عشق آن بغض ِعجیبیست که از دوری ِیار
نیمه شب بین گلو مانده و جان میگیرد... (:
تو عشق ِاول ُآخرمي دورت بگردم : ).
جدایی ما منو داغون نکرد ، اما باعث شد هر شب تا صبح به سقف خیره بشم و از خودم بپرسم چرا این اتفاق برای ما افتاد؟
چرا حسی که انقدر واقعی به نظر میرسید ، آخرش به جایی رسید که مجبور شدیم از هم دست بکشیم؟
بكاء | BoKa
|| آهسته میبوسمت ، طوری که لبهایت فکر کنند خواب ِبوسه دیدهاند ! :) ـ
هدایت شده از کنجِ کیهان
ولی من میدونم که یک روز باید برای آخرین بار بغلش کنم:))