eitaa logo
باران | پند و حکایت 📚
23هزار دنبال‌کننده
895 عکس
607 ویدیو
2 فایل
پند و حکایت: 📚 خِرد، میراثی است که به شما می‌رسد. ✨ واکاوی حکمت در آینه‌ی داستان. 🛑کپی نکن مومن فوروارد بزن راضی نیستم 🛑 🌐 کلوب هلدینگ باران: 🆔 https://eitaa.com/Baran_Holding/7 با ما همراه باشید🙏🏼
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿📜 ضرب‌المثل: از کوزه همان برون تراود که در اوست! 🏺 🔹 معنی ضرب‌المثل: رفتار و گفتار هر انسان، نشان‌دهنده اخلاق و شخصیت درونی اوست. همان‌طور که از کوزه چیزی بیرون می‌آید که درونش وجود دارد، از انسان نیز خوبی یا بدی درونش، دیر یا زود در رفتارش آشکار می‌شود. 🔹 داستان ضرب‌المثل: روزی پادشاهی تصمیم گرفت وزیر تازه‌ای انتخاب کند. دو مرد دانا برای این مقام معرفی شدند. هر دو سخنان زیبا و دلنشینی می‌گفتند، اما پادشاه می‌خواست بداند کدام‌یک واقعاً شایسته این جایگاه است. پس آن‌ها را مأمور رسیدگی به مشکلات مردم کرد. مرد اول همیشه از عدالت حرف می‌زد، اما با مردم تندخو بود و به نیازمندان توجهی نمی‌کرد. مرد دوم کمتر حرف می‌زد، ولی با مهربانی به مشکلات مردم رسیدگی می‌کرد. پس از مدتی، پادشاه نظر مردم را پرسید و فهمید مرد دوم شایستگی بیشتری دارد. بنابراین او را به وزارت انتخاب کرد. 🔹 پند زندگی: 🌱 برای شناخت انسان‌ها، فقط به حرف‌هایشان اعتماد نکن؛ رفتارشان را ببین. آدم‌ها ممکن است با کلمات زیبا خود را خوب نشان دهند، اما حقیقت شخصیتشان در لحظه‌های عمل آشکار می‌شود. یادت باشد، خوبی واقعی نیازی به نمایش ندارد؛ خودش را در رفتار نشان می‌دهد. 🤍 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
اگـــر دائــــم درگــــیر ایــن مــــــواردی👇 🔸 نشخوار فکری 🔸 اضطراب و نگرانی 🔸 بی‌انگیزگی 🔸 اعتمادبه‌نفس پایین 🔸 وابستگی عاطفی 🔸 مشکلات رابطه و..... 👇 همین الان عضو کانال آقای 'دکتر سجاد خلفی' شو و ذهنت رو از نو بساز👇 http://eitaa.com/joinchat/2646476441C8208e37f90 🧠 آموزش 👨‍💻مشاوره🫀تراپی 🗣پادکست کــــاملا" ☝️😍
🌿 حکایت: حوض نقاشی 🎨 روزی پادشاهی دستور داد در وسط باغ قصر، حوضی بزرگ بسازند و دیواره‌هایش را با زیباترین نقاشی‌ها تزئین کنند. وقتی کار حوض تمام شد، پادشاه از دو نقاش معروف خواست هرکدام یک طرف دیوار را نقاشی کنند. اما شرط عجیبی گذاشت؛ بین دو طرف دیوار، پرده‌ای کشیدند تا هیچ‌کدام نتوانند کار دیگری را ببینند. نقاش اول روزها و شب‌ها زحمت کشید. رنگ‌های گران‌قیمت خرید و زیباترین منظره‌ها را روی دیوار کشید. اما نقاش دوم به‌جای رنگ‌آمیزی، تمام وقتش را صرف صیقل دادن دیوار کرد. آن‌قدر دیوار را صاف و براق کرد که مثل آینه شد. وقتی پرده را کنار زدند، همه از دیدن نقاشی زیبای نقاش اول شگفت‌زده شدند. اما وقتی آب حوض را پر کردند، اتفاق عجیبی افتاد! تصویر نقاشی روی دیوار صیقلی طرف دوم افتاد و همه‌چیز را دوچندان زیبا کرد. پادشاه با تعجب پرسید: «چطور بدون نقاشی، چنین منظره‌ای خلق کردی؟» نقاش دوم لبخندی زد و گفت: «من چیزی به دیوار اضافه نکردم؛ فقط غبارها را پاک کردم تا زیبایی خودش را نشان بدهد.» 🌱 نتیجه حکایت: گاهی برای زیباتر شدن زندگی، لازم نیست چیز تازه‌ای به آن اضافه کنیم؛ کافی است غبار کینه، حسادت و غرور را از دل خودمان پاک کنیم تا زیبایی‌های زندگی را ببینیم. ❤️ 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌿 پند: طمع‌کاری 💰 مردی باغ بزرگی داشت که هر سال محصول فراوانی می‌داد. او می‌توانست با فروش میوه‌ها زندگی آرامی داشته باشد، اما همیشه به دنبال سود بیشتر بود. یک روز همسایه‌اش پیشنهاد کرد بخشی از محصول را با قیمتی مناسب به مردم روستا بفروشد. مرد قبول نکرد و گفت: «صبر می‌کنم تا قیمت‌ها بالاتر برود؛ آن وقت پول بیشتری به دست می‌آورم.» روزها گذشت و مرد همچنان منتظر ماند. میوه‌ها کم‌کم روی درخت‌ها خراب شدند و مشتریانش به باغ‌های دیگر رفتند. سرانجام مجبور شد باقی‌مانده محصول را با قیمتی بسیار پایین بفروشد. وقتی حساب‌وکتاب کرد، فهمید سودی را که می‌توانست به دست آورد، به امید سودی بزرگ‌تر از دست داده است. با ناراحتی نزد همسایه رفت و ماجرا را تعریف کرد. همسایه گفت: «تو آن‌قدر به چیزی که هنوز نداشتی چشم دوختی که همان چیزی را هم که داشتی، از دست دادی.» مرد سرش را پایین انداخت و فهمید که همیشه بیشتر خواستن، به معنای بیشتر به دست آوردن نیست. 🌱 پند زندگی: طمع، چشم انسان را به داشته‌هایش می‌بندد و او را اسیر نداشته‌هایش می‌کند. برای آینده تلاش کن، اما قدر فرصت‌های امروزت را هم بدان؛ گاهی زیاده‌خواهی، داشته‌های ارزشمندت را از تو می‌گیرد. 🍃 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
📚 حکایت: استاد دانشگاه و مرد ساده‌دل روزی استاد دانشگاهی که به دانش فراوانش افتخار می‌کرد، برای دیدن شهری به راه افتاد. در مسیر، سوار قایقی شد که پیرمردی ساده آن را هدایت می‌کرد. استاد برای اینکه برتری خودش را نشان دهد، از پیرمرد پرسید: «آیا از علم نجوم چیزی می‌دانی؟» پیرمرد گفت: «نه استاد، من از این چیزها سر درنمی‌آورم.» استاد با خنده گفت: «پس بخشی از عمرت را هدر داده‌ای!» کمی بعد پرسید: «از فلسفه چیزی می‌دانی؟» پیرمرد جواب داد: «نه، استاد عزیز.» استاد دوباره خندید و گفت: «پس نصف عمرت را هم از دست داده‌ای!» در همین لحظه، طوفانی شدید شروع شد. قایق به‌شدت تکان می‌خورد و آب وارد آن می‌شد. پیرمرد رو به استاد کرد و پرسید: «استاد، شنا کردن بلدی؟» استاد با ترس گفت: «نه! متأسفانه شنا بلد نیستم.» پیرمرد گفت: «پس امیدوارم علمت بتواند امروز نجاتت بدهد؛ چون قایق ما در حال غرق شدن است!» استاد که رنگش پریده بود، تازه فهمید دانستن همه‌چیز به معنای بلد بودن همه‌چیز نیست. البته پیرمرد با مهارت قایق را به ساحل رساند و هر دو نجات پیدا کردند. استاد هنگام پیاده شدن، دست پیرمرد را گرفت و گفت: «امروز فهمیدم دانشی که فقط باعث غرور شود، هنوز چیزی به انسان نیاموخته است.» 🌱 نتیجه حکایت: هیچ‌کس آن‌قدر دانا نیست که از دیگران چیزی یاد نگیرد. علم واقعی، انسان را فروتن‌تر می‌کند، نه مغرورتر. 🤍 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
شب بخیر همراهان باران پند ✨🌙 هر روز، حکایتی داره؛ بعضی صفحه‌هاش پر از خنده‌ست، بعضی‌هاش پر از درس و تجربه… اما مهم اینه که با همه‌ی اتفاقاتش، باز هم می‌تونیم فردا رو با امید شروع کنیم. 🤍🍃 امشب دلت رو از غصه‌های امروز سبک کن، شکرگزار لحظه‌های قشنگت باش و با خیال راحت به استقبال فردا برو. 🌙🕊 شب‌تون آروم، دلتون گرم و فرداتون پر از اتفاق‌های شیرین. 💚 🌦 خانواده هلدینگ باران 📖 باران پند | حکایت زندگی 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌞 صبح بخیر | باران پند 🌧️ صبح‌تون بخیر و دلتون روشن! 🤍☕ زندگی پر از قصه‌های ناتمومه؛ بعضی‌هاشون با صبر قشنگ می‌شن، بعضی‌ها با بخشش و بعضی‌ها با رها کردن... امروز رو با یه دل آروم شروع کنین و یادتون باشه، گاهی یه لبخند کوچیک می‌تونه شروع یه اتفاق قشنگ باشه. 🌱✨ 🏡 خانواده 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
‌ 💰دعای ثروت حضرت سلیمان 🌗 هرکس بدنبال روزی بی حساب است در بین الطلوعین این ذکر را زمزمه کند روز هفتم به اذن خدا ... 👌 این دعا به قدری قویه که فرزندان هم تا ۷ نسل ثروت باقی میمونن ❌و برای همین هیچوقت در دسترس عموم نبوده و ما هم مجبوریم زود پاکش کنیم 👇 https://eitaa.com/joinchat/3200189071Cc99e7b40d9
‌🌾دعای ۴۱ دانه گندم از شیخ بهایی👇 https://eitaa.com/joinchat/3200189071Cc99e7b40d9 🌱دعای ۷دانه جو از ملاصدرا👇 https://eitaa.com/joinchat/3200189071Cc99e7b40d9 🌞دعای رزق نهان از قاضی طبابایی👇 https://eitaa.com/joinchat/3200189071Cc99e7b40d9 💰 دعای برکت مخفیانه از بحرالعلوم☝️
🍎 حکایت: سیب درختی و دزد گرسنه در روستایی کوچک، مردی باغی پر از درختان سیب داشت. روزی مردی گرسنه از کنار باغ گذشت و با دیدن سیب‌های سرخ، از دیوار بالا رفت و چند سیب چید. صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید: «چرا بدون اجازه وارد باغم شدی؟» مرد سرش را پایین انداخت و گفت: «چند روز است چیزی نخورده‌ام و گرسنگی امانم را بریده است.» صاحب باغ با دیدن حال او آرام شد و پرسید: «چرا در نزدی و درخواست کمک نکردی؟» مرد پاسخ داد: «می‌ترسیدم تحقیرم کنی.» صاحب باغ چند سیب و مقداری غذا به او داد و گفت: «برای کمک خواستن خجالت نکش؛ لازم نیست برای سیر شدن، اشتباه کنی.» مرد با چشمانی اشک‌آلود تشکر کرد. مدتی بعد، برای کار کردن به همان باغ برگشت و با دسترنج خودش زندگی تازه‌ای ساخت. 🌱 نتیجه حکایت: گاهی مهربانی، بیشتر از سرزنش می‌تواند انسان را به راه درست هدایت کند. ❤️🍎 🌦 خانواده هلدینگ باران: ◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند ➖ ➖ ➖ 🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ