خیلی دوست دارم معدمو دربیارم بزارم جلوم یه لیوان چایی براش بزارم بگم بقراااان خودم میتونم حلش کنم تو هیچ غلطی نکن دخالت نکنن.
میشینم تماشا میکنم وقتی به اون قسمت از زندگی که نباید برسم، رسیدم، از این فاضلاب فرار میکنم .
کاش وقتی میتونم نگاهت کنم خنده روی لبات رو ببینم:)یه دوتا صندلی اون ور تر اون قدر هم دور نیست