eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
23.1هزار دنبال‌کننده
840 عکس
604 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🛑کپی نکن مومن فوروارد بزن راضی نیستم 🛑 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
حکایت نخ قرمز🧵 خیاطی پیر، شاگرد جوانی داشت که همیشه از کارهای سخت فرار می‌کرد. یک روز پیرمرد تکه پارچه‌ای به او داد و گفت: «این پارچه را برای مشتری آماده کن.» شاگرد نگاهی انداخت و گفت: «این که فقط یک تکه پارچه است!» پیرمرد چیزی نگفت. شاگرد شروع به بریدن کرد، اما حواسش پرت شد و پارچه را اشتباه برید. وقتی فهمید دیگر نمی‌تواند آن را درست کند، ترسید و پارچه را زیر میز پنهان کرد. چند ساعت بعد، مشتری آمد. پیرمرد پارچه را خواست. شاگرد با شرمندگی حقیقت را گفت. پیرمرد عصبانی نشد. فقط پارچه را برداشت و گفت: «اشتباهت از خراب کردن پارچه بزرگ‌تر نیست؛ چیزی که خطرناک است، پنهان کردن اشتباه است.» سپس تکه‌های بریده‌شده را کنار هم گذاشت و از آن‌ها یک کیف کوچک دوخت. مشتری آن را دید و پسندید. شاگرد با تعجب پرسید: «چطور توانستید از یک اشتباه، چیزی قابل استفاده بسازید؟» پیرمرد لبخند زد: «همه اشتباه‌ها قابل جبران نیستند؛ اما بیشترشان می‌توانند چیزی به تو یاد بدهند.» حکایت: اشتباه، پایان راه نیست؛ گاهی فقط شکلی متفاوت از شروع دوباره است. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
‌ ‌🔍 💎سطح :خیلی سخت کدامیک از این افراد جزو کادر پزشکی نیست و بچه دزد است ؟ ( با دلیل بگو ) 👈 مشاهده پاسخ 👈 مشاهده پاسخ ‌
حکایت بازیگر پیر🎭 بازیگری سال‌ها روی صحنه می‌رفت. با گذشت زمان، نقش‌هایش کوتاه‌تر شد تا اینکه کارگردان به او گفت: «از فردا فقط یک جمله داری.» بازیگر ناراحت شد و گفت: «من سال‌ها نقش اول بازی کرده‌ام.» کارگردان گفت: «می‌دانم.» شب اجرا، بازیگر فقط یک جمله گفت؛ اما با چنان احساسی که سالن برای چند ثانیه کاملاً ساکت شد و بعد همه تماشاگران شروع به تشویق کردند. پشت صحنه، بازیگر جوانی که نقش اصلی را داشت، نزد او آمد و گفت: «من تمام نمایش را روی صحنه بودم، اما همه درباره جمله شما حرف می‌زنند.» بازیگر پیر لبخند زد و گفت: «مهم نیست چند دقیقه روی صحنه هستی؛ مهم این است که وقتی نوبتت رسید، چه چیزی از خودت به جا می‌گذاری.» آن شب، برای اولین بار از کوتاه شدن نقش خود ناراحت نبود. حکایت: ارزش حضور آدم‌ها همیشه به مدت حضورشان نیست؛ گاهی یک جمله درست، بیشتر از سال‌ها حرف زدن در یاد می‌ماند. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 بدون فر و همزن، از آشپزخونه خونه‌شون به درآمد رسیدن! با آموزش یک شیرینی خونگی و یادگیری اصول فروش، این افراد تونستن کارشون رو از خونه شروع کنن 🍰✨ اگه تو هم می‌خوای بدونی چطور میشه از این مهارت درآمد داشت، نمونه‌کارها و جزئیات آموزش رو اینجا ببین 👇 https://eitaa.com/joinchat/2920744433C842e326165
حکایت کیف اشتباهی💼 دختری در ایستگاه قطار کیف سیاهی برداشت و سوار قطار شد. چند دقیقه بعد فهمید کیف متعلق به او نیست. وقتی آن را باز کرد، داخلش چند لباس، یک دفترچه و پاکتی پر از پول بود. اولین فکرش این بود که کیف را تحویل دهد؛ اما بعد با خودش گفت: «صاحبش که مرا نمی‌شناسد.» در همان لحظه، چشمش به دفترچه افتاد. صفحه اول نوشته بود: «این پول، تمام پس‌انداز من برای عمل دخترم است.» دختر بی‌درنگ کیف را بست. قطار هنوز حرکت می‌کرد. در ایستگاه بعد پیاده شد و به ایستگاه قبلی برگشت. مردی را دید که با اضطراب دنبال چیزی می‌گشت. کیف را به او داد. مرد وقتی محتویاتش را دید، اشک در چشمانش جمع شد و گفت: «نمی‌دانم چطور تشکر کنم.» دختر گفت: «لازم نیست. فقط یک روز اگر کسی چیزی را اشتباهی برداشت، کمکش کن برگرداند.» حکایت: درستکاری زمانی معنا پیدا می‌کند که هیچ‌کس برای انجامش تو را تماشا نمی‌کند. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌙 شب بخیر | کانال باران پند شب که می‌رسد، قصه‌ی امروز را آرام ببند؛ خوبی‌هایش را به خاطر بسپار و تلخی‌هایش را به خدا بسپار. فردا، صفحه‌ای تازه برای نوشتن یک حکایت زیباتر است… 🌙📖🤍 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
☀️ صبح بخیر همراهان «باران پند» هر صبح، یک فرصت تازه‌ست برای اینکه کمی بیشتر یاد بگیریم، کمی بهتر ببخشیم و قشنگ‌تر زندگی کنیم. 🌱✨ امیدوارم امروزت پر از اتفاق‌های خوب و دلِ آروم باشه. 💚 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
ضرب‌المثل | دوزاریش کجه🌿 حتماً شنیده‌اید که می‌گویند: «فلانی دوزاریش کجه!» این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که کسی موضوعی را دیر متوجه می‌شود یا با وجود توضیحات روشن، باز هم منظور اصلی را نمی‌گیرد. اما ماجرای این اصطلاح چیست؟ قدیم‌ترها «دوزاری» نام یک سکه‌ی کوچک بود. وقتی سکه‌ای درست ضرب نشده بود یا کمی تاب و انحنا داشت، می‌گفتند «دوزاریش کجه». بعدها این تعبیر به صورت کنایه درباره‌ی آدمی به کار رفت که ذهنش درست متوجه موضوع نمی‌شود یا در فهمیدن یک مسئله، کمی دیر عمل می‌کند. البته «کج بودن دوزاری» به معنای کم‌هوش بودن نیست؛ بیشتر برای کسی گفته می‌شود که متوجه منظور یا نکته‌ای نشده و باید دوباره برایش توضیح داد. امروزه وقتی می‌گوییم «دوزاریش کج افتاده»، معمولاً یعنی طرف هنوز موضوع را نگرفته یا دیر متوجه شده است. این اصطلاح نمونه‌ای از ضرب‌المثل‌های عامیانه فارسی است که یک اتفاق ساده و روزمره را به یک کنایه‌ی ماندگار تبدیل کرده‌اند. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
- 👶 کچل خانِ ترند اینستا به ایتا پیوست 👶 پستای گوگولی و بانمک🥺♥️👶👇🏼 👶🏻 @kachal_ai 👶🏻 @kachal_ai 👶🏻 @kachal_ai 👶🏻 @kachal_ai 💓جهت عضویت کلیک کنید 🙂‍↔️☝️🏼 -
🚨 / 😄😍 👶 کچل‌خان به ایتا اومد 👇🏼🔥 https://eitaa.com/joinchat/2946041173Cd5a5a496ea تا پاک نشده سریع عضو شو! 🌺☝️