون او منکر خدا بود امام علیه السلام مخصوصاً او را به این نام صدا مى زد تا شرمنده شود.
(۳). «اصول کافى»، جلد ۱، صفحه ۷۸ (کتاب التوحید، باب حدوث العالم).
(۴). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج ۲۰، ص ۳۴۶.
✔️قاعده دفع ضرر محتمل، آخرین راه، برای هدایت کافران
💠خداى متعال در آیه ۵۲ سوره «فصّلت» اصل عقلى معروف «دفع ضرر محتمل» را با بیانى روشن براى افراد لجوج تشریح مى کند، خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) کرده، مى فرماید: (به آنها بگو! به من خبر دهید! اگر این قرآن از سوى خداوند یگانه یکتا باشد [و حساب و جزا و بهشت و دوزخى در کار باشد] و شما به آن کافر شوید، چه کسى گمراه تر خواهد بود از آن کس که در مخالفت، شدیدى قرار دارد؟!)؛ «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کانَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقاق بَعِید». (۱)
البته، این گفتار، در مورد کسانى است که هیچ دلیل منطقى در آنها کارگر نیست، در حقیقت آخرین سخنى است که به اشخاص لجوج و مغرور و متعصب گفته مى شود، و آن این که: اگر شما حقانیت قرآن و توحید و وجود عالم پس از مرگ را صددرصد، نپذیرید، مسلماً دلیل بر نفى آن نیز ندارید، بنابراین، این احتمال باقى است که دعوت قرآن و مسأله معاد واقعیت داشته باشد، آنگاه فکر کنید چه سرنوشت تاریک و وحشتناکى خواهید داشت با این گمراهى و مخالفت شدید و موضع گیرى در برابر این مکتب الهى.
این همان سخنى است که ائمه دین(علیهم السلام)، در برابر افراد لجوج در آخرین مرحله، مطرح مى کردند چنان که در حدیثى که در کتاب «کافى» آمده، مى خوانیم: امام صادق(علیه السلام) با «ابن ابى العوجاء»، مادى و ملحد عصر خود، سخنان بسیارى داشت، آخرین مرحله که او را در «مراسم حج» ملاقات کرد، بعضى از یاران امام عرض کردند، مثل این که «ابن ابى العوجاء» مسلمان شده؟! امام فرمود: او از این کوردل تر است، هرگز مسلمان نخواهد شد، هنگامى که چشمش به امام صادق(علیه السلام) افتاد گفت: اى آقا و بزرگ من!
امام فرمود: «ما جاءَ بِکَ إِلى هذَا الْمَوْضِع»؛ (تو اینجا براى چه آمده اى؟!)
عرض کرد: «عادَةُ الْجَسَدِ، وَ سُنَّةُ الْبَلَدِ، وَ لْنَنْظُرَ مَا النّاسُ فِیْهِ مِنَ الْجُنُونُ وَ الْحَلْقِ وَ رَمْىِ الْحِجارَةِ»؛ (براى این که هم جسم ما عادت کرده، هم سنت محیط اقتضاء مى کند، ضمناً نمونه هائى از کارهاى جنون آمیز مردم، و سر تراشیدن ها، و سنگ انداختن ها را تماشا کنم!)
امام فرمود: «أَنْتَ بَعْدُ عَلى عُتُوِّکَ وَ ضَلالِکَ، یا عَبْدَالْکَرِیْمِ»؛ (تو هنوز بر سرکشى و گمراهى خود باقى هستى، اى عبد الکریم!). (۲)
او خواست شروع به سخن کند، امام فرمود: «لاجِدالَ فِى الْحَجِّ»؛ (در حج جاى مجادله نیست) و عباى خود را از دست او کشید، و این جمله را فرمود: «إِنْ یَکُنِ الْأَمْرُ کَما تَقُولُ ـ وَ لَیْسَ کَما تَقُولُ ـ نَجَوْنا وَ نَجَوْتَ ، وَ إِنْ یَکُنِ الْأَمْرُ کَما نَقُول ـ وَ هُوَ کَما نَقُولُ ـ نَجَوْنا وَ هَلَکْتَ»؛ (اگر مطلب این باشد که تو مى گوئى [خدا و قیامتى در کار نباشد] ـ که مسلماً چنین نیست ـ، هم ما اهل نجاتیم و هم تو، ولى اگر مطلب این باشد که ما مى گوئیم، ـ و حق نیز همین است ـ، ما اهل نجات خواهیم بود و تو هلاک مى شوى).
«ابن ابى العوجاء» رو به همراهانش کرد و گفت: «وَجَدْتُ فِى قَلْبِی حَزازَةً فَرُدُّونِی، فَرَدُّوهُ فَماتَ»؛ (در درون قلبم دردى احساس کردم، مرا بازگردانید، او را بازگرداندند و به زودى از دنیا رفت!). (۳)، (۴)
✍پی نوشت :
(۱). «أَرَأَیْتُمْ» معمولًا آن را به معنى «أَخْبِرُونِى»؛ (به من خبر دهید) تفسیر مى کنند؛ بحث مشروحى در این زمینه در تفسیر نمونه، جلد ۵، صفحه ۲۳۱ آمده است.
(۲). «عبدالکریم» اسم اصلى «ابن ابى العوجاء» بود، و چون او منکر خدا بود امام علیه السلام مخصوصاً او را به این نام صدا مى زد تا شرمنده شود.
(۳). «اصول کافى»، جلد ۱، صفحه ۷۸ (کتاب التوحید، باب حدوث العالم).
(۴). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج ۲۰، ص ۳۴۶.
#تلنگر 👌
💗احترام به قانون در هر جا و هر حالتی💗
🔶🔷استاد زبانمان بود می گفت یکی از شاگردهای کلاسم برای گرفتن تابعیت به یکی از کشورهای آسیای شرقی سفر کرده بود.
در آنجا بعد از رویت مدارک و انجام مراحل اداری مصاحبه ای هم بصورت حضوری با او ترتیب داده بودند.
در این مصاحبه یکی از سوالات این بود که آیا شما در کشورتان #سوء_سابقه ای هم داشته اید؟
تا حال برای موردی بازداشت یا مثلا سابقه #کیفری داشته اید؟
💢پاسخ این خانم منفی بود، اما اشاره کرده بود که فقط چندبار وی را به بهانه بی حجابی #بازداشت کرده اند و بعد گفته بود که این هم چیز مهمی نیست چون در کشور شما حجاب اجباری نیست وگرنه من هیچ سابقه سوء رفتار خاصی ندارم که با موازین و #قوانین کشور شما همخوانی نداشته باشد!
👈اما واکنش طرف مصاحبه هم جالب توجه بود. چرا که به آن خانم گفته بود با موازین کشور ما ندارد با موازین کشور شما که دارد!👉
💢آن طرف مصاحبه کننده از پذیرش تقاضای #تابعیت آن خانم سر باز زده بود و گفته بود:👇👌
🔸مهم این نیست که قوانین کشور شما با قوانین سایر کشورها تفاوت دارد،👈 این هم مهم نیست که شما به عنوان یک شخص چقدر قوانین کشورتان را قبول دارید،#مهم این است که وقتی #قانونی در کشوری وضع شد همه به آن قانون #احترام بگذارند و حدود و ثغور آن را رعایت کنند که شما این کار را نکرده اید و ما متاسفیم که نمی توانیم با تقاضای شما برای تابعیت موافقت کنیم!
❌ #قانون_مدار_باشیم ❌
http://eitaa.com/joinchat/1366032390C8fbb147e93
6.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید : ( برادرانه )
❓کرامت یا اهانت انسان...!؟
✔️ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ : ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم. (اسراء/70)
https://t.me/joinchat/AAAAAEAbLRT9deqJ4v5sMQ
✔️قصاص مرد در برابر زن
💠منظور از عدم قصاص مرد در برابر قتل زن، قصاص بدون قید و شرط است، ولى با پرداخت نصف دیه، کشتن او جایز است.
و لازم به توضیح نیست که پرداخت مبلغ مزبور براى اجراى قصاص، نه به خاطر این است که زن از مرتبه انسانیت دورتر است و یا خون او کمرنگ تر از خون مرد است، این توهمى است کاملاً بى جا و غیر منطقى که شاید لفظ و تعبیر «خون بها» ریشه این توهم شده است، پرداخت نصف دیه [که به افراد تحت تکفل او پرداخت می شود و نفعی برای قاتل که قرار است قصاص شود ندارد] تنها به خاطر جبران خسارتى است که از قصاص مرد متوجه خانواده او مى شود (دقت کنید). توضیح این که: مردان غالباً در خان3واده عضو مؤثر اقتصادى هستند و مخارج خانواده را متحمل مى شوند و با فعالیت هاى اقتصادى خود چرخ زندگى خانواده را به گردش در مى آورند، بنابراین تفاوت میان از بین رفتن «مرد» و «زن» از نظر اقتصادى و جنبه هاى مالى بر کسى پوشیده نیست که اگر این تفاوت مراعات نشود، خسارت بى دلیلى به بازماندگان مرد مقتول و فرزندان بى گناه او وارد مى شود، لذا اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ در مورد قصاص مرد، رعایت حقوق همه افراد را کرده و از این خلاء اقتصادى و ضربه نابخشودنى، که به یک خانواده مى خورد جلوگیرى نموده است.
اسلام هرگز اجازه نمى دهد به بهانه لفظ «تساوى»، حقوقِ افرادِ دیگرى مانند فرزندان شخصى که مورد قصاص قرار گرفته پایمال گردد. البته ممکن است زنانى براى خانواده خود، نان آورتر از مردان باشند، ولى مى دانیم احکام و قوانین بر محور افراد دور نمى زند بلکه کل مردان را با کل زنان باید سنجید.(۱)
✍پی نوشت :
(۱). گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ پنجاه و پنجم، ج ۱، ص ۶۸۹.
📚بخوانید : پنج شنبه ها . خاطراتی از شهدا
❤️ دختر یا پسر...!؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEAbLRT9deqJ4v5sMQ
👇👇
❤️دختر یا پسر؟
💠بعد از چند ماه انتظار می خواستم خبرِ پدر شدنشو بدم اما وقتی از منطقه اومد فوراً رفت سراغ کارهای لشکر و اعزام نیروها. شب خسته و کوفته اومد و رفت استراحت کنه ولی خیلی تو فکر بود. گفتم: «محمود تو فکر چی هستی؟» گفت: «تو فکر بچه ها» خوشحال شدم و گفتم: «تو فکر بچه ها؟ کدوم بچه ها؟ هنوز که بچه ای در کار نیست!» گفت: «ای بابا بچه های لشکرو می گم».
انگار آب سرد ریخته باشند رو بدنم. با ناراحتی رفتم خوابیدم و آروم آروم گریه کردم.
- فاطمه خوابیدی؟
- دارم می خوابم.
- چرا امشب اینقد ساکتی؟
- چی بگم؟
- مثلاً بگو دختر دوست داری یا پسر؟
خودمو جمع و جور کردم و جوابشو دادم. اون هم نظرشو گفت. اون شب کلّی باهام حرف زد. تا خیالش ازم راحت نشد نخوابید.
🌹شهید محمود کاوه
✍رد خون روی برف، صفحه4
✔️مقام معظم رهبری :
زن هم در کشاکش زندگی زنانه خود، با بحران ها و با تلاطم هایی مواجه می شود. چه در محیط بیرون از خانه مشغول تلاش و فعالیت و کارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و... باشد یا در داخل خانه مشغول باشد که زحمت و اهمیتش کمتر از کار بیرون نیست. حالا زن در این کشاکش به تلاطم هایی برخورد می کند و چون روح او ظریف تر است، بیشتر به آرامش، به آسایش، به تکیه کردن به یک شخص مطمئن احتیاج دارد. او کیست؟ او شوهر است.
✍مطلع عشق، صفحه 28
✳️فهرست وظائف عمده و اصلی یک مدیر
✔️بطور کلّى مى توان گفت که یک مدیر، ده وظیفه عمده و اصلى دارد که فهرست وار از این قرار است:
۱. تصمیم گیرى.
۲. برنامه ریزى.
۳. سازماندهى.
۴. هماهنگى و کنترل.
۵. ایجاد انگیزه و ابتکار.
۶. چاره جوئى و پیشگیرى.
۷. بررسى و ارزیابى عوامل پیروزى و ناکامى.
۸. جمع آورى اطّلاعات و آمار لازم.
۹. جذب نیروهاى صالح.
۱۰. تشویق و توبیخ.(۱)
✍پی نوشت :(۱). گرد آوری از کتاب: مدیریت و فرماندهى در اسلام، مکارم شیرازى، ناصر، نسل جوان، قم، ۱۳۸۹ شمسی، چاپ: دوازدهم، ص ۴۳.
💠پيامبر صلي الله عليه و آله :
يَجِبُ عَلَى الرَّجُلِ لاِمْرَأَتِهِ ما يَجِبُ لَهُ عَلَيْها، اَن يَتَزَيَّنَ لَها كَما تَتَزَيَّنُ لَهُفى غَيرِ مَأثَمٍ ؛
همان حقوقى كه لازم است مرد در رابطه با همسر خود رعايت كند، بر زن نيز لازم است اين كه شوهر، خود را براى همسر خويش آراسته كند؛ همان گونه كه زن، خود را درغير گناه براى همسر خويش آراسته مى كند.
الفردوس ، ج 5، ص 521 ، ح 8953