حکایتِ: پادشاه و پرندهی خردمند
پادشاهی مغرور، روزی پرندهای شکاری و سخنگو هدیه گرفت که ادعا میشد همهی رازهای آینده را میداند. پادشاه پرنده را در قفسی از طلا نشاند و پرسید: «ای پرندهی خردمند، بگو عاقبتِ پادشاهی و قدرتِ من چه میشود؟»
پرنده با صدایی رسا گفت: «سلطنتِ تو به زودی به پایان میرسد و همهی تاجوتختت از دست میرود؛ مگر اینکه سه پندِ مرا به کار ببندی.»
پادشاه با ترس پرسید: «پندهای تو چیست؟»
پرنده پاسخ داد: «اول اینکه هرگز حسرتِ گذشتهی ازدسترفته را نخور؛ دوم، به خاطر قدرتی که داری به هیچکس ظلم نکن؛ و سوم، حرفِ غیرممکن را از هیچکس باور نکن.»
پادشاه که شگفتزده شده بود، هر سه پند را به خاطر سپرد. روزها گذشت و پادشاه با عدل و داد حکومت کرد. او فهمید که قدرتِ واقعی در بازوی شمشیرزن نیست، بلکه در قلبی است که اسیرِ طمع و کبر نمیشود.
آن پرنده گرچه در قفس بود، اما کلیدِ آزادیِ روحِ پادشاه را به او هدیه داد و از آن پس، پادشاهیاش تا همیشه در یادها جاودانه ماند.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
📜 ملا و گمشدنِ الاغ
روزی ملا نصرالدین الاغش را گم کرد. در کوچهها میگشت و با صدای بلند خدا را شکر میکرد!
مردم با تعجب پرسیدند: «ای ملا! الاغت گم شده، دیگر شکر کردنت برای چیست؟»
ملا لبخندی زد و گفت:
> «خدا را شکر میکنم که خودم سوارِ الاغ نبودم، وگرنه من هم چند روز است که گم شده بودم!»
💡 پندِ حکیمانه ملا (سخن بزرگان):
💎 «بزرگترین خوشبختی در این است که بتوانیم در میان سختیها و بدبیاریها، زاویهای برای دیدنِ نیمهی پرِ لیوان پیدا کنیم؛ حتی اگر آن زاویه کمی عجیب به نظر برسد!»
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
📖 پایانِ یک ورق، آرامشِ یک شب...
حکایتِ امروزِ زندگی هرچه که بود، تمام شد؛ با تمام تلخیها و شیرینیها، درسها و تجربهها.
آرامشِ شب، پاداشِ تلاشِ امروزِ شماست. سر بر بالشِ آرامش بگذارید و به فردایی روشن بیندیشید.
شبتان آرام و در پناه حق 🌙✨
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌞 صبح بخیر، اهلِ دل و حکایت! 🌿
گاهی یه جملهی قشنگ، یه رفتار کوچیک یا حتی یه لبخند ساده، میتونه حالِ یه آدم رو عوض کنه...
امروز حواسمون به دل همدیگه باشه؛ شاید مهربونیِ کوچیک ما، قشنگترین اتفاق روزِ یکی باشه. 🤍🍃
🌸 روزتون پر از اتفاقای خوب
#هلدینگ_باران
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایت : کاسه سفالی
پیرمردی ضعیف و ناتوان با پسر و عروسش زندگی میکرد. دستهایش میلرزید، چشمهایش کمسو شده بود و هنگام غذا خوردن، کاسه از دستش میافتاد و غذا روی زمین میریخت. پسر و عروسش که از این وضعیت خسته شده بودند، کاسه سفالی ارزانقیمتی برایش خریدند تا غذایش را جداگانه و در گوشهای بخورد تا سفرۀ خانه کثیف نشود. پیرمرد با چشمانی گریان تنها مینشست و غصه میخورد.
روزی پدر دید که نوه کوچکش با تکههای چوب و گل مشغول ساختن وسیلهای است. پرسید: «پسرم چه میسازی؟» کودک با معصومیت پاسخ داد: «دارم کاسهای چوبی میسازم تا وقتی بزرگ شدید و پیر شدید، به شما غذا بدهم تا مجبور نباشید در کاسه سفالی بشکنید!»
پسر و عروس با شنیدن این حرف به خود آمدند. شرمنده شدند، اشک در چشمانشان حلقه زد و فهمیدند رفتار امروزشان، بازتاب فردای خودشان خواهد بود. از آن روز پدر را بر سر سفره نشاندند.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
حکایتِ: چراغِ راه در تاریکی
روزی رهگذری خسته به شهری رسید و دید در تاریکی شب، مردی با چراغی روشن در دست در کوچهها میگردد. رهگذر با تعجب پرسید: «ای مرد، با این چراغ روشن در این شب تاریک چه میجویی؟»
مرد با آرامش پاسخ داد: «میگردم تا انسانی را پیدا کنم که در کلام و عملش هیچ تزویر و ریایی نباشد و راستگویی را پیشه خود ساخته باشد.»
رهگذر لبخندی تلخ زد و گفت: «بیجهت زحمت نکش! چراغ خود را خاموش کن که در این زمانه، پیدا کردن چنین انسانی همچون یافتن سوزنی در انبار کاه است. همه نقاب بر چهره دارند.»
مرد چراغ را بالا آورد و گفت: «من میدانم یافتن او سخت است، اما اگر من هم چراغ به دست نگیرم و ناامید شوم، تاریکی بر همه جا چیره خواهد شد. تلاشِ من برای یافتن درستی، روشناییِ راهِ خودم است، حتی اگر دیگران در تاریکی بمانند.»
رهگذر لحظهای درنگ کرد، سر به زیر انداخت و فهمید که حقیقت، فراتر از ظاهرِ تلخِ روزگار، در درونِ ارادهی انسانهای بیدار زنده است.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
📜 پند: رازِ ماندگاری در طوفانهای زندگی
«در برابـر روزگـار، چون درختِ بید بـاش، نـه چون بلوطِ کهن!»
🍃 درس پند:
درخت بلوط به خاطر سختی و انعطافناپذیریاش، در برابر طوفانهای شدید میشکند و ریشهکن میشود؛ اما درخت بید فروتنی میکند،
خم میشود و میگذارد باد از میان شاخسارش بگذرد، و پس از طوفان دوباره راستقامت میافتد.
انسانهای دانا در برابر سختیها و ناگواریهای زندگی، سرسختیِ بیجا نشان نمیدهند؛
بلکه با صبر، نرمش و تدبیر، طوفانها را پشت سر میگذارند و استوار باقی میمانند.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌙 شب بخیر، رفقای قصهدوست! 🤍
زندگی پر از حکایته؛ بعضیاش بهمون درس میدن، بعضیاش لبخند میارن و بعضیاش یادمون میندازن که قدرِ لحظههای ساده رو بیشتر بدونیم...
امشب دلخوریها رو کنار بذاریم و با خیالِ راحت بخوابیم؛ فردا یه صفحهی تازه از زندگی منتظرمونه. 🍃✨
🌙 شبتون آروم، دلتون بیغصه و فرداتون قشنگتر از امروز.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
هدایت شده از حکایت های بهلول
سنگسار عروس ۱۸ساله شیعه در عربستان😱
افرادی که ناراحتی قلبی دارند وارد نشوند اینجا🥺
https://eitaa.com/joinchat/1558904853C13eee7720b
https://eitaa.com/joinchat/1558904853C13eee7720b
🥺فیلمش ببین ☝️☝️🥺😭
هدایت شده از حکایت های بهلول
خواهر شوهرم زن زیبایی بود که بعد از جدایی از همسرش اومد خونه ما بمونه روزای اول همه چی عادی بود افسردگی بعد طلاق و توجه های زیاد همسرم به خواهرش ....اما روز ب روز توجه اش به خواهرش بیشتر میشد حتی بعضی شبا بدون من میرفتن بیرون بعد از مدتی همسرم وام گرفت برا خواهرش خونه جدا گرفت اولش خوشحال شدم که رفت ولی همسرم خیلی از شب ها میرفت خونه خواهرش همونجا هم میموند به رفتارهای همسرم شک کردم تصمیم گرفتم سر از رفتارهای عجیبش در بیارم تا اینکه . . . . .
تا اینکه 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1507525471C2a23233a0c
حتما بخونید خیلی جالبه👌
🌿 صبح بخیر | باران پند ☕️
گاهی قشنگترین اتفاقهای زندگی، از یه دلِ آروم و یه نگاه مهربون شروع میشن. امروز سعی کنیم حالِ دلی رو خوب کنیم، حتی با یه لبخند کوچیک؛ شاید همون لبخند، قشنگترین اتفاق روزِ یکی باشه. 🤍🌱
#هلدینگ_باران
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌿 ضربالمثل | از کوزه همان برون تراود که در اوست
📖 معنی ضربالمثل:
رفتار و گفتار هر انسان، نشاندهندهی شخصیت واقعی اوست. همانطور که از کوزه چیزی جز محتویات درونش بیرون نمیآید، از آدمها هم در موقعیتهای مختلف، حقیقت وجودشان آشکار میشود.
🍃 داستان ضربالمثل:
روزی پادشاهی برای انتخاب وزیر جدید، دو مرد را به قصر دعوت کرد. مرد اول همیشه از صداقت و درستکاری حرف میزد، اما مرد دوم بیشتر عمل میکرد تا صحبت.
پادشاه کیسهای سکه روی میز گذاشت و به بهانهای از اتاق بیرون رفت. مرد اول چند سکه برداشت و در جیبش پنهان کرد، اما مرد دوم به کیسه دست نزد.
وقتی پادشاه برگشت، رو به مرد اول کرد و گفت: «حرفهایت از صداقت میگفت، اما رفتارت حقیقت دیگری را نشان داد.»
🌱 پند پایانی:
برای شناخت آدمها، فقط به حرفهایشان اعتماد نکن؛ رفتارشان را ببین. چون شخصیت واقعی انسان، نه در ادعاهایش، بلکه در انتخابها و کارهایش آشکار میشود. 🤍
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ