سنم که بالا رفت فهمیدم دیگه فقط از آدمهایی که یاد گرفتن در لحظه زندگی کنن خوشم میاد. افرادی که برای آینده تلاشگر هستن اما حال رو له نمیکنن. دیگه پذیرفتم هر ارتباطی پایانی داره، باید عشق بگیرم و عشق بدم، فقط یهبار بجنگم، بعد بگذرم.
دوری واقعا چیز سختیه، دختر داییم یه دنیا اومد بعد یه ماه دیدمش،امروز پسر عمه ام به دنیا اومد نمیتونم ببینمش:)🥲
ولی بیاین قبول کنیم تو هر بحث و دعوایی اونیکه بیشتر داغ کرده و داد و بیداد میکنه، بی گناه تره.مقصرا همیشه به خودشون مسلطن و آروم و بی صدا میشنن نگات میکنن تا تو داغون بشی
*
یه چیز دیگر هم بود که عذابم میداد و آن این بود که
هیچکس شبیه من نبود و من هم شبیه کسی نبودم ،
من تنها بودم و آنها همه با هم
یکی بهم گفت خیلی ازت خوشم میاد خاله حنا :))))))))))))))))))))))))
وای منو بگیریدددددددددد