هدایت شده از نذر فاطمی
🔹مشارکت در ساخت
#ضریحـجدید حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
🌹نذری ماندگار برای نسل های آینده
❤️با هر میزان توان مالی و به قدر عشق و ارادت خود، در ساخت ضریح جدید بانوی کرامت، سهیم شوید.
🤝راههای مشارکت:
💳واریز به شماره کارت:
6063737010000626📲ارسال عدد 22 به شماره 30001122 🔹پرداخت از طریق ربات بله 👈پرداخت مستقیم نذورات در ایتا 💻 از طریق درگاه ملی نذر فاطمی: 🌐nazr.amfm.ir کانالرسمی نذر فاطمی 🆔 @nazr_astanqom
👆🏼 مشارکت در ساخت #ضریح جدید حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
کانالرسمی نذر فاطمی
🆔 @nazr_astanqom
📜 حکایت | کلیدِ زنگزده
مردی هر روز از کوچهای قدیمی عبور میکرد و پیرمردی را میدید که کلیدی زنگزده را در دست میچرخاند.
یک روز پرسید:
«این کلید، درِ کدام خانه را باز میکند؟»
پیرمرد گفت:
«هیچ دری را.»
مرد خندید و گفت:
«پس چرا نگهش داشتهای؟»
پیرمرد آرام جواب داد:
«این کلید متعلق به خانهای بود که سالها پیش فروختم. نگهش داشتهام تا یادم نرود روزی خانهای داشتم که در آن، آدمهایی بودند که دیگر هیچ کلیدی برای بازگرداندنشان ندارم.»
مرد دیگر چیزی نگفت.
🌱 پند:
گاهی آدمها اشیا را نگه نمیدارند؛ خاطرهای را نگه میدارند که میترسند با دور انداختن آن، بخشی از گذشتهشان هم از بین برود.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌙 شب بخیر کانال باران پند
گاهی باید تمام اتفاقات امروز را
به خدا بسپاریم و با خیال آسوده بخوابیم...
فردا، قصهی تازهای برای نوشتن است. 🌙✨
شبتون آرام و دلتون روشن 🤍
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
⭕️داستان عجیب و باورنکردنی اما واقعی😱
در یک روستای کوچک و دور افتاده زنی فقیر با ۴ دخترش زندگی میکردند تمام دخترانش حافظ قرآن و دیندار و تحصیلکرده بودند
مادر پیر برای امرار معاش در خانه مردم کار میکرد
تا اینکه در یکی از روزها این زن ناگهان متوجه شد که ۴ دختر مجرد و بالغش همزمان با هم باردار شده اند 😳
اما اتفاق عجیبی که بعد از چند ماه رخ داد جهان رو شوکه کرد
https://eitaa.com/joinchat/2743140653Cd7a72a6a99
ادامه ماجرا 😰❌☝️ سنجاق کانال بزن
❌ داشتم زن بارداری رو میشُستم که لبهای جنازه تکون خورد و زیر لب گفت روی من آب نریز من هنوز زنده ام رفتم بیرون غسالخونه و داد زدم دخترتون زنده هست توقع داشتم خونوادش شوکه بشن از خوشحالی بال در بیارن ولی در کمال ناباورانه اصلا اینجور نبود.😳
برادرش اومد نزدیکم و گفت که بشورش و کفن کن .با تعجب گفتم مگه شما نشنیدید من بهتون گفتم خواهرتون زنده است یهو چیزی گفت که خُشکم زد بهم گفت ...
🔞 ادامه داستان👇 باز شــــشــــــــود
https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894