من همونیم که، منتظرت میمونم تا بند کفشت رو ببندی، در حالی که بقیه دارن به راه رفتنشون ادامه میدن.
چیه این آدمیزاد که با یه حرف بهم میریزه و همه ذوقشو کور میکنه و هزارتا حرفم نمیتونه حالشو خوب کنه…
سخت ترین قسمت آدم بودن اونجاست که بخوای و نتونی..
بخوای دوست داشته باشی و نتونی
بخوای متنفر باشی ولی نتونی
بخوای فراموش کنی ولی نتونی
بخوای بخندی ولی نتونی
بخوای یه نفرو خوشحال کنی ولی نتونی
من اینجوریم که احمقم، احمقم، احمقم، یهو دیگه احمق نیستم، مهربونم، مهربونم، مهربونم، یهو دیگه مهربون نیستم، میبخشم، میبخشم میبخشم، یهو دیگه نمیبخشم، اونجا که “یهو” اتفاق میفته شاهد بی احساسترین ورژن من هستید.
یکم که بالغ تر میشی، میفهمی که اصلا مهم نیست کیو فالوو کرده یا با کی حرف میزنه؛
ادم متعهد، متعهد میمونه و اونیم که بخواد کاری کنه، میکنه..
همه چی به ذات ادم برمیگرده..
دوست دارم با یه آدم غریبه که هیچی از من و زندگیم نمیدونه، بشینم و راجب دونه دونه جزییات زندگیم باهاش حرف بزنم.