eitaa logo
_بـُـڪاء🇮🇷.
598 دنبال‌کننده
470 عکس
150 ویدیو
0 فایل
دفترمو باد ببره عطرت می‌پیچه تو کلِ شهر : ) __ ناشناسمون؛ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8cpohk&btn=بکـاء ـ فرهنگِ‌شریفِ‌فوروارد . اینجام: @Hananeh_1100
مشاهده در ایتا
دانلود
《من شنیدم، نوبت توعه》 همیشه با خودم می‌گفتم کاش ی صدای قشنگ داشتم و ی گیتار. آدمایی که گیتار می‌زنن و می‌خونن رو هیچوقت فراموش نمی‌کنم، ترجیح می‌دهم ساعت‌ها بشینم گوشه‌کنار اتاق و تا دم دمای طلوع صبح، گیتار بزنی و بخونی. ولی عزیزم، مگه دنیای ِما اون‌طوریه که ما می‌خوایم؟ حالا میون ِآهنگام وقتی که نصفه شبا تو بالکنم به سیاهی خیره شدم، آهنگ تو پلی می‌شه و سیل اشک من، جاری. عزیز ِمن کاش بدونی چقدر رویایی بود تصوراتی که با تو می‌کردم، اینکه سر روی پاهات بزارم و به صدای خوندنت گوش بدم. شاید هیچوقت هم مخاطبت من نبودم، بااینکه تو مدام مخاطب حرف‌های مزخرف ِمن بودی، حتی اگر نمی‌خواستم. عزیزم تو همیشه اون طرف سکه‌ی من بودی و من؟ فکر نمی‌کنم. هیچوقت نمی‌گویم که دوستم نداشتی، آخر مگر بی‌دلیل بود که آدم‌ها حسادت می‌کردند به چیزی که بین ما جوانه زده بود؟ اصلا مگر آدم برای کسی که دوستش ندارد، می‌نوازد؟ عزیزکم اکنون صدای تو در گوش‌های من می‌پیچد و آن همه تلاشی که این ‌مدت کردم تا تورا ز یاد ببرم، در ثانی نابود شد:) کجایی که ببینی دخترک در بالکن اتاقش سیاهی‌ای را تماشا می‌کند که قبلا شب‌ها از تصور آن سیاهی در تخت خود در زیر پتو می‌لرزید و می‌ترسید. اما صدای تو همیشه بود و آرام آرام، آرامم می‌کرد. البته که خواندنت دلگرم بود اما صحبت با تو راجع به زندگی‌ات، آن لحجه‌ای که خودت هم بَر نبودی را به زور از تو یاد گرفتن، خندیدن نصفه‌شبی پشت تلفن‌هایمان و شاید حتی، مادرت که برایم مانند فرشته‌ای بود که تو راه بر سر راهم گذاشته. آری شاید او را ندیدم، اما می‌دانی چند بار حوالی شب از خدا تشکر می‌کردم که مادرت تو را به دنیا آورده؟ می‌دانم که نمی‌دانی. من شب‌ها دعا می‌کردم که اگر هم ترکم کردی، حالت خوب باشد. دلم گرفته و صدای نواختنت برای دیگری در گوشم پر است، دلگیر است نفس کشیدن ِبی تو. مرا نجاتم می‌دهی یا می‌گذاری خود در این باتلاق با عشقی عظیم فرو روم و با تنفر بیرون آیم؟ مگذار او، خود به تنهایی بزرگ شود. تو مرا شنیدی، یادم است. دلگرم بود که تو بودی و سرزنشم نمی‌کردی بابت حال و هوای بَدم. درست است که شاید تو را نبخشیدم اما روزهایی بود که تپش قلب من سر به آسمان‌ها می‌گذاشت و التماس می‌کرد این حس ذوق و شوق را کمی آرام کند. اکنون ولی نیستی و بشنوی مرا. دور شدی که نشنوی مرا یا اینکه دور شدی چون دخترک دیگری از تاریکی ترسیده است؟ راست بگو وتن من. درد مرا رها نمی‌کند. به زیبایی ِستارگان☆ می‌خواستمت. نمی‌دونم چندمه چون تاریخ معنایی نداره وقتی ازش لذت نبری. باران` بی‌مخاطب.
دبیرمون مَرده، میخواد توضیح بده همش میگه بابا جان 😭 کدومو بگم بابا جان ؟ آخری؟ جانم بابا جان بگو زهرا بابا جان ببین چی میگم فاطمه بابا سوالو بخون وای خیلی خوبه😭😭😂
وای برگشته می‌خنده میگه پریناز قهر کرد رفت برید بیاریدش بگم غلط کردم 🤣
خیلی خوبه جدیده دوسش دارم
هول شدم میکروفونمو باز کرد گفتم سلام عمو 😭😭🤣🤣🤣وای هیجا آبرو نمیزارم واسه خودم 🤣 کلیییی خندید گفت اینهمه میگم باباجان که بیای بگی عمو ؟ 🤣
نظر مثل ماتحت میمونه،همه دارنش.ولی هرجایی نباید ارائه‌ش بدی✨
از بودنایی که شبیه نبودنه متنفرم.
خاک برسرت ایتا
صداوسیما بدون خنده : مردم از فیلترینگ شکایتی ندارن. چون برنامه های جایگزین داخلی عملکردشون خیلی بهتر از خارجیاست.
هدایت شده از 🇮🇷ابوالعاد
روزایی که با صدای انفجار از خواب بیدار میشیم «««««««««««««««
پیشنهاد میکنم با طهورا بیرون نرید✨