🌧️ حکایت پند: راز سنگی که صبور شد
سنگی بزرگ و خشن در دامنه کوهی زندگی میکرد و همیشه از ظاهر و سرنوشت خود ناراضی بود. او با خود فکر میکرد که هیچ زیبایی یا فایدهای ندارد و نمیتواند مانند گلها باعث شادی و لذت دیگران شود. روزی باران شدیدی شروع به باریدن کرد و قطرههای باران پیوسته به سنگ برخورد کردند. سنگ که از این وضعیت خسته شده بود، از باران پرسید چرا او را آزار میدهد.
باران با مهربانی پاسخ داد که هدفش آزار دادن نیست، بلکه میخواهد به او کمک کند تا تغییر کند و ارزش واقعی خود را پیدا کند. روزها و شبها باران بر سنگ بارید و به مرور زمان لبههای تیز و خشن آن را نرم و صیقلی کرد. سپس بذری که در یکی از شکافهای سنگ قرار گرفته بود، با کمک آب باران رشد کرد و به گل یاسمن زیبایی تبدیل شد.
وقتی گل شکفت و عطرش در سراسر دامنه کوه پخش شد، سنگ فهمید که سختیها و فشارهایی که تحمل کرده بیهوده نبودهاند. او دریافته بود که همان دشواریها باعث شدهاند تا زمینه رشد و شکوفایی یک زندگی زیبا را فراهم کند.
پند داستان:
مشکلات و سختیهای زندگی مانند قطرات باران هستند؛ شاید در ابتدا آزاردهنده به نظر برسند، اما اگر صبور باشیم، همین سختیها ما را قویتر، پختهتر و آماده شکوفایی میکنند و در نهایت میتوانند بهترین نتایج را در زندگی ما به وجود آورند.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
ـ🌱🌱🌱
اگر ما یک گاو را داخل یک کاخ رها کنیم و بعد از گذشت یکسال، دوباره به آنجا برگردیم، خواهیم دید که گاو، آن کاخ را تبدیل به یک طویله کرده است.
نفس نیز اگر به حال خود رها شود، کاخ وجود ما را تبدیل به طویله خواهد کرد.
به همین خاطر، تا زمانی که نفسانیات حاکم وجود ما هستند امکان هیچ تغییری برای ما وجود نخواهد داشت.
بنابرین، باید خودسازی را از یک جایی شروع کنیم و منتظر معجزه نباشیم.
مثلا ممکن است با دروغ نگفتن شروع کنیم، یا ممکن است با غیبت نکردن شروع کنیم، یا ممکن است با چشم چرانی نکردن شروع کنیم، یا ممکن است با خشمگین نشدن و عصبانی نشدن شروع کنیم...
آنچه در این میان مهم است، خودسازی و خودشناسی است که این کار را باید وارد زندگی روزمره خودمان بکنیم.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
🌼🤍
✅ شش عادتی که باعث تحلیل رفتن
انرژی روانی شما میشن...
1. غرق شدن تو فضای مجازی
2. زندگی کردن تو گذشته
3. منفی بافی
4. بیش از حد فکر و خیال کردن
5. خوراک ناسالم (نخوردن صبحانه
یا خوردن زیاد فست فود)
6. خواب نادرست
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
به راحتی از
یکدیگر گذر نکنید
به سادگی
آب خوردن بردیگری
تهمت ناروانبندید
و حریم آبروی دیگری را
بدون اجازه واردنشوید
آدمها ...!!
دنیادوروز است
هوای دل یکدیگررابیشتر
داشته باشیم
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یخورده باهم مهربون باشیم👌
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
✅ آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) :
چیزهایی که به درد شما
نمی خورد را نگویید.
آقای فلسفی در کتاب خود این مطلب را این گونه توضیح داده اند که مثلا در ماه رمضان شما به چه مناسبتی از دیگران سوال می کنید که روزه ای یا نه؟
✔ این حرف بی خودی هست.
زیرا اگر آن شخص روزه باشد ، شاید دلش نخواهد ریا شود و اگر روزه نباشد ، شاید دلش نخواهد که شما متوجه بشوید❗️
شاید بدلیل بیماری روزه نیست ،
اما دلش نمی خواهد کسی بفهمد
خیلی حرفها هست که ما می زنیم و بخاطرش نامه عملمان را سنگین می کنیم. بعضی از سوالاتی که ما از افراد می پرسیم ، باعث می شود آنها یا مجبور به دروغگویی شوند یا وادار به ریاکاری بشوند.
حرفهای بیهوده را ترک کنید.
به شنیده ها هم ترتیب اثر ندهید.
یک ساعت هم که پیش #آقای_بهجت می نشستید ، ایشان هیچ حرفی نمی زدند ، مگر زمانی که سوالی مطرح می شد.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی
روزی بهلول در بازار نشسته بود و با دقت به رفت و آمد مردم نگاه میکرد. جمعی از بازاریان که از نزاع و درگیری لفظی خسته بودند، به او رو کردند و گفتند: «ای بهلول، راهی بنما که چگونه میتوانیم از این غوغای بیهوده در امان بمانیم و به آرامش درونی دست یابیم؟»
بهلول به یکی از آنها که جامهای فاخر پوشیده بود، نگریست و پرسید: «اگر این جامهی تو پاره شود، چه میکنی؟»مرد گفت: «آن را وصله میزنم یا اگر ممکن نباشد، جامه دیگری میپوشم.»
بهلول پرسید: «و اگر دلت اندوهگین شود،چه؟» مرد پاسخی نداشت.
سپس به مردی دیگر که مشغول جمعآوری اندک دارایی خود بود، اشاره کرد و گفت: «این مرد کیسهی پولش را به چه قیمتی نگه میدارد؟»گفتند: «به هر قیمتی، ای بهلول!»
بهلول آهی کشید و گفت: «شما برای حفظ متاع فانی دنیا، جان و دل خود را در معرض خطر قرار میدهید، اما برای حفظ گوهر وجودتان، هیچ تلاشی نمیکنید. این همان نادانی است که شما از آن در امان نیستید.»
مردم با تعجب پرسیدند: «پس راه چیست، ای بهلول؟»بهلول گفت: «راه، در نگاه است. وقتی به دنیا و آنچه در آن است، از دریچهی فنا و زوال بنگرید، دیگر دلبستگیهای پوچ، شما را آزار نخواهد داد. بدانید که همهی این رفت و آمدها، همهی این خرید و فروشها، همهی این نزاعها، جز بازیچهای در برابر ابدیت نیست.»
او ادامه داد: «وقتی به سخن کسی گوش میدهید، نه برای یافتن نقص و ایراد در کلامش، که برای درک پیام نهفته در آن بکوشید. وقتی با کسی گفتگو میکنید، نه برای پیروزی در بحث، که برای رسیدن به فهم مشترک تلاش کنید. اگر چنین کنید، نزاعها فروکش میکند و آرامش در دلتان جای میگیرد.»
بهلول سپس از جا برخاست و گفت: «بزرگترین جهل، این است که عمر خود را صرف جمعآوری چیزهایی کنیم که هیچگاه نمیتوانیم با خود به سرای دیگر ببریم. حکمت، در رهایی از این بندهاست.»
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
458.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگران نباش خدای امروز و دیروز
خدای فردا هم هست...
ما اولین بار است که بندگی میکنیم
ولی خدا قرن هاست که خدایی می کند...
شب بخیر...
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
در عین اینکه داری برای هدفهات تلاش میکنی،
قدر داشتههات رو هم بدون !
از نعمت هایی که
خدا بهت داده لذت ببر ...🌿
#هلدینگ_باران
#صبح_بخیر
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
ـ🌱🌱🌱
گفت: در آستانه بمون!
پرسیدم: یعنی چی؟
گفت: یعنی اگه وارد خونهای شدی، نزدیک در بمون.
اگه وارد گروهی شدی، حوالی ورودی بمون.
اگه از حرفای کسی خوشت اومد، خیلی غرقش نشو، در آستانه بمون!
اگه باور یا مذهبی رو پذیرفتی، در آستانه بمون!
اگه با کسی وارد رابطه شدی، در آستانه بمون!
اگه در مورد نظرات و افکارت خیلی مطمئنی، در آستانه بمون!
اینکه در آستانه میمونی به معنی استفاده نکردن و لذت نبردن از موقعیتی که توش هستی نیست، به معنی اینه که در حالی که قاطی اون موقعیتی ولی همچنان نگاهی هم از لای در به بیرون داریو میدونی همونطور که روزی وارد این خونه شدی، ممکنه روزی وقت رفتن از این محفل فرا برسه!
اگه در آستانه باشی، هویت و شخصیت خودت رو به وضعیتی که توش قرار گرفتی، گره نمیزنی. پس اگه روزی بفهمی که اون فکر، اون باور، اون اعتقاد، اون رابطه اشتباه بوده یا دیگه از آنِ تو نیست، راحتتر میتونی دل بکنی و جدا شی و به سمت یه منزل جدید سفر کنی!
ولی وقتی به منزل جدید رسیدی، میدونی که باید کجا مستقر بشی!؟
در آستانه!
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
تا وقتی از درون زخمی و محتاجی،
آدمای اشتباه دورت جمع میشن.
اونایی که ازت سوءاستفاده میکنن،
تو رو آینهی ضعف خودت میبینن.
مشکل همیشه «اونا» نیست…
گاهی تو اون آبی هستی که گندیده، و پشهها رو جذب میکنی.
وقتی پاک شی، وقتی سلفلاو واقعی پیدا کنی،
آدمای سمی خودشون میرن.
رابطه جای پر کردن خلا نیست،
جای لبریز شدنه از عشق خودته.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
حکایتی پندآموز
حضرت ابراهیم علیه السلام بسیار
میهماندوست بود و تا میهمان به خانه او نمى آمد، غذا نمى خورد.
زمانی فرا رسيد كه يك شبانه روز، هیچ میهمانی بر او وارد نشد؛ پس از خانه بيرون آمد و به جستجوى میهمان پرداخت.
پيرمردى را ديد، جوياى حال او شد، ولی فهميد آن پيرمرد، بت پرست است. حضرت ابراهيم گفت: «افسوس! اگر بت پرست نبودی، میهمان من می شدى و از غذاى من مى خوردى»
پيرمرد از كنار ابراهيم گذشت.
در اين هنگام جبرئيل بر ابراهيم نازل شد و گفت: «خداوند مى فرمايد اين پيرمرد، هفتاد سال مشرك و بت پرست بود، ولی ما رزق او را كم نكرديم. اينك که غذای يك روز او را به تو حواله نموديم، تو به خاطر بت پرستى، به او غذا ندادى!»
حضرت ابراهيم عليه السلام پشيمان شد و به جستجوى آن پيرمرد رفت. او را پيدا كرد و با اصرار به خانه خود دعوت نمود. پيرمرد بت پرست گفت: «چرا بار اول مرا رد كردى، ولی حالا دعوت می کنی؟»
حضرت ابراهيم ، پيام و هشدار خداوند را به او خبر داد.
پيرمرد به فكر فرو رفت و گفت: «نافرمانى از چنين خداوند بزرگوارى، دور از مروت و جوانمردى است.»
آن گاه به یگانگی خداوند اقرار نمود و آيين ابراهيم عليه السلام را پذیرفت.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding