9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تحلیل_ضربالمثل_ویدئویی
🔸«تنبل نرو به سایه، سایه خودش میایه»🔸
✍نویسنده :دکتر شهناز زرین خط
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
بهای حسادت
دو مرد در شهری زندگی میکردند که پادشاهش بسیار بخشنده بود. پادشاه روزی آن دو را احضار کرد و گفت: «هر کدام از شما میتواند از من درخواستی کند؛ من آن را برآورده میکنم، اما به شرطی که به نفر دوم، دو برابر آن را ببخشم.» مرد اول که بسیار حسود بود، مدتی فکر کرد. او نمیتوانست تحمل کند که رفیقش دو برابر او مال و اموال به دست بیاورد. سرانجام رو به شاه کرد و گفت: «پادشاه بزرگ، درخواست من این است که یکی از چشمان مرا نابینا کنی!» پادشاه آهی کشید و دستور داد چنین کنند؛ و مرد حسود به خاطر نابود کردن رفیقش، خودش را برای همیشه کور و ناقص کرد.
پند باران: حسادت، آتش پنهانی است که قبل از سوزاندن دیگران، ریشه و جانِ خود انسانِ حسود را خاکستر میکند. برای دیگران خیر بخواهیم تا خیر به ما برگردد.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
فروکردن حرف حساب تو مغز یه آدم بی منطق یه چیز درست تو همین مایه ها هست!
#شب_بخیر
#هلدینگ_باران
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمین شود خواسته های قلبت♥️🌱
سلام ..صبحت بخیر☀️
#صبح_بخیر
#هلدینگ_باران
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حکایت_های_ویدئویی
🍃✨صبر و پایداری راه هدایت است🍃✨
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
#داستان_آموزنده
📝✨(ثابتقدمی در حقیقت)📝✨
روایت است که روزی پادشاهی بر تخت نشسته بود و میخواست همه را به ستایش خود و شکوهِ قلمرویش وادار کند. او دستور داد که هر کسی که در دربار میآید، باید از عظمت او و بینقص بودن حکومتش تعریف و تمجید کند.
در این میان، بهلول وارد دربار شد. پادشاه با دیدن او که لباسهای ساده و گاهی آشفته داشت، با تحقیر نگاهش کرد و گفت: «ای بهلول! تو که همیشه در میان مردم میگردی و از دنیا بیخبری، بیا و از عظمت این قصر و شکوه من بگو تا هم برای مردم نمونه باشی.»
بهلول که به اعتقاد قلبی خود مبنی بر این بود که «قدرتِ انسان، در خدمتِ عدالت است و نه در خودِ قدرت»، سکوت کرد. پادشاه که از سکوت او خشمگین شده بود، گفت: «آیا زبان بسته شده؟ یا از عظمت من میترسی؟»
بهلول با همان نگاهِ آرام و نافذش گفت:
«ای پادشاه! من از عظمتِ چیزی که میبینم، نمیترسم. من از عظمی میترسم که در چشمِ خودِ تو پدید آمده است. تو از شکوهِ قصر میگویی، اما من در آن قصر، تنها سایههایی میبینم که بر روی حقیقتی پنهان شدهاند. اگر من تعریف و تمجید کنم، یعنی به دروغ باور کردهام، و اگر به دروغ باور کنم، یعنی آن "بهلول" که تو میشناسی، دیگر وجود ندارد.»
پادشاه که میخواست او را به زانو درآورد، گفت: «اگر تعریف نکنی، تو را به جرمِ بیادبی زندانی خواهم کرد!»
بهلول پاسخ داد:
«زندانِ بدن، مشکلی نیست؛ اما زندانِ اعتقاد، مرگِ روح است. تو شاید بدنم را در قفس بگذاری، اما تو نمیتوانی آن چیزی را که من به آن باور دارم، در قفس جای دهی. من با زندانی شدن، عقیدهام را به دست آوردهام، اما تو با مجبور کردنِ من به تعریف، حقیقت را از دست دادهای.»
در این داستان، بهلول به ما میآموزد که:
✍ اعتقاد، هزینهبر است: اگر اعتقاد شما هزینه نداشته باشد (مثل خندیدنِ مردم یا حتی زندانی شدن)، شاید یک "نظر" باشد، نه یک "اعتقاد".
📝 تفاوت بین "مردم" و "حقیقت": بهلول میداند که دنیا ممکن است او را دیوانه یا بیادب بخواند، اما او برای رسیدن به رضایتِ جامعه، از "ارزشهای درونیاش نمیگذرد.
📝 آزادی واقعی: آزادی در این نیست که هر کاری بخواهیم انجام دهیم، بلکه در این است که بتوانیم در برابر فشارهای بیرونی، به آنچه در درونمان درست است، وفادار بمانیم.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
#تحلیل_ضربالمثل_متنی
🔸خوشی زیر دلش زده 🔸
📝کنایه از قدرنشناس بودن افراد در هنگام رفاه و آسایش فراوان است و بجای خوشحالی و بهره بردن از آن موقعیت و شکرگزاری، دنبال دردسر برای خودشان می گردند!
📝 یعنی انقدر خوش و بیخیال است که کم کم دارد عقلش را از دست می دهد! (وقتی کار غیرعاقلانه ای انجام می دهد دیگران چنین برداشتی می کنند)
📝 وقتی کسی کارهای دور از عقل انجام می دهد و برای خودش خوش و خرم است و فکر می کند کار خوبی انجام می دهد، دیگران که عاقلانه تر می اندیشند می گویند: خیلی دارد زیاده روی می کند اصلا حواسش به کارهایی که می کند و حرف هایی که می زند نیست! راستی راستی خوشی زده زیر دلش!
📝همچنین به کسانی می گویند که نسبت به بقیه افراد در زندگی از آسایش و امکانات فراوانی برخوردار است اما نمی داند چگونه به خوبی استفاده کند یا خودش را به ندانستن زده! برخی از این افراد خوشی هایشان را در معرض دید بقیه قرار می دهند و به قولی دوست دارند چشم بقیه را کور کنند!
با این کارهای سبک و خفیف لذت هم می برند! یا ریخت و پاش های افراطی می کنند و … خلاصه واقعا خوشی زده زیر دلشان! نمی فهمند دارند چه می کنند!
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
زنگارِ شمشیر کلاسیک
در روزگاران قدیم، دو جنگجو شمشیرهای خود را نزد آهنگری ماهر بردند. شمشیر اول بسیار براق، صیقلی و زیبا بود و صاحبش مدام پز زیبایی آن را میداد. شمشیر دوم اما تیره، پر از خط و خش و بدون زرقوبرق بود. جنگجوی اول با تمسخر به دومین جنگجو گفت: «شمشیر تو زشت است و هیچ بهایی ندارد.» آهنگر پیر با شنیدن این حرف لبخندی زد و گفت: «شمشیر اول همیشه در غلاف مخملی بوده و صاحبش فقط در مهمانیها آن را به رخ کشیده است؛ به همین دلیل با اولین ضربهی محکم، خواهد شکست. اما شمشیر دوم در دهها نبرد واقعی صیقل خورده، خطوخشهایش نشانهی وفاداری و پایداری آن است و فلزش چنان آبدیده شده که هیچ سنگ زبر و تیغهی دیگری حریفش نیست.»
پند باران: اصالتِ انسانها در آسایش و عافیت مشخص نمیشود؛ ارزش واقعی تو را خطوخشها، تجربهها و زخمهایی تعیین میکنند که در نبردهای واقعی زندگی برداشتهای و از آنها سربلند بیرون آمدهای.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دقت کردی هیچ غروبی تکراری نیست ؟
و همه غروب ها خوشگلن :))))
#هلدینگ_باران
#شب_بخیر
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
ولی اونایی که از موفقیت دیگران خوشحال میشن، زندگی آروم تری دارن ...
#هلدینگ_باران
#صبح_بخیر
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
ضرب المثل توی هچل افتادن کنایه از چیست؟
1- هچل یعنی گرفتاری و دردسر و مخمصه؛ وقتی کسی می گوید توی هچل افتادیم یعنی یک دردسری برایمان ایجاد شده که حل شدن آن مشکل و یا غیرممکن به نظر می رسد.
2- کنایه از گرفتار شدن در مشکلات؛ مثلا کسی می گوید این ماه خرج هایمان خیلی زیاد شده. اگر اینطوری پیش برود ممکن است قسط هایمان عقب بیفتد و خودمان توی هچل بیفیتم!
3- در هچل انداختن کسی یعنی مشکلی برای او ایجاد کردن یا سنگی جلوی پای او انداختن! مثلا انقدر از فلانی پول قرض گرفته ایم که او را هم مثل خودمان در هچل انداختیم.
4- گاهی برای مشکلات کوچک و معمولی هم به کار می رود؛ مثلا فردا یک امتحان سختی داریم. حسابی تو هچل افتاده ایم! یا پای تخته می رود تا تمرینی را حل کند اما هر چه فکر می کند هیچی یادش نمی آید. آنجا زیر لب می گوید: تو بد هچلی افتادیم! کاش از همان اول میگفتم چیزی بلد نیستم!
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding
📗زن جوانی به گربهاش تعلیم داده بود تا هنگام شام خوردن او شمعدان در دست بگیرد
گربه که این کار را به خوبی یاد گرفت و موجب رضایت زن شد
زن تصمیم گرفت یک شب دوستانش را برای شام به خانهی خود دعوت کند تا گربهی هنرمندش را به آنها نشان دهد
وقتی که میز شام چیده شد، گربه روی میز پرید و شمعدان را در دست گرفت
یکی از مهمانان برای آن که گربه را از این کار باز دارد، مقداری غذا در برابرش گذاشت
اما حیوان به غذا اعتنایی نکرد
یکی از مهمان ها تکه گوشتی جلوی گربه گرفت، ولی باز هم عکس العملی دیده نشد
عاقبت یکی از مهمانها جعبه ای روی میز گذاشت و در آن را باز کرد
موشی از جعبه بیرون پرید
گربه شمعدان را انداخت و به دنبال موش شروع به دویدن کرد…“
ما هم مانند آن گربه هستیم، ظاهراً انسانهای با فضیلتی به نظر میآییم اما به محض رسیدن به لذایذ زندگی، به دنبال آنها میدویم و چیزهای دیگر را فراموش میکنیم و اعتبار،آبرو و غرورمان را از خاطر میبریم.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding