eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
22.9هزار دنبال‌کننده
804 عکس
600 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🛑کپی نکن مومن فوروارد بزن راضی نیستم 🛑 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
متاسفانه دلار شده ۲۵۰ هزار تومن !😢 الان فقط درآمد دلاری جواب میده خانم خلیلی بیش از ۵ ساله به صورت تخصصی داره روی روی موضوع درآمد دلاری از هوش مصنوعی کار میکنه و به صورت ساده یاد میده چطور هفته ای بالای ۳۰۰ دلار درآمد داشته باشید 🟠 کانالشون جز فعال ترین کانال های ایتاست. کانال اصلی درآمد دلاری از هوش مصنوعی در ایتا 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3040870790C5c7136804e
هدایت شده از حکایت های بهلول
### داستان: پیانو و بوی باران در شهر کوچکی که همیشه با مه پوشیده شده بود، مردی به نام «رادین» زندگی می‌کرد. رادین یک نوازنده پیانو بود، اما او هیچ‌وقت در سالن‌های بزرگ و پر زرق‌وبرق اجرا نمی‌کرد. او تمام روزهایش را در یک پیانوخانه قدیمی و دنج در انتهای یک کوچه می‌گذراند؛ جایی که نور خورشید فقط در ساعات کوتاهی از روز، از پنجره‌های گرد و گردآ扬 می‌گذشت و روی کلاویه‌های سیاه و سفید می‌رقصید. رادین معتقد بود که هر ملودی، یک روح دارد. او وقتی می‌نواخت، انگار داشت با کلماتِ ناگفته‌ای صحبت می‌کرد. اما چیزی که در زندگی او کم بود، شنونده‌ای بود که "حس" کند، نه فقط "شنود". یک روزِ بارانی، وقتی صدای قطره‌های آب روی سقف فلزی پیانوخانه، ریتمی منظم ایجاد کرده بود، درِ چوبی و قدیمیِ مغازه با صدای ملایمی باز شد. دختری با یک چتر آبی‌رنگ و لباسی به رنگ خاکستر وارد شد. او «سارا» بود. سارا دختری بود که چشم‌هایش همیشه انگار در حال تماشای یک منظره‌ی دوردست و زیبا بودند. سارا بدون اینکه حرفی بزند، در گوشه‌ای از اتاق نشست و به رادین خیره شد. رادین که کمی از حضور ناگهانی او غافلگیر شده بود، شروع کرد به نواختن. او یک قطعه‌ی آرام و غمگین را انتخاب کرد؛ ملودی‌ای که شبیه به صدای پایی است که در مه گم شده است. اما اتفاق عجیبی افتاد. رادین وقتی به میان قطعه رسید، متوجه شد که سارا با گوش دادن به او، نه فقط ساکت نشسته، بلکه با هر نت، آرام‌آرام لبخند می‌زند و سرش را به آرامی تکان می‌دهد، انگار که دارد با ریتمِ قلبِ رادین هم‌نوا می‌شود. آن روز، رادین برای اولین بار احساس کرد که موسیقی‌اش دیگر در فضای خالی گم نمی‌شود؛ او در چشمان سارا خانه پیدا کرده بود. از آن روز به بعد، هر بار که باران می‌بارید، سارا با همان چتر آبی‌رنگ به پیانوخانه می‌آمد. آن‌ها ساعت‌ها با هم حرف نمی‌زدند؛ سارا فقط می‌نشست و رادین می‌نواخت. رادین یاد گرفت که چگونه برای "سکوت‌های سارا" ملودی بسازد، و سارا یاد گرفت که چگونه در "نت‌های رادین"، آرامشِ دنیای پرهیاهوی بیرون را پیدا کند. یک شب، وقتی باران خیلی آرام می‌بارید، رادین در میان یک قطعه‌ی بسیار شاد و درخشان، مکث کرد و نگاهش را به سارا دوخت. او فهمید که عشق، لزوماً یک طوفان یا یک فریاد نیست؛ عشق همان حضورِ آرامِ کسی است که در اوجِ تنهاییِ تو، با حضورش، به تو می‌گوید: «من اینجا هستم، و صدای تو را می‌شنوم.» سارا دست رادین را گرفت و در آن لحظه، رادین فهمید که زیباترین ملودی جهان، نه در کلاویه‌های پیانو، بلکه در ضرب‌آهنگِ دو قلب است که با هم هماهنگ شده‌اند. *** ╭───᪣ @abohloolaghil |داسـتان های بهــلول ╰───────────────────᪣
🌙 شب بخیر کانال باران پند امشب همه‌ی خستگی‌های امروز رو بسپار به خدا؛ چشم‌هات رو ببند و با خیال راحت استراحت کن. شاید فردا همون روزی باشه که یه اتفاق قشنگ، دلت رو روشن می‌کنه. شبت آروم و دلت گرم به لطف خدا. 🤍✨ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
پند | صندلی آخر🪑 در اتوبوسی شلوغ، مردی مسن سوار شد و جایی برای نشستن پیدا نکرد. چند نفر سرشان را پایین انداختند تا وانمود کنند او را ندیده‌اند. کمی بعد، جوانی از جایش بلند شد و صندلی خود را به او داد. مرد نشست و تشکر کرد. چند ایستگاه بعد، همان جوان برای پیاده شدن آماده شد. ناگهان کیف سنگینی از دست زنی افتاد و وسایلش روی زمین پخش شد. چند نفر بی‌تفاوت از کنارش رد شدند، اما جوان ایستاد و به جمع کردن وسایل کمک کرد. زن با تعجب گفت: «چرا ایستادی؟ دیرت نمی‌شود؟» جوان لبخند زد و گفت: «امروز یک نفر بدون اینکه چیزی از من بخواهد، به من یاد داد که آدم بودن یعنی گاهی کمی از راحتی خودت بگذری.» مهربانی همیشه با اتفاقی بزرگ آغاز نمی‌شود. گاهی یک صندلی ساده، یک دست کمک یا چند دقیقه وقت، می‌تواند زنجیره‌ای از خوبی بسازد که از ما فراتر برود. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌤️ صبح بخیر | باران پند هر روز، یک شروع تازه‌ست؛ برای امید داشتن، لبخند زدن و ساختن اتفاقای قشنگی که هنوز نیومدن. گذشته رو به دیروز بسپار و امروز رو با دلِ روشن شروع کن. 🤍 صبح‌تون بخیر، حکایتِ عزیز 🌱 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
ضرب‌المثل | آب در هاون کوبیدن معنی: انجام دادن کاری بی‌نتیجه و بیهوده، یا تلاش کردن برای چیزی که راه رسیدن به آن اشتباه است. داستان ضرب‌المثل: روزی مردی خیال کرد اگر گندم را در هاون بکوبد، می‌تواند از آن آرد نرم و مرغوبی به دست آورد. ساعت‌ها مشغول کوبیدن شد، اما هرچه بیشتر تلاش کرد، نتیجه دلخواهش را نگرفت. پیرمردی که از آنجا می‌گذشت، پرسید: «چرا این‌همه زحمت می‌کشی؟» مرد گفت: «می‌خواهم آرد درست کنم.» پیرمرد لبخندی زد و گفت: «پسرجان، زحمت کشیدن کافی نیست؛ باید راه درست را هم بلد باشی.» مرد تازه فهمید که تمام تلاشش به خاطر انتخاب راه اشتباه بی‌ثمر مانده است. پند: همیشه مشکل از کم‌کاری نیست؛ گاهی آن‌قدر در مسیر اشتباه تلاش می‌کنیم که فرصت رسیدن به مقصد واقعی را از دست می‌دهیم. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت همسایه‌ی روبه‌رو🌿 مردی سال‌ها در خانه‌ای قدیمی زندگی می‌کرد. همسایه روبه‌رویی‌اش پیرزنی بود که هر شب چراغ ایوانش را روشن می‌گذاشت. مرد همیشه از این کار شکایت داشت و می‌گفت: «این زن چرا چراغش را خاموش نمی‌کند؟ نورش تا اتاق من می‌آید.» یک شب تصمیم گرفت اعتراض کند. در خانه پیرزن را زد، اما کسی جواب نداد. از پنجره دید پیرزن روی زمین افتاده است. با کمک همسایه‌ها او را به بیمارستان رساندند. چند روز بعد، پیرزن وقتی به خانه برگشت، گفت: «پسرم، من سال‌هاست شب‌ها چراغ ایوان را روشن می‌گذارم؛ چون پسرم قول داده بود هر وقت از سفر برگشت، خانه را از روی همان چراغ پیدا کند.» مرد پرسید: «پسرتان برگشته؟» پیرزن لبخند تلخی زد و گفت: «نه، اما مادرها حتی وقتی امیدشان کم می‌شود، چراغ را خاموش نمی‌کنند.» مرد از آن شب به بعد، دیگر از نور چراغ شکایت نکرد. گاهی چیزی که برای ما مزاحمت است، برای دیگری آخرین رشته امید به زندگی است. 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
- 🛑 لطفاً کپی نکنید؛ فقط فوروارد کنید 🙏🏻 برای زحمتی که برای تهیه و انتشار مطالب کشیده می‌شه، لطفاً از بازنشر بدون لینک کانال خودداری کنید. حمایت شما برای ما ارزشمنده 🤍 __خانواده 🌱 ‌‌‌‌‌