eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
21.5هزار دنبال‌کننده
536 عکس
543 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
به نام دوست گشاییــم دفتر دل را به فر عشــق فروزان کنیـم محفــل را به نام خـدای حسابگر،حسابساز حسابــرس وحسابــدار زمیـن و آســمان 💕 بسم الله الرحمن الرحیم ✨الهـــی به امیــــد تـــو 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی جالبه👆👆 🍀جوانی از پیر مردی پرسید راز لذت بردن از زندگی و دستیابی به خوشبختی و موفقیت چیست؟ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
💫حکایت های زیبا و آموزنده روزی در کوهستان‌های بلند و پوشیده از برف، یک عقاب کوچک زندگی می‌کرد. لانه‌اش در قله‌ای بود که فقط بادهای سرد و برف به آن می‌رسید. مادر عقاب همیشه به او می‌گفت: «تو روزی پادشاه آسمان‌ها خواهی شد، اما باید یاد بگیری که بر ترس‌هایت غلبه کنی.» *عقاب کوچک اما همیشه از پرواز می‌ترسید. از آن بالا نگاه می‌کرد و با خود می‌گفت: «اگر بیفتم چه؟ اگر بال‌هایم شکست چه؟» مادرش لبخند می‌زد و می‌گفت: «اگر نپری، هیچ‌وقت نمی‌فهمی که بال‌هایت برای فتح آسمان ساخته شده‌اند.» یک روز طوفانی شد. باد شدیدی وزید و لانه‌ی کوچک او را لرزاند. مادرش گفت: «الان زمان آن است که شجاعتت را نشان دهی. پرواز کن، عقاب کوچک، یا در این طوفان می‌مانی!» عقاب کوچک ترسیده بود، اما دیگر راهی نداشت. او بال‌هایش را باز کرد، نفس عمیقی کشید و از لانه پرید. لحظه‌ی اول سقوط کرد و قلبش تند تند می‌زد. باد او را به این سو و آن سو می‌برد، اما کم‌کم یاد گرفت که بال‌هایش را حرکت دهد. ناگهان فهمید که چیزی او را بالا می‌برد: قدرت بال‌های خودش! باد دیگر دشمنش نبود؛ بلکه او را یاری می‌کرد.* *عقاب کوچک آن‌قدر پرواز کرد تا به اوج آسمان رسید. جایی که همیشه از آن می‌ترسید، حالا خانه‌اش شده بود. از بالا به کوهستان نگاه کرد و با خود گفت: «اگر نمی‌پریدم، هیچ‌وقت نمی‌فهمیدم که می‌توانم این‌قدر بلند پرواز کنم.»* *این داستان توست. شاید الان در لبه‌ی پرتگاه زندگی باشی، ترسیده از اینکه اگر حرکت کنی چه خواهد شد. اما به یاد داشته باش، بال‌هایی داری که هنوز قدرت واقعی‌شان را نشناخته‌ای. برای پرواز، فقط کافی است جرات کنی و بپری! 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
هدایت شده از کانال هواداران دکتر انوشه
خواهر شوهرم زن زیبایی بود که بعد از جدایی از همسرش اومد خونه ما بمونه روزای اول همه چی عادی بود افسردگی بعد طلاق و توجه های زیاد همسرم به خواهرش ....اما روز ب روز توجه اش به خواهرش بیشتر می‌شد حتی بعضی شبا بدون من میرفتن بیرون بعد از مدتی همسرم وام گرفت برا خواهرش خونه جدا گرفت اولش خوشحال شدم که رفت ولی همسرم خیلی از شب ها میرفت خونه خواهرش همونجا هم میموند به رفتارهای همسرم شک کردم تصمیم گرفتم سر از رفتارهای عجیبش در بیارم تا اینکه . . . . . تا اینکه 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1507525471C2a23233a0c حتما بخونید خیلی جالبه👌
هدایت شده از کانال هواداران دکتر انوشه
💔آغوش سرد بعد از طلاق 🖤 برگه طلاق را امضا کردیم و طلاق انجام شد دیگه تحمل زندگی با یک زن سرطانی رو نداشتم. وقتی خواستیم از دفتر طلاق خارج بشیم نسرین یهو اومد جلو بدون مقدمه گفت منو در آغوش بگیر… من گیج شده بودم! نمیدونم هدفش چی بود چون از هم جدا شده بودیم دیگه محرم نبودیم ولی رفتم جلو ازش علت درخواستش رو پرسیدم! گفت تحملشو داری؟ گفتم آره بگو... ⛔️ ادامه داستان بزن رو لینک ... https://eitaa.com/joinchat/3545235789C4c623726db
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- در حقم نصیحتی بفرمایین! + زندگی همینه! بخور، بخواب، بگرد، کیف کن... دنیا همینه. سلامتی و دل خوش میخواد، فقط. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤍🌼 ببخش و بگذر... چونکه بزرگ ترین هدیه ی گذشت، آرامشه... 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
داستان شنیدنی ازعشق مادربه فرزند پسره به مادرش گفت با اين قيافه ترسناكت چرا اومدی مدرسه؟ مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نميخواستم گرسنه بمونی.پسر گفت ای كاش نمیومدی تا باعث خجالت و شرمندگي من نشی...      همیشه از چهره مادرش با یک چشم خجالت میکشید. چندسال بعد پسر در 1شهر ديگه دانشگاه قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج كرد و  بچه دار شد. خبر به گوش مادر رسيد .مادر گفت بیا تا عروس و نوه هامو ببینم.اما پسر میترسید که زنش و بچش از ديدن پیرزن یه چشم بترسن..  چند سال بعد به پسره خبر دادن مادرت مرده... وقتی رسید مادر رو دفن کرده بودن و فقط 1 يادداشت از طرف مادرش واسش مونده بود : پسره عزيزم وقتی 6سالت بود تو 1تصادف 1چشمتو از دست دادی،اون موقع من 26سالم بود و در اوج زیبایی بودم و  بعنوان 1مادر نميتونستم ببينم پسرم 1چشمشو از دست داده واسه همين 1چشممو به پاره تنم دادم،تا مبادا بعدا با ناراحتی زندگی كنی پسرم .مواظب چشم مادرت باش ..          اشك در چشمهای پسر جمع شد..  ولی چه دیر... 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
📌تخته سنگ در زمان‌های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی‌تفاوت از کنار تخته سنگ می‌گذشتند؛ بسیاری هم غر می‌زدند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه‌ای است و... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی‌داشت. نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه‌ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه‌های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود: هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
انسان دو دهان دارد: یکی گوش که دهان روح است و دیگر دهان که دهان تن او است. این دو دهان خیلی محترم‌اند. انسان باید خیلی مواظب آن‌ها باشد. یعنی باید صادرات و واردات این دهنها را خیلی مراقب باشد. آن‌هایی که هرزه خوراک می‌شوند، هرزه‌کار می‌گردند. کسانی که هرزه‌شنو می‌شوند، هرزه‌گو می‌گردند. وقتی واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف می‌شود. یعنی قلم او هرزه و نوشته‌هایش زهرآگین خواهد شد. امیرالمؤمنین, فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بی‌نیاز نیست و آب‌ها گوناگون‌اند. هر آبی که پاک است، نبات آن هم پاک و میوه‌اش شیرین خواهد بود؛ و هر آبی که پلید است، نبات آن هم پلید و میوه‌اش تلخ است خودِ عمل، حاکی است که از چه آبی روییده شده است. ✍🏻آیت الله حسن زاده مجموعه مقالات، ص 121-122 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
🌱🌱🌱 یک روزهایی می‌رسند که پشت هم گرفتاری می آید که هر چه به این در و آن در میزنی گشایشی سراغت نمی‌آید گره‌ها سفت‌تر می‌شوند و تو ناامیدتر اما در لحظه آخر به خودت می‌آیی و خودت را از همه‌وقت به خدا نزدیکـتر می‌بینی گره‌ها در دستان خداست و او می‌خواهد تا تو دستانت را در دستانش بگذاری و باهم بچرخانید، قفل این درهای بسته زندگیت را و اینجاست که نور ایمان زندگی‌ات را روشنی می‌بخشد ا🌱للَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ﺧﺪﺍ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ; ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﻜﻲ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻧﻮﺭِ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ . 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding
در این شب زیبـا از پروردگار مهربان میخواهم فاصله نباشد میان شما و تمام احساس های خوبتون شما باشید و عشق باشد و یک دنیا سلامتی و شـادی و امضای خدا پای تمام آرزوهاتون زندگیتون پر از یاد خــدا ‌‌‌‌‌‌‌‌🌸 شب زیباتون بخیر و خوشی ✨ در آرامش بخوابید 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding