eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
23.1هزار دنبال‌کننده
843 عکس
604 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🛑کپی نکن مومن فوروارد بزن راضی نیستم 🛑 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
بهم بگو دستتو مثل کدوم مُشت میکنی ☝️ تا بهت بگم چه شخصیتی داری ؟🤫 1⃣ مشت شماره یک 2⃣ مشت شماره دو 3⃣ مشت شماره سه ⚠️نتــیجهی تـست خــیلی جالبه و تمام رازهای ذاتـــی رو برمَلا میکُنه🫨
تشخیص بیماری دربدنتون از روی چهره 😳 کاش زودتر اینو میدیدم 😭😱 روش تشخیص👉👇
حکایت کفاش و مشتری ناشناس 👞 کفاشی سال‌ها در بازار کار می‌کرد. یک روز مردی ناشناس وارد مغازه شد و یک جفت کفش برای تعمیر گذاشت. کفاش کفش‌ها را گرفت و گفت: «فردا آماده است.» مرد رفت، اما فردا نیامد. روز بعد هم نیامد. چند هفته گذشت و کفش‌ها همچنان گوشه‌ی مغازه بودند. شاگرد کفاش گفت: «این کفش‌ها را دور بیندازیم؛ صاحبشان که دیگر نمی‌آید.» کفاش گفت: «شاید نتواند بیاید.» سال‌ها بعد، همان مرد با موهای سفید و عصایی در دست وارد مغازه شد. کفاش او را شناخت. مرد گفت: «آن روز پول تعمیر کفش را نداشتم و از خجالت نتوانستم برگردم. بعدها زندگی‌ام بهتر شد، اما همیشه یادم بود کسی کفش‌هایم را نگه داشت و دور نینداخت.» کفاش لبخند زد و گفت: «من فقط کفش‌هایت را نگه داشتم؛ اما ظاهراً امیدت را هم نگه داشته بودم.» پند: گاهی یک رفتار کوچک و بی‌منت، سال‌ها در خاطر یک انسان باقی می‌ماند. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🔸تاریخ سازی مشهدی ها در توزیع چادر 🔹توزیع همگانی دوعدد چادر؛ یک میلیون تومان کمتر از اتیکت کالا . ثبت نام فقط ۷ و۸ مهرماه به مدت ۳۶ساعت و از طریق لینک زیر؛ https://eitaa.com/joinchat/3270508768C605e347330 🔹جهت ترویج حجاب،علاوه بر تخفیف یک تومانی، پرداخت با شرایط اقساطی نیز تایید شد.
. << ماجرای جُفت جُفت برکت در مشهد>> از این قراره؛ https://eitaa.com/joinchat/3270508768C605e347330 دو تااااا چادر جده کرپ وی آی پی = ۶/۲۰۰ با تخفیف میشه =۵/۲۰۰ و پرداخت اقساطی✌️ یعنی هرنفر برای داشتن یه چادر جده وی آی پی، کافیه دوتا قسط ۱/۳۰۰ تومانی بپردازه و تمام✋
"حکایت دکانی که مشتری نداشت" مردی سال‌ها در بازار دکانی کوچک داشت، اما مدتی بود مشتریانش کم شده بودند. هر روز در را باز می‌کرد، ساعت‌ها منتظر می‌ماند و شب با ناراحتی مغازه را می‌بست. یک روز پیرمردی وارد مغازه شد و گفت: «چرا این‌قدر ناراحتی؟» مرد گفت: «سال‌ها زحمت کشیدم، اما حالا کسی سراغم نمی‌آید. فکر می‌کنم دیگر فایده‌ای ندارد.» پیرمرد نگاهی به مغازه انداخت و گفت: «آخرین بار کی چیزی را در مغازه‌ات تغییر دادی؟» مرد گفت: «سال‌هاست هیچ چیز را تغییر نداده‌ام.» پیرمرد لبخند زد و گفت: «گاهی مشکل این نیست که مردم دیگر چیزی نمی‌خواهند؛ شاید تو هنوز همان چیزی را می‌فروشی که سال‌ها پیش می‌خواسته‌اند.» مرد از فردای آن روز، مغازه را مرتب کرد، چیزهای تازه آورد و روش کارش را تغییر داد. کم‌کم مشتری‌ها برگشتند. پند: گاهی برای بهتر شدن شرایط، لازم نیست همه‌چیز را رها کنیم؛ شاید فقط لازم باشد روشمان را تغییر دهیم. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌙 شب بخیر قصه‌ی امروز هم به پایان رسید... بخواب، شاید فردا قشنگ‌ترین فصلِ حکایتت شروع شود. 🤍✨ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
هدایت شده از حکایت های بهلول
⭕️داستان عجیب و باورنکردنی اما واقعی😱 در یک روستای کوچک و دور افتاده زنی فقیر با ۴ دخترش زندگی میکردند تمام دخترانش حافظ قرآن و دیندار‌ و تحصیلکرده بودند مادر پیر برای امرار معاش در خانه مردم کار می‌کرد تا اینکه در یکی از روزها این زن ناگهان متوجه شد که ۴ دختر مجرد و بالغش همزمان با هم باردار شده اند 😳 اما اتفاق عجیبی که بعد از چند ماه رخ داد جهان رو شوکه کرد https://eitaa.com/joinchat/2743140653Cd7a72a6a99 ادامه ماجرا 😰❌☝️ سنجاق کانال بزن
هدایت شده از حکایت های بهلول
⁉️دخترم هر شب ساعت سه کجا میرفت؟؟ چن شبی بود که متوجه سرو صداهای عجیبی از اتاق دخترم میشدم اما اهمیت نمیدادم ،تا اینکه یک شب سرزده به اتاقش رفتم امادر کمال تعجب دیدم نیست. برگشتم و همسرم رو بیدار کردم و با عجله به اتاق دخترمون رفتم ولی دیدم تو تختش خوابیده،فکرم بدجور مشغول شده بود.سه شب بعد دوباره همون صداها به گوشم رسید،خیلی آرام به اتاقش رفتم و با صحنه ای رو به رو شدم که تمام بدنم یخ زد. خدای من دخترم.....👇👇 . ادامه ی داستان👉 .https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd
🌅 صبح بخیر صبح یعنی یک فرصت دوباره؛ برای جبران دیروز، ساختن امروز و امیدوار بودن به فردایی که هنوز نیامده… 🌱 صبحتون پر از آرامش و اتفاق‌های خوب، حکایتِ عزیز ❤️ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🏺 ضرب‌المثل | «نوش‌دارو پس از مرگ سهراب» معنی: این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که کمک، چاره یا راه‌حل، پس از آنکه دیگر فایده‌ای ندارد ارائه شود؛ یعنی کاری که باید به‌موقع انجام می‌شد، آن‌قدر دیر انجام گرفته که نتیجه‌ای ندارد. داستان ضرب‌المثل: ریشه این ضرب‌المثل به داستان رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی برمی‌گردد. سهراب، جوانی قدرتمند و دلیر، در میدان نبرد با رستم روبه‌رو شد؛ اما هیچ‌کدام در ابتدا نمی‌دانستند که پدر و پسر هستند. پس از نبردی سخت، رستم ضربه‌ای مرگبار به سهراب زد. سهراب هنگام مرگ به رستم گفت که اگر پدرش رستم بفهمد چه اتفاقی افتاده، از این ماجرا اندوهگین خواهد شد. رستم با شنیدن این سخنان، متوجه حقیقت شد و فهمید جوانی که زخمی کرده، پسر خودش است. او از پادشاه، کی‌کاووس، درخواست نوش‌دارو کرد تا سهراب را نجات دهد. اما نوش‌دارو دیر فرستاده شد و وقتی رسید که دیگر سهراب جان باخته بود. از همین ماجرا تعبیر «نوش‌دارو پس از مرگ سهراب» شکل گرفت. 🌱 پند: بعضی فرصت‌ها اگرچه بعداً به دست می‌آیند، اما ارزششان به «به‌موقع بودن» است. کمک، عذرخواهی، محبت یا تصمیم درست وقتی معنا دارد که پیش از آنکه دیر شود، انجامش دهیم. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
روزمرگی یه زن جنوبی که چه براش گرفته بودن😍 وقتی عروس جنوب باشی اینجوری برات عروسی میگیرین😌❤👇 https://eitaa.com/joinchat/3096315551Cd79470075f شکوه زن جنوبی که از رسم و رسوم جنوب و عروسیهاشون و روزمرگیهاشون براتون میذاره😍👆